لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
امام خمینی(ره) و روابط بین الملل
قرآن و روابط عاطفی با خویشاوندان کافر
قرآن و روابط دوستانه با کافران
قرآن و روابط اجتماعی با کافران
الف ـ شرکت در مجالس کافران:
ب ـ هم رازی باکافران:
ج ـ ازدواج با کافران:
احسان به کافران
قرآن و دفاع در برابر کافران
مشخصه های روابط بین المللی
روابط بین المللی در حکومت دینی
بی تردید اندیشه حکومت دینی و
بنیان گذاری نظام جمهوری اسلامی در
ایران از سوی امام خمینی(قده) رویکرد ِ
جدیدی را به دین به همراه داشت. موج
جدید نگاه به دین از یک سو افق های
روشنی را از منظر تفکر و خردورزی دینی
نوید می داد, و از سوی دیگر, دل نگرانی
و دغدغه های خاطر ایجاد می کرد.
دل نگرانی از این که رویکرد ِجدید به دین
از سر شوق زدگی به نظریه پردازی
شتاب زده در معارف و حقایق دین بپردازد
و با چشم پوشی از تمام ابعاد دین و
جامعیت آن آرا و دیدگاه های یک بُعدی و
متغیّر را جایگزین دیدگاه های جامع و
ثابت اصول و معارف دین کند.
و افق های روشن و امیدهای تازه به
این که رویکرد ِنو به دین و حکومت دینی
سمت وسوی تحلیل منطقی و پژوهشی و
|98|
ماهیت دین شناسانه داشته و با جامع نگری
همراه باشد; روی کردی که با انگیزه,
بازشناسی آموزه های دینی با توجه به
تحولات بنیادین شرایط زندگی اجتماعی,
فرهنگی, سیاسی انسان و با توجه به دو
اصل خاتمیت اسلام و جهان شمولی آن
باشد که در این صورت رویکردی مبارک
بوده و شاهد نمودی دیگر از ورود تفکر و
اندیشه دینی در عرصه های جهانی دین و
فرهنگ خواهیم بود.
البته آن چه تا هم اکنون با این ماهیّت
و انگیزه انجام یافته بسیار درخشان و از
برجستگی های ِتاریخ دین پژوهی به شمار
می رود. با ارج نهادن به تمامی گام ها و
پژوهش های ارزنده ای که در این مقوله
انجام یافته است و یا در حال انجام است,
به نظر می رسد هم چنان اولویت ها و
محورهایی با زمینه و نیاز کامل به پژوهش
وجود دارد که بایسته است از نگاه
پژوهش گران و صاحب نظران دور نماند که
در این جا به مواردی هر چند کوتاه و
فشرده اشاره می کنیم:
1. تحلیل ماهیت حکومت دینی و
جایگاه و نسبت آن با مجموعه دین;
2. نسبت و رابطه فلسفه دین با فلسفه
حکومت دینی;
3. حوزه های ورود و نوع ورود
حکومت دینی در حریم های فرد و جامعه;
4. تأثیرگذاری حکومت دینی
بنابر مبنای اولی بودن حکومت درمحدوده
قوانین و احکام دیگر;
5. تأثیرگذاری حکومت بنابر مبنای
ثانوی بودن در محدوده های قوانین و
احکام دیگر;
6. نوع و ماهیت روابط حکومت
دینی با جهان خارج از مرزهای جغرافی
خود.
این محورها برخی از بایسته های
تحلیل نظریه حکومتی دینی است که نه تنها
برای اثبات و تبیین برخی ابعاد احکام
اجتماعی, سیاسی اسلام روشن گر است
بلکه خود پاسخی به برخی شبهه افکنی ها
در عرصه اندیشه و تفکر حکومت دینی
خواهد بود.
این نوشتار پیش درآمدی است کوتاه
در محور "امام خمینی و روابط بین الملل";
به دیگر سخن روابط بین المللی حکومت
اسلامی از منظر امام خمینی که با توجه به
|99|
اهمیت و گستره موضوع آن, امید است
این مقال کوتاه زمینه ساز تحلیلی جامع و
کامل گردد.
روابط یک کشور با جهان خارج از
مرزهای جغرافیایی خود از منظرهای
متفاوتی مورد توجه قرار می گیرد: گاهی
مدیریت سیاسی یک کشور از منظر
ارتباطات خاصی, سیاسی و دیپلماتیک به
رابطه با کشورهای دیگر می نگرد. و این
نگاه فلسفه روابط را هم مشخص می کند,
و گاهی چشم انداز روابط یک کشور با
کشورهای دیگر را تحولات, نیاز و شرایط
اقتصادی ترسیم می کند و گاهی هم نگاه
پیوند به اردوهای قدرت و سلطه های
منطقه ای, جهانی, آنچه در همه نگاه ها به
روابط بین المللی یک کشور مشترک است
تفکر حاکم بر مدیریت سیاسی جامعه
است.
که خدای تبارک و تعالی مقرّر
فرموده, شرایط حاکم را شرایط
مأمورین دولت را, کیفیت حکومت
را, آن طوری که در اسلام مقرّر
است, همان طوری که در صدر اسلام
بود.
از آن جا که ماهیت حکومت دینی از
اصول و مبانی دینی شکل می پذیرد به کلام
امام خمینی در بیان آن می نگریم, امام در
بیان مبانی تفکر حاکم بر مدیریت سیاسی
در حکومت اسلامی می فرمایند:
"الف: حکومت اسلامی به آن طوری
[1]
ب: حکومت اسلامی مشروطه است
از این جهت که حکومت کنندگان در
اجرا و اداره مقید به یک مجموعه
شرط هستند که باید رعایت و اجرا
شود, از این جهت حکومت اسلامی
حکومت قانون الهی بر مردم است. [2]
ج: روابطی را که هر فرد بشر با
خداوند دارد, روابطی را که هر فرد
بشر با پیغمبر اسلام(ص) دارد, با
حکومت دارد, روابطی را که هر فرد
با فرد دیگر باید داشته باشد, روابطی
را که هر فرد با غیر ملت خودش باید
داشته باشد, کلیه روابطی را که امکان
دارد بین یک فرد بشر با افراد دیگر بشر
یا جوامع بشری باشد در اسلام مطرح
است و حکم دارد. [3]
د: بنابراین ما یک کتابی داریم که
مصالح شخصی, مصالح اجتماعی,
|100|
مصالح سیاسی, کشورداری و همه
چیزها در آن هست, البته با آن
تفسیرهایی که از اهل تفسیر وارد شده
است. [4]">
دراین فرازها از کلام امام اصول
حاکم بر مدیریت سیاسی, قوانین, ضوابط
در تمامی ابعاد حکومت اسلامی از جمله
روابط بین المللی حکومت اسلامی ترسیم
شده است.
شرکت در مجالس کافران, دوستی با
کافران, هم رازی با کافران, ازدواج با
کافران و… مورد توجه قرار گرفته است.
دیدگاه قرآن نسبت به روابط با غیر مسلمانان
چون دیگر دیدگاهای این کتاب جامع
آسمانی به پدیده ها و حقایق فردی و
اجتماعی همه جانبه, جامع و بنیادی
است, تا آن جا که حتی در این مسئله به
ظاهر ساده, انگیزه های انسانی, عاطفی,
اجتماعی, سیاسی از نظر دور نمانده
است.
روابط بین المللی به شکل کنونی, در
دوران صدر اسلام ابعاد و شکل دیگری
داشته است و با عنوان روابط مسلمانان با
غیر مسلمانان شناخته می شود.
البته نگاه به این موضوع می تواند نگاه
تاریخی به روابط باشد که در آن صورت
عوامل و فراز و نشیب آن روابط از آغاز
تاکنون بررسی و تحلیل می شود و
می تواند نگاه به اصول و مبانی رفتاری
روابط مسلمانان با غیرمسلمانان و در این جا
نگاه به روابط را براساس احکام اسلام و
اصول آن بررسی می کنیم.
مسئله روابط مسلمانان با غیر مسلمانان
از جمله موضوعات خاصی است که در
قرآن مجید با عناوین مختلفی چون:
با توجه به تعدّد آیات و نیاز گسترده به
تفسیر تحلیلی نسبت به عناوین و موضوعات
بررسی شده در آیات در این مقام فقط
اشاره ای کوتاه و گویا به پیام نخستین آیات
قرآن در موضوع می کنیم.
قرآن و روابط عاطفی با خویشاوندان کافر
"یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا اباءکم و
اخوانکم اولیاء ان استحبوا الکفر علی
الایمان…; [5] ای کسانی که ایمان
آورده اید, اگر پدرانتان و برادرانتان
کفر را بر ایمان ترجیح دهند [آنان را]
|101|
به دوستی مگیرید."
"لاتجد قوما یؤمنون بالله والیوم الاخر
یُوادّون مَن حادّ الله ورسوله ولو کانوا
آباءهم أو… [6]; قومی را نیابی که به
خدا و روز باز پسین ایمان داشته
باشند [و] کسانی را که با خدا و
رسولش مخالفت کرده اند ـ هر چند
پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان
یا عشیره آنـان باشنـد ـ دوسـت
بدارند….">
"قل ان کان اباؤکم و ابناءکم و
اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و
اموال اقترفتموها و تجارة تخشون
کسادها و مسکن ترضونها احب الیکم
من الله و رسوله…; [7] بگو:اگر پدران
و پسران و برادران و زنان و خاندان
شما و اموالی که گرد آورده اید و
تجارتی که از کسادش بیمناک اید و
سراهایی که خوش می دارید, نزد
شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه
وی دوست داشتنی تر است, پس
منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به
اجرا در] آورد.">
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
امام خمینی(ره) و مستضعفان
استضعاف در قرآن
انقلاب ایران و مستضعفان
امام خمینی و فقرزدایی
روحانیت و حمایت از محرومان
مسئولان نظام و حمایت از محرومان
نفوذ فرصت طلبان
استضعاف در قرآن
واژه های استضعاف و مستضعفین ریشه قرآنی دارند, چنان که کلمه هایی چون مستکبران و
طاغوتیان نیز چنین اند. این واژگان به فراموشی سپرده شده بود تا این که احیاگر بزرگ قرن,
حضرت امام خمینی(قده) آن ها را دوباره معنا بخشید و بر زبان ها و قلم ها جاری کرد.
مستضعف یعنی کسی که به استضعاف کشیده شده و خودش و دیگران او را ضعیف
و ناتوان می شمارند در صورتی که واقع امر چنین نیست.
مستکبران نیز کسانی هستند که خودشان و دیگران آن ها را برتر می شمارند در صورتی
که واقع امر چنین نیست. کلمات استکبار و استضعاف را با توجه به یکدیگر باید معنا کرد.
در قرآن کریم برای مستکبران چند نشانه ذکر شده است:
1ـ برتری جویی و خود بزرگ نمایی, نه برتری واقعی; [1]
2ـ تفرقه افکنی در میان مردمان محروم و مستضعف; [2]
3ـ سرکوب بی رحمانه و کشتار مخالفان; [3]
|10|
4ـ به فساد کشیدن مردم و ترویج مفاسد; [4]
5ـ تحقیر و توهین مردم; [5]
6ـ اسراف و ولخرجی. [6]
از آیه های قرآنی استفاده می شود که مستکبران افرادی اند که خود را برتر از دیگران
می دانند و نشان می دهند. آن ها می گویند: ما سیاست مدار, دانشمند و عاقل هستیم و
مصالح شما را بهتر از خودتان تشخیص می دهیم. از ما اطاعت کنید تا سعادت و
خوشبختی شما را فراهم سازیم. با عناوین مختلف ِرنگ, نژاد, دین, مذهب, زبان,
قومیت, ملیت, کشور, شهر و دیگر عنوان های اعتباری در میان مردم تفرقه می اندازند تا
تضعیف شوند و نیروی اجتماعی خود را از دست بدهند. مفاسد اخلاقی را ترویج می کنند
و مردم را به عیاشی سرگرم می سازند تا هویت انسانی خود را فراموش کنند و در برابر
خواسته های شان تسلیم گردند.
زمین, آب, هوا, منابع طبیعی, نیروی علم و اختراع و صنعت, نیروی کار,
نیروهای اداری, نظامی و انتظامی, قضایی همه و همه از مردم به وجود می آید و خود
آنان منابع عظیم قدرت و ثروت هستند, نه مستکبران. مستکبران اقلیتی بیش نیستند و
اگر توده های مردم با آنان همکاری نکنند قدرتی ندارند. قدرت آن ها غیر واقعی و
پوشالی است. با حیله گری و تلقینات دروغین, اکثریت را از خود بیگانه کرده تا نتوانند
به قدرت واقعی خویش پی ببرند و از آن بهره بگیرند. بنابراین, مستضعفین واقعاً ضعیف
و ناتوان نیستند بلکه خودشان را ضعیف می پندارند. مشکل مستضعفین ناتوانی واقعی
نیست بلکه اختلافات درونی و نادانی و اطاعت کورکورانه از مستکبران است. مستکبران
نیروهای سرکوب گر را از خود مستضعفان فراهم می سازند و بر سر خودشان می کوبند,
و استثمارشان می کنند.
پیامبران در طول تاریخ از جانب خدا مبعوث می شدند تا مردم به استضعاف کشیده را
بیدار سازند تا خود را از قید و بند مستکبران آزاد نمایند. حضرت ابراهیم(ع) در برابر حکومت
طاغوتی نمرود قیام کرد. حضرت موسی(ع) در برابر حکومت جبّار ِفرعون به پا خاست.
|11|
حضرت عیسی(ع) در برابر جباران عصر خود و به منظور نجات محرومان قیام کرد.
حضرت محمد(ص) در برابر ابوجهل ها و ابولهب ها و قیصرها و کسری ها قیام کرد و برای
نجات محرومان و مستضعفان به جهاد پرداخت.
مبارزه با طاغوت و طاغوتیان و دفاع از حقوق محرومان یکی از مهم ترین اهداف
پیامبران بوده است. [7]
قرآن کریم قتال در راه خدا را به منظور نجات مستضعفان یکی از وظایف مسلمانان
می شمارد و می فرماید:
"چرا در راه خدا و برای نجات مستضعفان جهاد نمی کنید? مردان و زنان و
کودکانی که می گویند: پروردگارا, ما را از این شهری که ساکنان آن ستمکارند
بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار بده و از نزد خویش برای ما یاوری
تعیین فرما. مؤمنان در راه خدا جهاد می کنند و کافران در راه طاغوت می جنگند.
پس شما با دوستان شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان ضعیف است."> [8]
جنگ استضعاف و استکبار, فقر و غنا همواره در طول تاریخ ادامه داشته و دارد.
هرچند یک بار در گوشه ای از جهان به وسیله محرومان نهضتی بر پا می شد و بر ضد
مستکبران و ستمکاران و زراندوزان قیام می کردند. گاهی در همان آغاز امر شکست
می خوردند و به وسیله عوامل استکبار سرکوب می شدند و گاهی پیروز می شدند و عوامل
استکبار را کنار می زدند و به طور موقت چند صباحی در مسند قدرت قرار می گرفتند.
پیامبران در طول تاریخ همواره از محرومان حمایت می کردند, یا خود در رأس چنین
نهضت هایی بودند یا از نهضت کنندگان جانبداری می کردند.
انقلاب ایران و مستضعفان
کسانی که از سال 1341 در جریان مبارزات مردم ایران بر ضد رژیم شاهنشاهی, به رهبری
امام خمینی(قده) حضور فعال داشتند یا شاهد حوادث آن زمان تا زمان پیروزی سال 1375
و حوادث مهم بعد از آن, به ویژه دوران هشت ساله جنگ تحمیلی, بوده اند به خوبی
|12|
می دانند که طبقات محروم و مستضعف بزرگ ترین نقش را در سرنگونی رژیم شاهنشاهی
و خنثی ساختن توطئه های دشمنان داخلی و خارجی و تثبیت نظام اسلامی داشته اند. در
این دوران بسیار حساس و سرنوشت ساز, کارگران, پیشه وران, کشاورزان, دانشجویان,
دانش آموزان و طلاب ِجوانی که غالباً از فرزندان همین طبقات بودند, در صحنه های مهم
مبارزات حضور فعال داشتند. اکثر قریب به اتفاق زندانیان, شکنجه شدگان, تبعیدیان,
شهدا و جانبازان از همین اقشار زحمت کش و محروم بودند; به طوری که می توان گفت:
پیروزی انقلاب اسلامی ایران مرهون ایثار و فداکاری و جهاد طبقات محروم و شریف
است, چنان که امام خمینی(قده) بارها بدین مطلب اشاره نمودند. از باب نمونه:
"فقرا و متدینین بی بضاعت, گردانندگان و برپا دارندگان انقلاب هستند."> [9] "با پشتیبانی مردم مخصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستم شاهی از کشور و ذخایر آن کوتاه گردید." [10] "مستمندان و فقرا و دور افتاده ها در صف مقدم جامعه هستند, همین ها و همین زاغه نشینان و همین حاشیه نشینان و همین محرومان بودند که این انقلاب را به ثمر رساندند… همین ها هستند که الآن در جبهه ها مشغول به فدارکاری هستند."> [11]
بنابراین, انقلاب ایران را می توان یکی از مصادیق بزرگ نهضت های مستضعفان به
شمار آورد و صاحبان اصلی انقلاب نیز همان ها هستند. ولی این انقلاب با دیگر
انقلاب هایی که به وسیله طبقات محروم و مستضعف به وقوع پیوسته یک تفاوت مهم دارد:
آن انقلاب ها غالباً ماهیت اقتصادی و ضد تبعیضاتی داشته و با تبلیغات در این محورها
مردم به صحنه های مبارزه و پیکار کشیده می شدند. برخلاف انقلاب ایران که ماهیت
اسلامی داشت. امام خمینی به عنوان وجوب دفاع از اسلام و ارزش های دینی و مبارزه
بر ضد ترویج مفاسد اخلاقی و امور ضد دینی مردم را بسیج می کرد و به صحنه های مبارزه
می کشید, از این رو ایثار و فداکاری مردم به قصد قربت و جلب رضای خدا و عمل به
تکالیف شرعی انجام می گرفت. پایداری و مقاومت, ایثار و فداکاری تا مرز شهادت نیز از
|13|
همین منبع معنوی سرچشمه می گرفت.
امام خمینی در همه دوران مبارزات و بعد از آن سعی داشت نهضت از مسیر خدایی و
قصد اخلاص و انجام وظایف شرعی خارج نگردد. حتی جهاد و تلاش در راه تأسیس
حکومت اسلامی و تحکیم پایه های آن و خنثی ساختن توطئه های دشمنان را نیز به عنوان
یک وظیفه شرعی و موجب رضای پروردگار جهان معرفی می کرد.
ولی این, بدان معنا نیست که امام خمینی توجّهی به امور زندگی و اجتماعی و
سیاسی, و اقتصادی مردم نداشت و صرفاً به منظور تأسیس و تثبیت حکومت اسلامی جهاد
و تلاش کنند, بلکه به همه این ها کاملاً عنایت داشت ولی از طریق اجرای احکام و قوانین
اسلام. امام عقیده داشت اگر حکومت اسلامی برپا شود و احکام و قوانین دینی به طور
صحیح و کامل به اجرا درآید, و مسئولان نظام اسلامی در رده های مختلف به وظایف خود
عمل کنند مشکلات اقتصادی, اجتماعی, سیاسی, اخلاقی, قضایی مردم حل می شود.
کشورشان آباد و در حد امکان زندگی خوب و مرفهی خواهند داشت.