لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 86 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
حقوق جزای عمومی اسلام (قسمت اول)
مقدمه- حقوق- که واژه ای است عربی- جمع حق است. حق در لغت به معانی متعددی است که چه بسا جامع بین آن معانی به اعتبار معنای مصدری آن, ثبوت , یعنی وجود حقیقی, و به اعتبار معنای وصفی آن, ثابت, یعنی موجود حقیقی, می باشد.
حق در اصطلاح حقوق اسلامی: توانائی خاصی است که برای کس یا کسانی نسبت به چیز یا کسی اعتبار شده و بمقتضای آن توانائی می تواند در آن چیز یا کس تصرفی نموده و یا بهره ای برگیرد. کسی که این تونائی برای او اعتبار شده صاحب حق ( یا ذوالحق یا من له الحق), و کسی که صاحب حق این توانائی را نسبت به او دارد من علیه الحق نامیده می شود.
مثلاً حق قصاص توانائی ولی دم است نسبت به قاتل , می تواند اعدام او را از دادگاه بخواهد. همینطور: حق قذف حق تعزیر, حق دیه و غیره.
حق پیوسته با تکلیف و وظیفه توام است, بدیهی است چنانچه کسی به گردن دیگری حقی دارد من علیه الحق موظف است به رعایت حق او کار یا کارهائی را انجام دهد, ملاحظه حق و الدین بر فرزند, حق فرزند و بر والدین, حق همسایه بر همسایه و سایر حقوق این حقیقت را بخوبی آشکار می سازد. بلکه نه تنها من علیه الحق است که در مقابل صاحب حق وظائفی دارد, خود صاحب حق هم بپاس توانائی که دارد وظائفی را که اجتماع و احیاناً قانون به عهده او گذاشته است باید انجام دهد, والدین باید در حضانت, تعلیم و تربیت, تهذیب اخلاق, تهیه و سائل معیشت و بطور کلی در تحویل یک فرد سالم و مفید به جامعه بکوشند, و حتی همه افراد جامعه وظیفه دارند حق صاحب حق را محترم بشمارند.
و چون بین حق و احکام ترخیصی جامع قریبی وجود دارد که احیاناً ممکن است موجب اشتباه و عدم تمیز این دو از یکدیگر گردد, چنانکه در مورد حقوق, صاحبان حق می توانند کاری را انجام دهند و می توانند انجام ندهند د رمورد این احکام نیز انسان می تواند کاری را انجام دهد یا انجام ندهد, لذا در مقام فرق بین این دو, مناسب است در آغاز بطور مختصر حکم و احکام ترخیصی شناخته شود انگاه به فرق بین این دو اشاره می گردد.
حکم چیست؟
هر یک از مقرراتی را که شارع مقدس برای موضوعات مختلف وضع کرده است حکم شرعی گویند و جمع ان احکام شرعیه است مانند: لزوم اقامه حدود و تعزیرات نسبت به مجرمان و وجوب اجراء قصاص درباره جانیان.
حکم تکلیفی و حکم وضعی
حکم شرعی چنانچه مستقیماً به فعل یا ترک مکلفان تعلق گرفته باشد حکم تکلیفی نامیده می شوند مانند: وجوب نعقه عیال واجب النفقه و وجوب اجراء حدود و قصاص و حرمت تعطیل آنها. و چنانچه مستقیماً به فعل یا ترک مکلفان تعلق نگرفته باشد بلکه به شیء یا شخص تعلق گرفته باشد حکم وضعی نامیده می شود مانند: مالکیت شیء یا زوجیت شخص.
اقسام حکم تکلیفی
حکم تکلیفی بر پنج قسم است که احکتم پنجگانه تکلیفی ( احکام خمسه تکلیفیه) نامیده می شود. این احکام عبارت است از:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 136 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
2
مسائل سیاسی
جهان اسلام
یکی از الزامات شخصیت انسان مسلمان بصیرت و قدرت بر تحلیل رفتارها و پدیده ها است تا بتواند در پرتو تحلیلی همه جانبه از سطح و ظاهر پدیده ها عبور، و به درون امور و روابط ناپیدای آنها رسوخ کند .
مقام معظم رهبری می فرماید:
«عالمترین عالمها و دانشمندترین دانشمندها هم اگر مغز سیاسی و فهم سیاسی نداشته باشند با یک آب نبات، بسوی دشمن میروند و مجذوب او میشوند. این نکات ریز را جوانهای ما باید درک کنند.» ( روزنامه کیهان،13/11/77.)
3
بسیاری از پدیده های سیاسی و اجتماعی دارای دو وجه متمایز از هم هستند:
1- وجه آشکار که درک آن برای افراد عادی بطور معمول امکان پذیر است.
2- وجه پنهـان که درک آن برای افراد عادی بطور معمول امکان پذیر نمی باشد و باید به درون و زوایای ناپیدای آنها نفوذ کرد.
مفاهیم واصطلاحات
سیاست
1 . سیاست به مثابه علم قدرت
نظریهپردازان غربی، غالباً سیاست را علم قدرت شمردهاند و افراد زیادی نیز در ایران به طور آشکار و روشن آن را پذیرفتهاند موریس دوورژه با نقد تعاریف دیگر و دفاع از تعریف خود، سیاست را علم قدرت نامیده است.
اندیشمندانی چون جوزف فرانکل، ماکیاول نیچه، فرانکلین لووان بومرو و ... چنین معنایی از سیاست دارند .
( اصول علم سیاست، موریس دوورژه، ترجمه دکتر ابوالفضل قاضی، ص 18-17 (
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 42 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
پیشرفت فلسفه در اسلام و نقش مسلمانان در پیشبرد آن
مقدمه
فلسفه اسلامی چیست ؟این همواره یک پرسش بحث انگیز بوده است و در واقع یافتن عنوان کاملا رضایت بخش برای این متفکران و نظامهای فکری انهاامری دشوار است.نامیدن این فلسفه به فلسفه عربی در حقیقت از زبانی نامگذاری مناسبی است.چرا که قران به ان زبان نازل شده است.اما به دشواری میتوان انرا توصیف مناسبی برای محتوای فلسفه ای که از ان در نظر داریم دانست.بسیاری از لاین متفکرین به عربی نوشته اند و بسیاری از انها عرب نیستند.این درست است که یک شاخه مهم از فلسفه اسلامی در قالب زبان عربی و در ضمن ترجمه های عربی از متون یونانی پیشرفت کرده است.اما به هر حال و اندازه هم که این جریان دارای اهمیت باشد باز هم تنها یک شاخه و جریان از جریانات فلسفه اسلامی است حجم زیادی از فلسفه اسلامی به زبانهایی غیر از زبان عربی نگاشته شده است،خصوصا به زبان فارسی و توسط غیر عربها،و این سنت تا به امروز هم ادامه دارد. مقصود از فلسفه عربی هر چه باشدنمیتواند معنایی کاملا جامع که بتواند در بردارنده کل فلسفه اسلامی باشد به ان امیدوار بود.
درباره فلسفه اسلامی میتوان چنین اندیشید که ان نوعی فلسفه است که توسط مسلمانان بوجود امده است.
یک مساله پر جاذبه و جالب توجه بحث از این نکته است که ایا انچه فلسفه اسلامی را همچون ابزاری مناسب و عمومی در همه شاخه های علوم اسلامی در اورده است دارا بودن ویژگی همه شمولی بودن است که در همه موارد و موضوعات سریان دارد.به عنوان مثال اگر دستور کار و طرح واحدی باشد که به تلویح یا
2
تصریح در همه مباحث فلسفی کاربرد داشته باشد،در این صورت درک این که چگونه همه این مباحث گوناگون تحت نام واحدی قرار گرفته اند اسان خواهد بود.بسیاری از مفسران بر این باورند که چنین طرح و دستور کار واحدی وجود دارد.یک مکتب بسیار تاثیر گذار در بین مفسران{غربی}فلسفه اسلامی که از "لئواشتراوس"اغاز شده است،بر این باور است که پایه همه مباحث فلسفه اسلامی تقابل میان عقل و دین،تعارض میان فلسفه و ایمان ومیان اسلام و تفکریونانی است.که در پاره ای از موارد از ان به رویارویی میان اسرائیل و اتن تعبیر شده است.
اتصاف این فلسفه به اسلامیت مستلزم این است یا حداقل به نظر می رسد می بایستی مستلزم این باشد که برخوارداری از خصیصه دینیبرای کلیه مباحث مطروحه ضروری و حیاتی است.و از انجاییکه این مباحث در ارتباط با فلسفه نیز می باشد تعارض اشکار میان این دو رویکرد مختلف نسبت به مساله واحد پر رنگ تر می نماید.این فلسفه دارای این توانایی است که پاره ای از مفاهیم کلیدی فلسفی را از فرهنگهای پیشینی اخذ نموده واز انها در پاسخگو به مسائلی که از درون فرهنگ خودی سر بر اورده است بهره جوید و برای به انجام رساندن این رسالت از قدرت انطباق مفاهیم فلسفی متناسب با این وظیفه بر خوردار است.
تالیف اندیشه های مجرد فلسفی از سویی و امیختن انها با مسایلی که از متن اسلام ناشی شده اند از دیگر سو توانایی ویژه و هاضمه قوی و قابل انعطاف در پاسخگویی به مسائل موجبات غنا و ذو ابعاد بودن فلسفه اسلامی را فراهم کرده است.بخش وسیعی از فلسفه اسلامی مانند هر فلسفه دیگری عبارت است از توسعه کمی در ارائه نظریات تخصصی و فنی نوین درباره همان مسائل موجود در فلسفه است.اما ژاره
3
ای از بخشهای این فلسفه عهده دار تاسیس روشهای کاملا نوین در پیشبرد مباحثی هستند که به نوبه خود سنت جدیدی از تفکر درباره مساله و ارائه راه حل نسبت به مباحث و مشکلات نظری را بنیان می نهد
فلسفه اسلامی اولا و بالذات فلسفه است وشیوه تخصصی وفنی مناسب و قابل استفاده به منظور فهم ان نیز شیوه ای فلسفی است.در فلسفه اسلامی بدون شک نمی توان از یک رویکرد واحد نسبت به حل مسائل فلسفی سخن گفت.بلکه طیف وسیعی از شیوه ها و مشرب های فلسفی وجود دارند که بسته به نقطه نظر هر متفکر خاص متفاوت است.این تنوع مشرب ها می تواند دیگر بار نسبت به مفهوم فلسفه ای که بطور مطلق بتوان انرا اسلامی نامید سوال بر انگیز باشد.چرا که انتظار ما از اطلاق یک عنوان نشان دادن نظریه ای عام یا یک اگاهی است به اینکه چگونه باید فلسفه وزید.اگر این توقع ،توقع به جایی باشد پس فلسفه منطبق با می باید کم فایده تر باشد، زیرا این فلسفه در مقایسه با ان محدود تر وتنها نمایاننده بخشی از یک خط فکری خاص درباره چگونگی بکار بستن این فلسفه می شود.
معنا و مفهوم فلسفه در اسلام
صاحبنظران مسلمان در مکاتب فکری مختلف طی قرنها تلاش کرده اندتا معنای "حکمت"و"فلسفه"رادر پرتو قران و حدیث که لفظ حکمت در هر دوی انها امده است،تعریف کنند.اما اصطلاح فلسفه از طریق ترجمه های یونانی قرن هشتم و نهم میلادی به زبان عربی وارد شد.از سویی در تمدن اسلامی فلسفه را بدان معنا که در زبان انگلیسی مصطلح است نه فقط می باید در مکاتب مختلف فلسفه اسلامی که علاوه ی بر ان در ذیل عناوین به ویژه مباحث کلام،معرفت،اصول فقه و علوم اوائل جستجو کرد واین جدا ز موضوعاتی نظیر صرف و نحو و تاریخ است که منشا توسعه
4
شعب خاصی ازفلسفه گردیده است از سوی دیگر در هر مکتب فکری سعی بر ان بوده استتا مقصود از حکمت و فلسفه بر حسب دیدگاه خاص ان مکتب تعریف شود و این امر پیوسته در کانون توجه مکاتب گوناگون فکری و خصوصا مکاتب فلسفه اسلامی قرار داشته است.
ذیلاًبه بعضی از تعاریف بر گرفته از منابع یونانی که نزد فلاسفه اسلامی رواج داشته اشاره می کنیم
1.فلسفه عبارتست از علم به اشیا موجود از ان حیث که موجودند
2.فلسفه عبارتست از علم به امور انسانی و الهی است
3.فلسفه پناه بردن به مرگ و به عبارت دیگر دوست داشتن مرگ است
4.فلسفه خدا گونه شدن است در حد توان و طاقت ادمی
5.فلسفه صناعت الصناعات و علم العلوم است
6.فلسفه عشق و اشتیاق به حکمت است
فیلسوفان مسلمان با تاملی بر اینتعاریف و ظمن اعتقاد به اینکه"حکمت"اصل و منشا الهی دارد فلسفه را با حکمت یکی دانستند که در زیر به تعریف سه فیلسوف بزرگ کندی به عنوان نخستین فیلسوف مسلمان،ابن سینا و فارابی بسنده می کنیم
ابو یوسفاسحاق کندی:در میان فنون ادمی فن فلسفهاز همه شریف تر و والاتر است.و تعریف ان عبارتست از علم به حقایق اشیا به اندازه توانایی ادمی،زیرا غرض فیلسوف در علمش رسیدن به حق وعملش،عمل کردن به حق است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
18
1
بسمه تعالی
عنوان تحقیق :
تمدن و فرهنگ ایران بعد از اسلام
فهرست مطالب صفحه
نگاهی کلی به تاریخ 1
قدرت فرهنگی 1
فرهنگ ایران باستان 2
فرهنگ ایرانی – اسلامی 2
ایران باستان 3
هخامنشیان 5
تمدن و فرهنگ هخامنشی 6
لباس ویژه شاهنشاه 6
کشورداری 7
سپاه ایران 8
میراث تمدنهای گذشته 9
پایتخت هخامنشیان 10
بنای تخت جمشید توسط داریوش 11
پایتخت سلسله های بعدی 12
تخت جمشید 12
اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر 14
تصویری از عظمت کاخها 15
خط میخی هخامنشی 16
تاریخ خط میخی 17
کتیبه های داریوش 19
پیدایش خط میخی 20
منابع 21
2
نگاهی کلی به تاریخ
کشور و تمدنی بسیار پیچیده و شگفت انگیز ؛ با تاریخی بسیار درخشان و طولانی . از اولین مکان هایی که بشر زندگی دسته جمعی را بنا نهاد و شهرها و بناهای درخشان را به وجود آورد . کشوری در چهارراه تمدن های بزرگ بشری ، از یکسو هم مرز با هند و از سویی دیگر از سمت شمال شرقی و آسیای میانه در مراوده ای دائمی با فرهنگ و تمدن بزرگ چین . از سمت غرب هم مرز با یونان و امپراطوری روم شرقی و از سمت شمال در مراوده و مواجهه ای دائمی با روس ها و از سمت جنوب نیز اعراب . اعرابی که با معرفی اسلام به ایران زمین ، نقشی مهم و چشمگیر در تکامل فرهنگ ایرانی ـ اسلامی ایفا نمودند .
قدرت فرهنگی
شاید شگفت انگیزترین ویژگی ایرانی ، بقای فرهنگ خاص آن باشد . فرهنگی که با تکامل ها و تغییرات آن ، از دیرباز تا به امروز ادامه یافته است و در برهه هایی از زمان ، درخشان ترین محصولات تمدنی را به بشریت عرضه داشته است .
3
فرهنگ ایران باستان
بی جهت نیست که فهرستی از اولین ها در این سرزمین و با این فرهنگ پدیدار گشته است . نمونه هایی در جهان باستان را می توان چنین برشمرد :
• اولین قانون های همگانی
• اولین رواج گسترده پول
• اولین حکومت یکپارچه چند فرهنگی
• اولین جاده های ارتباطی
• اولین سیستم اتصالی ( پست)
فرهنگ ایرانی – اسلامی
• چرا معروف ترین چهره های اسلامی ، ایرانی اند ؟
فهرستی از برجسته ترین دانشمندان جهان اسلام را می توان چنین برشمرد:
ابن سینا ؛ ابوریحان بیرونی ؛ فارابی ؛ خوارزمی ( ابداع کننده محاسبات جبری) و ....
• چرا ایران اسلامی که به ظاهر مقهور اعراب مسلمان شده بود ، چنین پیشگام علم و دانش در جهان اسلامی شده بود ؟
بعضی از اندیشمندان و مورخان غربی معقتدند که ایرانی ها باعث شدند که اسلام از حالت یک دین مختص به اعراب خارج شود . چرا که حکومت امویان و رفتار خلفای راشدین بجز امام علی ع کاملا بر برتری اعراب بر سایر مسلمانان غیر عرب تأکید داشت .
ایرانی ها باعث شدند که اسلام به معنای کامل خود ، تبدیل به جهانی چند فرهنگی گردد که همه اقوام و ملیت ها می توانستند در آن به ترقی و تعالی برسند .
ایران باستان
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..pptx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 29 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..pptx) :
مقایسه نظام اقتصادی اسلام با نظام اقتصادی سرمایه داری
"فیزیوکراتها" در اوایل قرن هجدهم به مقدار فراوانی صبغة دینی بر کتابهایشان دادند. عقاید آنان دربارة زمین و انسان مبتنی بر افکار مسیحیت بود.
با حدوث انقلاب صنعتی و تولید انبوه، برخی عالمان اقتصاد شروع به تفکیک قلمرو تحقیقات خود از دین کردند.
دین و اقتصاد، دو حوزه کاملاًَ نزدیک به هم هستند. از جهت تاریخی ملاحظه میکنیم که عالمان پیشین اقتصاد از طبقه راهبان و عالمان ربانی بودند.
مقدمه
در رابطه با اسلام و طرح این سوال که آیا اسلام دارای نظام اقتصادی مخصوص به خود می باشد،اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد. برخی اقتصاد اسلامی را همان احکام و قوانین اقتصادیای میدانند که در کتب فقهی چون "مضاربه"، "مساقات"، "مزارعه"،""اجاره" و "جعاله”و... وجود دارد و برخی چون "آیت ا... سید محمد باقر صدر"؛ معتقدند اسلام دارای مذهب و مکتب اقتصادی نیز هست و برخی دیگر میگویند اسلام علم اقتصاد نیز دارد. بعضی هم به طور کلی منکر اقتصاد اسلامی شده و میگویند اسلام تنها اهداف و ارزشهای کلی را ارائه کرده است و احکام و قوانین موجود در حوزة اقتصاد مخصوص صدر اسلام بوده و جزء احکام ثابت و جهان شمول اسلام نیست.
5
نظام اقتصادی نیز یکی از زیر نظامهای نظام اجتماعی است. واژة «اقتصادی» اشاره به بُعد خاصی از رفتارها و روابط مردم دارد که براساس محاسبة هزینه و فایده و به منظور تأمین معاش انجام میگیرد. اهداف کلان نظام اقتصادی میتواند عدالت اقتصادی، استقلال، رفاه عمومی و رشد و توسعة اقتصادی و اموری از این قبیل باشد. البته تفسیر و رتبهبندی این اهداف در نظامهای مختلف بر اساس مبانی اعتقادی و ارزشی آن متفاوت است.
مفهوم نظام اقتصادی