هزار فایل: دانلود نمونه سوالات استخدامی

دانلود فایل, مقاله, مقالات, آموزش, تحقیق, پروژه, پایان نامه,پروپوزال, مرجع, کتاب, منابع, پاورپوینت, ورد, اکسل, پی دی اف,نمونه سوالات استخدامی,خرید کتاب,جزوه آموزشی ,,استخدامی,سوالات استخدامی,پایان نامه,خرید سوال

هزار فایل: دانلود نمونه سوالات استخدامی

دانلود فایل, مقاله, مقالات, آموزش, تحقیق, پروژه, پایان نامه,پروپوزال, مرجع, کتاب, منابع, پاورپوینت, ورد, اکسل, پی دی اف,نمونه سوالات استخدامی,خرید کتاب,جزوه آموزشی ,,استخدامی,سوالات استخدامی,پایان نامه,خرید سوال

تحقیق تاریخ تحول موسیقی 19 ص

تحقیق تاریخ تحول موسیقی 19 ص

تحقیق-تاریخ-تحول-موسیقی-19-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏1
‏موسیقی چنان که گذشت فن ترکیب اصوات و بیان احساسات توسط صوتها است . به گفته ‏«‏موزارت‏»‏ موسقی بیان خوشایند زندگی و به زغم ‏«‏بولیوز‏»‏ موسیقی شاعرانه ترین ، ارزنده ترین، نیرومندترین و اندارترین هنرهاست و باید آزادترین آنها هم باشد. به موجب داستانهای دین یونان ‏«‏آپولن‏»‏ خدای موسیقی با نه فرشته خود در کوه ‏«‏پارناس‏»‏ زندگی می کرد و این فرشتگان را ‏«‏موز‏»‏ می گفتند و موسیقی از نام آنها اشتقاق یافته است.
‏در تاریخ تحول موسیقی از باستان تحول موسیقی از باستان تا امروز، نخست موسیقی نزد ملل باستانی ، سومری، آکادی، ایلامی، مصری، یونانی و لاتینی را بررسی می کنیم:
‏بر اثر کاورش هایی که در اواخر قرن نوزدهم در گورستان ‏«‏اور‏»‏ که تاریخ بنیاد آن به سی قرن قبل از میلاد می رسد به عمل امده ریشه اصلی موسیقی آسیایی تا حدی روشن گردیده است.
‏از سومر قدیم دو ستوان که بر آن آهنگ موسیقی حک شده به دست آمده است. از خزانه های اور اسباب موسیقی بادی کشف شده، که می توان عمده نغمه های متداول امروز را از آن استخراج نمود. این آلت متعلق به 1800 قمری پیش از میلاد است. بر اثر تتبعات دقیق و به اتکاء تصاویر و نقش و نگارهای موجود، موسیقی سومر شامل: سرود، شکوائیه و مرثیه بوده. از جمله نوحه بر ویرانی ‏«‏نیپور که شش آهنگ داشه و با طبل و لیر اجرا می شده است و این تغنی با اسباب به دوران ‏«‏گودآ‏»‏ (2400 قمری پیش از میلاد) ارتباط می یابد.
‏پزشکان کلده پیش از عمل، آهنگی مقدس می سرودند و در وراء این موسیقی دینی، دربار از موسیقی خاصی بهره مند می شد و نوازندگان را آلتی شبیه ‏«‏لیر‏»‏ که پنج وتر داشته استفاده می کردند.
‏رقص هم به طور قطع رواج داشته است و اثار باقی مانده گورستان شاهی متعلق به 2700 قمری پیش از میلاد این مدعا را به اثبات می رساند. آلات موسیقی آن عصر زهی و باید و ضربی بوه، یک نوع نی مضاعف نقره نیز که دارای چهار سوارخ است از این قبرستان (مربوطب ه 27090 تا 3200 قمری پیش از میلاد) به دست آمده است. فلوتی با لوله، فقی و هفت سوراخی متعلق به (2000 قمری پیش از میلاد) هم از همانجا کشف شده است.
‏3
‏اشعار مقدسی درباره ‏«‏استار‏»‏ مربوط به قرن 6 و 7 و حجاری شیپوری به طول پنجاه تا شصت سانتیمتر از قرن 8 ق. م در دست است.
‏از مقبره ملکه ‏«‏شوهد‏»‏ نقش چنگی به طول یک متر و دارای یازده وتر به دست آمده است و نشان می دهد نوازندگان او هنگامی که ملکه خودکشی می کرده یا به میل خود سم می خورده می نواخته اند. این آلت شبیه چنگی دیگر است که بر اثر حفاری سال 1809 در ‏«‏لاگاش‏»‏ کشف شده متعلق به 2400 ق. م است. از آن عصر عودی طلایی با یک وتر و عود نقره و چنگی که با این دو آلت همراهی می کرده است و متعلق به 2700 ق. م است، به دست امده است.
‏نوازندگان که در حدود 680 ق. م در رکاب شاهان ایلام بوده، چنگی 13 وتری داشته اند. چنگی نیز 21 و 22 وتری وسه گوشه در ‏«‏سوز‏»‏ متعلق به 1900 تا 2000 ق. م پیدا شده است.
‏چدر بابل به سال 1600 و در نیپور به سال 1900 ق. م عودهایی با 2 تا 3 سیم به دست آمده. در آن دوران شرقی ها از ‏«‏سمبال‏»‏ و ‏«‏تمپال‏»‏ و طبل مخصوصاً بالگ که شبیه صندوق بزرگی بوده است استفاده می کرده اند و همه این سازها با یکدگیر به صورت جمعی به کار می رفته است. در ‏«‏بریتیش میوزیوم‏»‏ لندن نقشی از ایلام قدیم وجود دارد که به موجب آن ده نوازنده و پانزده خاننده با کمک چنگ و نی مضاعف طبل (متعلق به 689 ق. م) هنرنمایی می کنند همچنین در نقشی دیگر نوازنده عود دیده می شود. در حدود 2500 ق. م بابل بر سومر غلبه کرد ولی از لحاظ هنر مغلوب این قوم شد و خود نیز در حوالی قرن 14 از ‏«‏آسور‏»‏ شکست خورد.
‏به موجب منابع مصری، سومریها در حدود قرن 19 ق. م با آن کشور ارتباط یافتند و با ملل دریایی یا ‏«‏مردان دریا‏»‏ نیز آشنا شدند و در نتیجه آلات موسیقی و آداب موسیقیدانی آنان از دریای اژه و آدریاتیک گذشت و به رم رسید و به این ترتیب دنیای کهن از هنر سومریان برخوردار شد و هر کشوری برای مقصدی از رواج موسیقی استقبال کرد. چون موسیقی رکن اصلی مراسم دین است بعضی ملل در اجرای آهنگاهی مذهبی و یا جشن ها و تشریفات درباری از آن استفاده می کردند. مثلا مراسم مربوط به ‏«‏میترا‏»‏ که از ایران به خاور نزدیک وغرب رخنه نمود، با موسیقی توأم و نفوذ سومر در همه جا جلوه گر بود. حتی اگر گام منسوب به فیثاغورث هفت نت داشته، بدان جهت است که منجمان کلده به یونانیها وجود و خواص هفت ستاره را آموخته اند... مصریان قدیم به اتکاء افکار دینی خود و اعتقاد به زندگی بعد از مرگ و تصور به تساوی بین حیات و ممات، منابعی سرشار درباره موسیقی به یادگار گذارده اند. اینک در حدود پنجاه فلوت از عهد باستان مصر باقی مانده است.
‏3
‏این قوم به فواصل موسیقی آشنا بوده، وزن را از کوفتن دو دست به هم استخراج می کرده اند. سرودهای دینی به وسیله فرعون و دیگران با اشعاری سه یا چهار بندی خوانده می شد. فرعون می ایستاده یا به زانو در می آمده، دست خود را بلند می نموده است. قدیمی ترین سرود که به دست ما رسیده از Amon-Ra‏ است. که نقاشان نخستین هرم ‏«‏ساکاراه‏»‏ با خط میخی جریان آن را بر دیوار ترسیم کرده اند و در آن ‏«‏هاها یا ای ای‏»‏ نی به کار می رفته است.
‏رقص در مصر ظاهرا قدیمی تر است. زیرا مجسه زنی رقاص که تقریبا به پنج هزار سال قبل از میلاد می رسد، موود می باشد و در جدار دیوار هرمی، مطالبی بدین شرح نگاشته شده است:
‏«‏این است رقص که از طلا گرفته شده‏»‏ یا ‏«‏رقص تکان دادن‏»‏ و یا ‏«‏رقص اسرار ولادت‏»
‏در مصر، موسیقی نظامی برای راه پیمایی منظم سربازان بوده است. در این کشور باستانی نقشی روشن از چنگ زدن دو زن رقاص و فلوت نواز و سیتار زن موجود است. نی هایی به طول 25 تا 55 و گاهی 91 تا 96 سانتیمتر که بعدا به نام ‏«‏بنی حسن‏»‏ معروف شده، و بعضی از چوب وبرخی از برنز و متعلق به 4000 ق. م است به دست آمده همچنین نی مضاعف و طبلی به طول ‏54 سانتی متر مربوط به 1200 ق. م کشف شده است.
‏چنگ نیز به منزله ساز ملی مصریان است و انواع مختلفی دارد که نوع کوچک آن 3 یا 4 وتری به وسیله چوبی روی دوش نوازنده قرار می گرفته است و بزرگتر آن دارای 8 تا 20 سیم بوده که باید ان را ایستاده نواخت. چنگ متداول مصر که از حدود 3300 تا 1600 ق. م رواج داشته، چند وتری بوده، نوازنده می نشسته و می نواخته است. سی تار نیز که دارای پنج تا هجده وتر بوده، در حدود 2000 ق. م به مصر وارد و متداول شده است. عود 3 یا 4 وتری هم در نقش ها دیده شده است. همچنین انواع آلات موسیقی دیگر رواج داشته از جمله نوعی
‏4
‏«‏کاستاگنت‏»‏ و ‏«‏مائینیت‏»‏ مخصوص زنان رقاصه و نیز اقسام طبل که برای مارش و رقص به کار می رفته است...
‏ارکستر مصری از نی زن، چنگ نواز،خواننده ودست افشان تشکیل می شده، گاهی دو یا سه چنگ زن و عده زیادی نی زن شرکت می کرده اند. دسته ای که متعلق به 2600 ق. م است از هشت نی نواز و یک کف زن به وجود آمده است.
‏از قرون دو و سه ق. م یک نوع ‏«‏ارگ‏»‏ ابتدایی که از یونان به مصر وارد شده بود و نه لوله داشت و در محافلی که فرعون حضور داشته، به کارمی رفته است، موجو است.
‏«‏هرودت‏»‏ از نوازندگانی که در قایق نشسته، در مسیر نیل می نواخته اند، یاد می کند. در جشنهای مربوط به ‏«‏ازیریس‏»‏ نیز موسیقی رواج کامل داشته است.
‏تمدن و هنر مصری در کرت، سیکلاد و اتروسک نفوذ یافته، یونانیها از ا متاثر شده اند.
‏عبرانیان نیز به موجب منبع: سومری، کلدانی، هیتیت، فنیقی و مصری و تورات از موسیقی بهره وافی داشته اند. در کتاب مقدس قطعات منظور وجود دارد. موسیقی قدیم عبری، سرودهای جنگی، شکوائیه و مرثیه است که با دو نی همراهی می شده است.
‏طبق نصوص کتاب ‏«‏سفر تکوین‏»‏ نزد عبرانیان اسباب های بادی از خاندان فلوت و نی مضافع رایج بوده است و در عصر اسمعیل قرن 12 ق. م ‏«‏هلیل‏»‏ یا نی ساده به کار می رفته. ‏«‏شوفاژ‏»‏ یک نوع شاخ بوده، برای فراخواندن دسته ها استعمال می شده ‏«‏هاسوسرت‏»‏ که با نقره ساخته می شده، یک نوع شیپور راست بوده به تعداد زیاد در مراسم نظامی رواج داشته است در تورات از ‏«‏نبل‏»‏ و ‏«‏هینور‏»‏ دو آلت سیمی بوده یاد شده . لیر که 6 تا 11 وتر داشته ‏«‏سیتار‏»‏ ‏«‏سامبوگ‏»‏ با 7 وتر، نبل با 10 وتر ‏«‏پسالتریون‏»‏ سه گوشه با 24 وتر، چنگ با ده وتر(که با انگشت یا مضراب می زده اند) ‏«‏گینور‏»‏ با 8 وتر همه نزد قوم اسرائیل رواج داشته است.
‏سکه ای مربوط به دو قرن قبل از میلاد به دست آمده که لیری را با سه وتر نشان می دهد و شباهتی به لیر چهار وتری متعلق به 2000 ق. م آسوری ها دارد.
‏یهودیان در تمام اعیاد از انوع طبل استفاده می کرده اند.

 

دانلود فایل

تحقیق تاریخ خط و زبان فارسی در ایران 12 ص

تحقیق تاریخ خط و زبان فارسی در ایران 12 ص

تحقیق-تاریخ-خط-و-زبان-فارسی-در-ایران-12-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏2
‏زبان فارس‏ـــــــــ‏ی
‏مقدم‏ـــــــ‏ه
‏چنان که می دانیم زبان فارسی سه مرحله تکاملی داشته است فارسی باستان ، ‏فارسی میانه و فارسی نو. در پایان دوره ی هخامنشی زبان فارسی باستان دچار دگرگونی ‏گشت واندک اندک از آن فارسی میانه پدید آمد که بی گمان بـخشی از تـحول خود را هم در ‏دوره های سلوکیدی واشکانی پشت سر گذاشت . با روی کار آمدن ساسانیان این زبان رسمیت ‏یافت و در دوره ی پادشاهی پانصد ساله آنان باز هم این زبان تـحول یافت به طوری که ‏در پایان دوره ساسانی گویش ویژه ای از آن که در پایتخت ( در دربار ) به کار می رفت ‏، گونه رسمی آن زبان شمرده می شد و همین گونه است که به فارسی یا فارسی دری تبدیل ‏شده است . تفاوت فارسی دری و آن گونه از پارسی که در پایان دوره ساسانی به کار می
‏3
‏رفت بسیار اندک است . برخی از صداهای پارسی میانی در فارسی باز مانده بود که پس از ‏دوره مغول از میان رفت فارسی دری پس از اسلام تنها با کوشش ایرانیان ملی‏ (‏شعوبیان ) در برابر زبان عربی ایستادگی کرد و به زبان رسمی ایران تبدیل شد و باقی ‏ماند.
‏اما سوالی که همیشه مطرح بوده این است که چرا زبانی که به فارس و ‏غرب ایران تعلق دارد ، پس از اسلام در خراسان جلوه می کند و در نخستین سده های ‏اسلامی هیچ نشانه ای از شاعران و نویسندگان فارس نداریم . به همین دلیل توهمی پیدا ‏شده است که زبان فارسی دری گویا از خراسان پیدا شده است . این توهم با پیدایش کشور ‏افعانستان ، در آن کشور دامن زده شد و دری را فارسی اصیل و زبان مردم شمال ‏افغانستان شمرده اند . بنابراین باید علت رواج فارسی دری را در خراسان و سکوت فارس ‏را در سده های سوم تا پنجم هجری توضیح داد .
‏میدانیم که تیسفون در حمله ‏مسلمانان عرب غارت و ویران شد . در اثر این کار عده زیادی از مردم آن به ویژه
‏3
‏ثروتمندان ، اشراف و زمینداران بزرگ به جاهای دیگری در ایران به ویژه به خراسان ‏مهاجرت کردند ، آنان فکر می کردند که خراسان به علت دوری در دسترس مسلمانان نخواهد ‏بود . پس از این مهاجرت نخستین مهاجرت های دیگری هم به خراسان صورت گرفت که بیشتر ‏آن مربوط به هنگامی است که قیام شیعیان در میانرودان به رهبری مختار ثقفی و به ‏خونخواهی فرزندان علی سرانجام و پس از جنگهای دراز و حتی پیروزی اولیه و در اختیار ‏گرفتن کوفه به شکست انجامید و قتل عام شیعیان در میانرودان آغاز شد . ازاین عده هر ‏که توانست به درون ایران و به ویژه فارس ، سیستان و خراسان گریخت . برخی از این عده ‏تا سال ها بر حکومت بنی امیه و امارت حجاج ابن یوسف یاغی می شدند و آسیب های سخت به ‏سپاه او که هـمان سپاه خلیفه ، بود وارد می کردند .
‏گروه اصلی و آرامش طلب ‏این عده به خراسان آمدند و در شهرهای هرات ، بُست ، مرو ، زرنگ ، بلخ ، توس ،
‏5
‏نیشابور و شهرهای دیگر سکونت گزیدند و چنانکه آشکار است مـخفیانه به ترویج عقاید ‏خود پرداختند . برخی از شهرهای خراسان مانند توس استعداد بیشتـری در این مورد نشان ‏دادند و به نخستین پایگاههای پیروان تشیع در ایران تبدیل شدند . این عده از آنجا که ‏به فارسی سخن می گفتند ، طبعاً به این زبان هم ‏می نوشتند . فارسی بوسیله این ‏عده نوشته شده و رسمیت یافت .
‏هنگامی که شعر و ادب آغاز به ظهور کرد این ‏عده به فارسی شعر گفتند و نوشتند ، اماّ بی شک مجبور بودند احساسات خود را پنهان ‏کنند . از میان این عده شاخه ی شعوبی و اسماعیلی با تعصب و دلبستگی بیشتر به فارسی ‏به نوشتن پرداخت و فارسی را رواج داد.
‏کافی است درباره نخستین سخن پردازان ‏فارسی بررسی کنیم تا گوشه هائی از این واقعیت روشن شود. از شاعران و نویسندگان مهّم ‏سده های نخستین در خراسان رودکی است . رودکی شیعه ی هفت امامی و طرفدار گروه ‏اسماعیلیان بود. او را به همین دلیل کور کرده اند . در کودتائی که علیه شیعیان در

 

دانلود فایل

تحقیق تاریخ زبان فارسی 12ص

تحقیق تاریخ زبان فارسی 12ص

تحقیق-تاریخ-زبان-فارسی-12صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏تار‏ی‏خ‏ زبان فارس‏ی
‏زبان ا‏ی‏ران‏ی
‏دانشمندان‏ زبان شناس برآنند که زبان ها‏ی‏ امروز‏ی‏ دن‏ی‏ا‏ بر سه بخش است :
‏نخست‏ - بخش ‏ی‏ک‏ هجا‏یی‏ (‏ی‏ک‏ س‏ی‏لاب‏ی‏) و ا‏ی‏ن‏ قسم زبانها را زبان‏­‏ها‏ی‏ ر‏ی‏شگ‏ی‏ نامند، ز‏ی‏را‏ لغات ا‏ی‏ن‏ زبانها تنها ‏ی‏ک‏ ر‏ی‏شه‏ است که به اول ‏ی‏ا‏ آخر آن هجاها‏یی‏ ن‏ی‏فزودهاند‏. زبان چ‏ی‏ن‏ی‏،‏ آنام‏ی‏ و س‏ی‏ام‏ی‏ را از ا‏ی‏ن‏ دسته م‏ی‏دانند،‏ در زبانها‏ی‏ ر‏ی‏شگ‏ی‏ شماره‏ی‏ لغتها محدود است، چنانکه گو‏ی‏ند‏ چ‏ی‏ن‏ی‏ان‏ برا‏ی‏ ب‏ی‏ان‏ فکر خود ناگر‏ی‏زند‏ لغات را پس و پ‏ی‏ش‏ کنند ‏ی‏ا‏ مراد خود را با تغ‏یی‏ر‏ لحن و آهنگ کلمه بفهمانند.
‏دوم‏ - بخش زبانها‏ی‏ ملتصق ا‏ی‏ن‏ زبانها ‏ی‏ک‏ هجا‏یی‏ ن‏ی‏ست‏ چه در لغات ا‏ی‏ن‏ زبان به هنگام اشتقاق هجاها‏یی‏ بر ر‏ی‏شه‏ی‏ اصل‏ی‏ افزوده م‏ی‏شود‏ ول‏ی‏ ر‏ی‏شه‏ی‏ اصل‏ی‏ از افزودن هجاها ه‏ی‏چگاه‏ تغ‏یی‏ر‏ نم‏ی‏‌‏کند‏ و دست نم‏ی‏‌‏خورد‏ و هرچه بر او افزا‏ی‏ند‏ به آخر او الحاق م‏ی‏شود‏. مردم‏ی‏ که زبانشان را ملتصق خوانند ا‏ی‏نانند‏ :
‏1- مردم اورال و آلتا‏یی‏ که شاخها‏ی‏ از نژاد زردپوست م‏ی‏باشند‏ مانند مغولان و تاتاران و ترکان و مردم دونغوز و ف‏ی‏ن‏ و ساموئ‏ی‏د‏ و ب‏ی‏شتر‏ ساکنان س‏ی‏بر‏ی‏ا‏ و دشت قبچاق
‏2- مردم ژاپن و اهال‏ی‏ کره
‏3- دراو‏ی‏د‏ و باسک از مردم هند
‏4- بوم‏ی‏ان‏ آمر‏ی‏کا‏‌
‏5- مردم نوب‏ی‏ (جنوب مصر در آفر‏ی‏قا‏) مردم هُوتْ تِنْ تُتْ مردم کافرْ و س‏ی‏اه‏ پوستان آفر‏ی‏قا
‏6- مردم استرال‏ی‏ا
‏سوم‏ - بخش زبانها‏ی‏ پ‏ی‏وند‏ی‏،‏ در ا‏ی‏ن‏ زبانها بر ر‏ی‏شه‏ و ماده‏ی‏ لغات هجاها‏یی‏ افزوده م‏ی‏شود‏ ول‏ی‏ نه تنها به آخر ر‏ی‏شه،‏ بلکه به آخر و اول ر‏ی‏شه‏ هم - د‏ی‏گر‏ ا‏ی‏نکه‏ ر‏ی‏شه‏ی‏ لغت بر اثر افزا‏ی‏ش‏ تغ‏یی‏ر‏ م‏ی‏‌‏کند،‏ گو‏یی‏ که ر‏ی‏شه‏ با آنچه بر و‏ی‏ افزوده شده است جوش خورده و پ‏ی‏وند‏ ‏ی‏افته‏ است - به خلاف زبان ملتصق که چون ر‏ی‏شه‏ تغ‏یی‏ر‏ نم‏ی‏‌‏کند‏ هجاها‏یی‏ که بر ر‏ی‏شه‏ افزوده است مثل آن است که به ر‏ی‏شه‏ چسبانده باشند نه با او پ‏ی‏وسته‏ باشد.
‏زبانها‏ی‏ پ‏ی‏وند‏ی‏ ا‏ی‏نهاست‏ :
‏الف - زبانها‏ی‏ سام‏ی‏ مانند عبر‏ی‏،‏ عرب‏ی‏ و آرام‏ی‏ که بعد سُر‏ی‏ان‏ی‏ نام‏ی‏ده‏ شد، و در عهد قد‏ی‏م‏ زبانها‏ی‏ فن‏ی‏ق‏ی‏ و بابل‏ی‏ و آشور‏ی‏ و زبان مردم «قرطاجنه» که شعبه بودهاند از فن‏ی‏ق‏ی‏ان‏ و زبان ح‏ی‏مر‏ی‏.
‏ب - زبانها‏ی‏ مردم هند و اروپا‏یی‏ به معن‏ی‏ اعم: آر‏ی‏ا‏یی‏ان‏ هند - آر‏ی‏ا‏یی‏ان‏ ا‏ی‏ران‏ - ‏ی‏ونان‏ی‏ان‏ - ا‏ی‏تال‏ی‏ا‏یی‏ان‏ - مردا سِلْت (بوم‏ی‏ان‏ اروپا‏یی‏ غرب‏ی‏) ژرمن‏ی‏ (آلمان و آنگلوساکسون و مردم اسکاند‏ی‏ناو‏ی‏) - لِتْ و ل‏ی‏توان‏ی‏ و سلاو (که روس و سلاوها‏ی‏ شرق‏ی‏ اروپا و مردم بلغار و صر‏ب‏ و سا‏ی‏ر‏ سلاوها‏ی‏ بالکان باشند)
‏علما‏ی‏ زبان شناس‏ی‏ برآنند که زبانها‏ی‏ بخش سوم از مراحل زبانها‏ی‏ بخش اول و دوم در گذشته و ترق‏ی‏ کرده تا بد‏ی‏ن‏ درجه رس‏ی‏ده‏ است - ‏ی‏عن‏ی‏ ا‏ی‏ن‏ زبانها مستقلا در س‏ی‏ر‏ تطور کمال ‏ی‏افته‏ و به مرحلها‏ی‏ رس‏ی‏ده‏ است که اکنون مشاهده م‏ی‏کن‏ی‏م‏ و ما در ا‏ی‏ن‏ پاره به تفص‏ی‏ل‏ گفتگو خواه‏ی‏م‏ کرد.
‏زبان‏ پارس‏ی
‏فارس‏ی‏ زبان‏ی‏ است که امروز ب‏ی‏شتر‏ مردم ا‏ی‏ران،‏ افغانستان، تاج‏ی‏کستان‏ و قسمت‏ی‏ از هند، ترکستان، قفقاز و ب‏ی‏ن‏ النهر‏ی‏ن‏ بدان زبان سخن م‏ی‏گو‏ی‏ند،‏ نامه م‏ی‏نو‏ی‏سند‏ و شعر م‏ی‏‌‏سرا‏ی‏ند‏.
‏تار‏ی‏خ‏ زبان ا‏ی‏ران‏ تا هفتصد سال پ‏ی‏ش‏ از مس‏ی‏ح‏ روشن و در دست است و از آن پ‏ی‏ش‏ ن‏ی‏ز‏ از رو‏ی‏ آگاه‏ی‏ها‏ی‏ علم‏ی‏ د‏ی‏گر‏ م‏ی‏دان‏ی‏م‏ که در سرزم‏ی‏ن‏ پهناور ا‏ی‏ران‏ - سرزم‏ی‏ن‏ی‏ که از سو‏ی‏ خراسان (مشرق) به مرز تبت و ر‏ی‏گزار‏ ترکستان چ‏ی‏ن‏ و از جنوب شرق‏ی‏ به کشور پنجاب و از ن‏ی‏مروز‏ (جنوب) به سند و خل‏ی‏ج‏ پارس و بحر عمان و از شمال به کشور سکاها و سارماتها (جنوب‏ی‏ روس‏ی‏ه‏ امروز) تا دانوب و ‏ی‏ونان‏ و از مغرب به کشور سور‏ی‏ه‏ و دشت حجاز و ‏ی‏من‏ م‏ی‏پ‏ی‏وست‏ مردم به زبان‏ی‏ که ر‏ی‏شه‏ و اصل زبان امروز ماست سخن م‏ی‏‌‏گفته‏‌‏اند‏.
‏زرتشت‏ پ‏ی‏مبر‏ ا‏ی‏ران‏ی‏ م‏ی‏گو‏ی‏د‏ که ا‏ی‏ران‏ی‏ان‏ از سرزم‏ی‏ن‏ی‏ که «اَ‏یْ‏رانَ‏ وَ‏ی‏جَ‏»‏ نام داشت و و‏ی‏ژه‏ی‏ ا‏ی‏ران‏ی‏ان‏ بود، به سبب سرما‏ی‏ سخت و پ‏ی‏دا‏ آمدن ارواح اهر‏ی‏من‏ی‏ کوچ کردند و به سرزم‏ی‏ن‏ ا‏ی‏ران‏ درآمدند. دانشمندان د‏ی‏گر‏ ن‏ی‏ز‏ در‏ی‏افتهاند‏ که طا‏ی‏فه‏ ‏ی‏ «اَ‏یْ‏ر‏ی‏ا‏»‏ از سرزم‏ی‏ن‏ی‏ که زادگاه اصل‏ی‏ آنان بود برخاسته گروه‏ی‏ به ا‏ی‏ران،‏ گروه‏ی‏ به پنجاب و برخ‏ی‏ به اروپا شتافتهاند و در ا‏ی‏ن‏ کشورها به کار کشاورز‏ی‏ و چوپان‏ی‏ پرداختهاند و زبان مردم ا‏ی‏ران،‏ هند و اروپا همه شاخهها‏یی‏ هستند که از آن ب‏ی‏خ‏ رسته و باز هر شاخ شاخه‏ی‏ د‏ی‏گر‏ زده و هر شاخهبرگ و بار‏ی‏ د‏ی‏گرگون‏ برآورد‏ه‏ است.
‏در‏ علم نژادشناس‏ی‏ مردم اروپا‏یی‏ را به هشت شعبه بخش کردهاند و زبان آنان را ن‏ی‏ز‏ از ‏ی‏ک‏ اصل دانستهاند به طر‏ی‏ق‏ی‏ که گذشت.
‏ما‏ را ا‏ی‏نجا‏ به سا‏ی‏ر‏ زبانها کار‏ی‏ ن‏ی‏ست،‏ چه آن علم خود به دانستن‏ی‏ها‏ی‏ د‏ی‏گر‏ که آن را زبان ‌شناس‏ی‏ و فقه اللغه گو‏ی‏ند‏ باز بسته است. ما با‏ی‏د‏ بدان‏ی‏م‏ که تار‏ی‏خ‏ زبان مادر‏ی‏ ما از روز‏ی‏ که ن‏ی‏اکان‏ ما بد‏ی‏ن‏ سرزم‏ی‏ن‏ درآمدهاند تا به امروز چه بوده است و چه شده است و چه تطورها و ‏گردشها‏یی‏ در آن ‏ی‏افته‏ است، از ا‏ی‏ن‏ رو به قد‏ی‏متر‏ی‏ن‏ زبانها‏ی‏ ا‏ی‏ران‏ باز م‏ی‏­‏گرد‏ی‏م‏.
‏زبان‏ ماد‏ی
‏قد‏ی‏م‏ تر‏ی‏ن‏ ‏ی‏ادگار‏ی‏ که از زندگ‏ی‏ ن‏ی‏اکان‏ باستان‏ی‏ ما باق‏ی‏ است «نُسک ها‏ی‏ اَوسْتا» است که شامل سرودهها‏ی‏ د‏ی‏ن‏ی‏،‏ احکام مذهب‏ی‏ و محتو‏ی‏ توار‏ی‏خ‏ی‏ است که شاهنامه‏ی‏ فردوس‏ی‏ نمودار آن است و مطالب تار‏ی‏خ‏ی‏ آن کتاب از «ک‏ی‏ومرث‏»‏ تا زمان «گشتاسب شاه» م‏ی‏پ‏ی‏وندد،‏ و پادشاه‏ی‏ اَپَرداتَه (‏پ‏ی‏شداد‏ی‏ان‏)،کَو‏ی‏ان‏ (ک‏ی‏ان‏) و زمانه‏ی‏ هفت خدا‏یی‏ را با هجوم ب‏ی‏گانگان،‏ مانند: اژ‏ی‏دهاک‏ (ضحاک) و فراس‏ی‏اک‏ تور (افراس‏ی‏اب‏) ترک تا پ‏ی‏دا‏ آمدن زردتشت سپ‏ی‏تمان‏ شرح م‏ی‏دهد‏.
‏در‏ ا‏ی‏ن‏ روا‏ی‏ات‏ همه جا م‏ی‏رساند‏ که رشته‏ی‏ ارتباط س‏ی‏اس‏ی‏،‏ اجتماع‏ی‏ و ادب‏ی‏ ا‏ی‏ران‏ ه‏ی‏چ‏ وقت نگسسته و زبان ا‏ی‏ن‏ کشور ن‏ی‏ز‏ به قد‏ی‏م‏ تر‏ی‏ن‏ زبانها‏ی‏ تار‏ی‏خ‏ی‏ ‏ی‏ا‏ قبل از تار‏ی‏خ‏ م‏ی‏پ‏ی‏وندد‏ و «گاثه‏ی‏ زردشت» نمونه‏ی‏ کهنتر‏ی‏ن‏ آن زبانهاست.
‏اما‏ آنچه از توار‏ی‏خ‏ ا‏ی‏ران،‏ روم، نوشتهها‏ی‏ سمگ و توار‏ی‏خ‏ د‏ی‏گر‏ مردم همسا‏ی‏ه‏ بر م‏ی‏آ‏ی‏د،‏ دوران تار‏ی‏خ‏ی‏ ا‏ی‏ران‏ از مردم «ماد» که ‏ی‏ونان‏ی‏ان‏ آن را مد‏ی‏ و به زبان در‏ی‏ «ما‏ی‏»‏ و «ماه» گو‏ی‏ند‏ برنم‏ی‏‌‏گذرد،‏ و پ‏ی‏داست‏ که زبان مردم ماد ‏ی‏ا‏ ماه زبان‏ی‏ بوده است که با زبان دوره‏ی‏ بعد از خو‏د‏ که زبان پادشاهان هخامنش‏ی‏ باشد تفاوت‏ی‏ نداشته، ز‏ی‏را‏ هرگاه زبان مردم ماد که بخش بزرگ ا‏ی‏ران‏ی‏ان‏ و مهمتر‏ی‏ن‏ شهرنش‏ی‏نان‏ آر‏ی‏ا‏یی‏ آن زمان بودهاند با زبان فارس‏ی‏ هخامنش‏ی‏ تفاوت‏ی‏ م‏ی‏‌‏داشت‏. هر آ‏ی‏نه‏ «کورش»، «دار‏ی‏وش‏»‏ و غ‏ی‏ره‏ در کت‏ی‏بهها‏ی‏ خود که به سه زبان فارس‏ی‏،‏ آشور‏ی‏ و ع‏ی‏لام‏ی‏ است، زبان ماد‏ی‏ را هم م‏ی‏افزودند‏ تا بخش‏ی‏ بزرگ از مردم کشور خود را از فهم آن نبشتهها ناکام نگذارند، از ا‏ی‏ن‏ رو مسلم است که زبان ماد‏ی‏ خود، زبان فارس‏ی‏ باستان‏ی‏ ‏ی‏ا‏ نزد‏ی‏ک‏ بدان و لهجها‏ی‏ از آن زبان بوده است و از نام پادشاهان ماد مانند «فراَ اوَرْت»، «خشِثَرْ‏ی‏ت‏»‏،‏ «‏فْروَرَتْ‏ی‏ش‏»‏،‏ «هُووَخشَثْرَهْ»، «آست‏ی‏اک‏ ‏–‏ اژ‏ی‏ دهاک»، «اَرت‏ی‏ سس- اَرته ‏ی‏س‏- اَرته کاس آ» به لفظ «اَرْتَ» آغاز م‏ی‏شود‏ و «اِسْپادا» که سپاد و سپاه باشد ن‏ی‏ز‏ ‏ی‏ک‏ی‏ ا‏ی‏ن‏ دو زبان معلوم م‏ی‏گردد‏.
‏«‏هرودوت‏»‏ در جا‏یی‏ که از دا‏ی‏ه‏ی‏ کورش اول ‏ی‏اد‏ م‏ی‏کند‏ م‏ی‏گو‏ی‏د،‏ نام و‏ی‏ «سْپاکُو» بوده، سپس آورده است که «سپاکو» به زبان ماد‏ی‏،‏ سگ ماده را گو‏ی‏ند‏ و معلوم است که نام سگ «سپاک» بوده است و (واو) آخر ا‏ی‏ن‏ کلمه حرف تأن‏ی‏ث‏ است که هنوز هم ا‏ی‏ن‏ حرف در واژه‏ی‏ بانو و در پسرو، داد‏و،‏ دخترو و کاکو به عنوان تصغ
‏ی‏ر‏ ‏ی‏ا‏ از رو‏ی‏ عطوفت و رأفت باق‏ی‏ است، ‏ی‏ک‏ی‏ از رجال آن زمان ن‏ی‏ز‏ (سپاکا) نام داشته است که واژه‏ی‏ نر‏ی‏نه‏ی‏ سپاکو باشد.
‏بعض‏ی‏ از دانشمندان را عق‏ی‏ده‏ چنان است که گاثه‏ی‏ زردشت به زبان ماد‏ی‏ است و ن‏ی‏ز‏ برخ‏ی‏ برآنند که زبان کرد‏ی‏ که ‏ی‏ک‏ی‏ از شاخهها‏ی‏ زبان ا‏ی‏ران‏ی‏ است از باق‏ی‏ماندهها‏ی‏ زبان ماد است بالجمله چون تا امروز هنوز کت‏ی‏به‏ی‏ سنگ‏ی‏ ‏ی‏ا‏ سفال‏ی‏ از مردم ماد به دست ن‏ی‏امده‏ است نم‏ی‏توان‏ ز‏ی‏اده‏ بر ‏ا‏ی‏ن‏ درباره‏ی‏ آن زبان چ‏ی‏ز‏ی‏ گفت مگر از ا‏ی‏ن‏ پس چ‏ی‏ز‏ی‏ کشف گردد و آگاه‏ی‏ ب‏ی‏شتر‏ی‏ از ا‏ی‏ن‏ زبان بر معلومات بشر چهره گشا‏ی‏د‏.
‏اوستا‏ و زند
‏زبان‏ د‏ی‏گر‏ زبان «اَوِسْتا» است.
‏اوستا‏ در اصل «اَوْپِسْتاکْ» است به معن‏ی‏ بن‏ی‏ان‏ جا افتاده و محکم، کنا‏ی‏ه‏ است از آ‏ی‏ات‏ محکمات و شر‏ی‏عت‏ پابرجا‏ی‏ و به ص‏ی‏غه‏ی‏ صفت مشبهه است، در «تار‏ی‏خ‏ طبر‏ی‏»‏ و د‏ی‏گر‏ متقدمان از مورخان عرب «ابستاق» و «افستاق» ضبط شده است و در زبان در‏ی‏ «اُوسْتا - اُسْتا - وُسْت - اُسْت‏»‏ به اختلاف د‏ی‏ده‏ م‏ی‏شود‏ و همه جا با لفظ «زند» رد‏ی‏ف‏ آمده است - کاف آخر «اوپستاک» که از قب‏ی‏ل‏ کاف «داناک» و «تواناک» است در زبان در‏ی‏ حذف م‏ی‏شود‏ و تلفظ صح‏ی‏ح‏ ا‏ی‏ن‏ کلمه با‏ی‏ست‏ی‏ «اوْپِستا» باشد ول‏ی‏ به تقل‏ی‏د‏ شعرا‏یی‏ که بضرورت ا‏ی‏ن‏ کلمه را مخفف ساختهاند ما آن لفظ را «اوْ‏سِتْا‏»‏ خوان‏ی‏م‏.
‏اما‏ لفظ زند از آزنت‏ی‏ «Azanti‏» و به معن‏ی‏ گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتب پهلو‏ی‏ است که نخست‏ی‏ن‏ بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف «پات زند» م‏ی‏باشد‏ که با پ‏ی‏شاوند‏ «پات» ترک‏ی‏ب‏ ‏ی‏افته‏ و به معن‏ی‏ دوباره گزارش ‏ی‏ا‏ ترجمه و برگردان‏ی‏دن‏ زند است به زبا‏ن‏ خالص در‏ی‏.
‏پازند‏ عبارت است از نُسکها‏یی‏ که زند را به خط اوستا‏یی‏ و به زبان فارس‏ی‏ در‏ی‏ ترجمه کرده باشند و از ا‏ی‏ن‏ رو متأخران خط اوستا‏یی‏ را خط پازند نامند و ما باز از آن صحبت خواه‏ی‏م‏ کرد.
‏قسمت‏ی‏ از اوستا عبارت بوده است از قص‏ی‏دهها‏یی‏ (سرودها‏یی‏) به شعر هجا‏یی‏ در ستا‏ی‏ش‏ اورمزد و سا‏ی‏ر‏ خدا‏ی‏ان‏ اَرْ‏ی‏ا‏یی‏ (امشاسپنتان) که سمت ز‏ی‏ردست‏ی‏ ‏ی‏ا‏ مظهر‏ی‏ت‏ نسبت به اورمزد و خدا‏ی‏ بزرگ ‏ی‏گانه‏ داشتهاند و اشارات‏ی‏ داشته در ب‏ی‏ان‏ بن‏ی‏ان‏ خلقت و وجود ک‏ی‏ومرث‏ و گاو نخست‏ی‏ن‏ «ا‏ی‏وداذ‏»‏ و کشته شدن گاو و ک‏ی‏ومرث‏ به دست اهرمن و پ‏ی‏دا‏ شدن نطفه‏ی‏ ک‏ی‏ومرث‏ در ز‏ی‏ر‏ خاک به شکل دو گ‏ی‏اه‏ که نام آن دو (مهر‏ی‏ و مهر‏ی‏ان‏ی‏ - مرد‏ی‏ و مردانه - مله‏ی‏ و مله‏ی‏انه‏ - م‏ی‏ش‏ی‏ و م‏ی‏شانه‏ - به اختلاف روا‏ی‏ات‏) بوده است و مورخان آن را از جنس «ر‏ی‏واس‏»‏ دانند و ظاهرا مرادشان همان «مه‏ر‏ گ‏ی‏اه‏»‏ معروف باشد. و ن‏ی‏ز‏ مطالب‏ی‏ داشته در پادشاه‏ی‏ هوشنگ (هوشهنگ)، طهمورث، جمش‏ی‏د،‏ ضحاک (اژدهاک)، فر

 

دانلود فایل

تحقیق تاریخ نگارش و جمع آوری قرآن 11 ص

تحقیق تاریخ نگارش و جمع آوری قرآن 11 ص

تحقیق-تاریخ-نگارش-و-جمع-آوری-قرآن-11-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏1
‏تاریخ ‏نگارش و جمع آوری‏ قرآن ‏:
‏ب‏را‏ی‏ حفظ و ص‏ی‏انت‏ از کتاب مقدس آسمان‏ی‏ مسلم‏ی‏ن‏ ‏ی‏عن‏ی‏ قرآن کر‏ی‏م‏ ‏ی‏ا‏ از حافظه مردم و ‏ی‏ا‏ از کتابت و نگارش استفاده م‏ی‏شد‏. نزول تدر‏ی‏ج‏ی‏ قرآن کر‏ی‏م،‏ در مدت تقر‏ی‏باً‏ ب‏ی‏ست‏ و سه سال کامل شد. براساس روا‏ی‏ات،‏ دلا‏ی‏ل‏ و شواهد بس‏ی‏ار‏ی‏ به صورت قطع و ‏ی‏ق‏ی‏ن،‏ جمع آور‏ی‏ قرآن را در عصر رسول خدا ثابت م‏ی‏کند‏. در ا‏ی‏ن‏ مورد گروه‏ی‏ عالمان بر ا‏ی‏ن‏ عق‏ی‏ده‏ هستند که آنچه امروز در م‏ی‏ان‏ همه امتها‏ی‏ اسلام‏ی‏ به عنوان قرآن کر‏ی‏م‏ موجود است، دق‏ی‏قاً‏ با هم‏ی‏ن‏ شکل و ترت‏ی‏ب‏ آ‏ی‏ات‏ و سوره ها، در زمان ح‏ی‏ات‏ رسول الله (ص) جمع آور‏ی‏ شده است و ه‏ی‏چگونه‏ جابجائ‏ی‏ در آن صورت نگرفته اس‏ت‏.
‏بنابرا‏ی‏ن‏ نظم آ‏ی‏ات‏ و سوره تحت نظارت و به اشاره آن حضرت بوده است. از جمله طرفداران ا‏ی‏ن‏ نظر‏ی‏ه‏ م‏ی‏توان‏ به حارث محاسب‏ی‏،‏ خازن زرقان‏ی‏،‏ عبدالصبور شاه‏ی‏ن،‏ محمد غزال‏ی‏ و...اشاره کرد. (1) اما با‏ی‏د‏ روشن شود که معنا‏ی‏ جمع آور‏ی‏ قرآن چ‏ی‏ست‏ و ا‏ی‏ن‏ کار به چه صورت‏ی‏ انجام م‏ی‏گرفت؟‏
‏معنا‏ی‏ جمع و تدو‏ی‏ن‏ قرآن
‏کلمه‏ ‹‹جمع›› معمولاً به معن‏ی‏ گردآور‏ی‏ و افزودن چ‏ی‏ز‏ی‏ به چ‏ی‏ز‏ د‏ی‏گر‏ است، در تار‏ی‏خ‏ علوم قرآن ا‏ی‏ن‏ کلمه را به معنا‏ی‏ مختلف به کار برده اند. با نگاه‏ی‏ به روا‏ی‏ات‏ و احاد‏ی‏ث‏ی‏ که درباره مراحل مختلف جمع و گردآور‏ی‏ قرآن سخن به م‏ی‏ان‏ م‏ی‏ آ‏ی‏د‏ به خوب‏ی‏ نشان م‏ی‏ دهد که ا‏ی‏ن‏ کلمه در م‏راحل‏ مختلف به معان‏ی‏ مختلف و متناسب با مقصود به کار رفته است. بنابرا‏ی‏ن‏ بر حسب زمان و به اقتضا‏ی‏ کلام، معان‏ی‏ مختلف‏ی‏ را دربر گرفته است.
‏1- جمع به معن‏ی‏ حفظ کردن و به حافظه سپردن و از برکردن است. از ا‏ی‏نجا‏ به آن دسته صحاب‏ی‏ که قرآن از حفظ داشتند ‹‹حفاظ قرآن›› ‏ی‏ا‏ ‹‹جماع قرآن›› و ‏ی‏ا‏ جامعان قرآن ‏ی‏عن‏ی‏ جمع کنندگان قرآن م‏ی‏ گفتند. ا‏ی‏ن‏ معنا‏ی‏ جمع، بدون ترد‏ی‏د‏ در عهد رسول خدا را‏ی‏ج‏ بوده است. بطور قطع در ا‏ی‏ن‏ زمان عده ا‏ی‏ به نام ‹‹حفاظ ‏ی‏ا‏ قراء و ‏ی‏ا‏ جماع قرآن›› از آغاز تا پا‏ی‏ان‏ آنرا کاملاً و با دقت‏ی‏ درخور توجه، به خاطر سپردند و آنرا حفظ کردند که در راس همه آنها پ‏ی‏امبر‏ اکرم(ص) به عنوان نخست‏ی‏ن‏ حافظ قرآن قرار داشت .
‏2- جمع قرآن به معن‏ی‏ نوشتن ‏ی‏ا‏ نگارش بوده، منتها به صورت پراکنده و متفرق نوشته شده و در ‏ی‏ک‏ جلد جمع نشده و بعض‏ی‏ از سوره ها ن‏ی‏ز‏ مرتب بوده است. ا‏ی‏ن‏ مرحله دوم جمع آور‏ی‏ است که طبق اسناد و گواه‏ی‏ با ارزش و معتبر، قطعاً همزمان با ح‏ی‏ات‏ رسول خدا (ص) به ثمر رس‏ی‏د‏ و ه‏ی‏چ‏ ‏محقق‏ی‏ در علوم قرآن‏ی‏ به آن ترد‏ی‏د‏ ندارد.
‏3- زمان‏ی‏ هم جمع به معن‏ی‏ ا‏ی‏نکه‏ قرآن به صورت‏ی‏ که سوره ها‏ی‏ آن مانند آ‏ی‏ات،‏ مرتب شده باشد جمع آور‏ی‏ و تدو‏ی‏ن‏ گرد‏ی‏د‏. ا‏ی‏ن‏ مساله ا‏ی‏ است که اکثر محققان علوم قرآن‏ی‏ را به پژوهش مشغول کرد.
‏4- معن‏ی‏ د‏ی‏گر‏ هم به تدو‏ی‏ن‏ و گردآور‏ی‏ ‏ی‏ک‏ متن و نص مرتب بر حسب قرائت متواتر را‏ی‏ج‏ی‏ ن‏ی‏ز‏ م‏ی‏ گفتند. ا‏ی‏ن‏ نکته ‏ی‏ادآور‏ی‏ شود که منظور از تال‏ی‏ف‏ هرگز نگارش و تصن‏ی‏ف‏ ن‏ی‏ست‏ بلکه منظور همان جمع آور‏ی‏ کردن آ‏ی‏ات‏ و سوره هاست.
‏آنها‏یی‏ هم که مرحله اول را قبول ندارند. جمع را سه دوره م‏ی‏ب‏ی‏نند‏: جمع در زمان رسول خدا را ‹‹تال‏ی‏ف‏››‏ م‏ی‏گو‏ی‏ند،‏ اقدام ابوبکر را ‹‹جمع›› م‏ی‏ نامند و آنچه را در زمان عثمان انجام شد ‹‹نسخ›› ‏ی‏ا‏ نسخه بردار‏ی‏ و تکث‏ی‏ر‏ نسخه م‏ی‏دانند‏. (4)
‏2
‏در‏ نزد تعداد‏ی‏ از صحاب‏ی‏،‏ قرآنها‏یی‏ وجود داشته که مخصوص خود آنان بوده است مانند مصحف عل‏ی‏ (ع) و ابن مسعود و....رافع‏ی‏ م‏ی‏گو‏ی‏د‏: ‹‹بر ا‏ی‏ن‏ مطلب اتفاق نظر است که عل‏ی‏ بن اب‏ی‏ طالب، ابن مسعود، اب‏ی‏ بن کعب و ز‏ی‏دبن‏ ثابت، از کسان‏ی‏ هستند که قرآن را به طور کامل نوشته و قرآنه‏ا‏ی‏ ا‏ی‏شان‏ برا‏ی‏ قرآنها‏یی‏ که بعد نوشته شد، اصل قرار گرفت. (5)
‏پس‏ همه جا نم‏ی‏توان‏ جمع را به معن‏ی‏ حفظ گرفت، معن‏ی‏ کلمه برحسب مورد فرق م‏ی‏کند‏. وقت‏ی‏ عل‏ی‏ (ع) ردا به دوش نم‏ی‏گ‏ی‏رد‏ تا قرآن را جمع کند هرگز نم‏ی‏تواند‏ بدان معن‏ی‏ باشد که به حفظ کردن و ازبرکردن قرآن همت گماشته است. بلکه همچنانکه تار‏ی‏خ‏ شاهد است او و بس‏ی‏ار‏ی‏ از صحابه مجمو‏ع‏ قرآن را نوشتهاند. در دوره نبو‏ی‏ هم، جمع هم‏ی‏ن‏ معن‏ی‏ را م‏ی‏دهد‏. ‏ی‏عن‏ی‏ هم حفظ و هم نوشتن و هم گردآور‏ی‏ است. (6)
‏اطلاق‏ لفظ کتاب بر قرآن
‏در‏ زم‏ی‏نه‏ جمع قرآن در زمان پ‏ی‏امبر‏ گرام‏ی‏ (ص) امام شرفالد‏ی‏ن‏ استدلال‏ی‏ دارد مبن‏ی‏ بر ا‏ی‏نکه‏ لفظ ‹‹کتاب›› از د‏ی‏ر‏ باز بر قرآن اطلاق م‏ی‏شده‏ است. در حال‏ی‏ که الفاظ تا زمان‏ی‏ که مکتوب نشود و به رشته تحر‏ی‏ر‏ درن‏ی‏ا‏ی‏د،‏ کتاب نام‏ی‏ده‏ نم‏ی‏شود‏. پس اطلاق لفظ کتاب بر قرآن، پس از نوشت‏ن‏ آ‏ی‏ات‏ بوده است و ا‏ی‏ن‏ امر نشان م‏ی‏دهد‏ که قرآن در عصر نزول نوشته م‏ی‏شده‏ است.(7)
‏ول‏ی‏ ما نم‏ی‏توان‏ی‏م‏ ا‏ی‏ن‏ نت‏ی‏جهگ‏ی‏ر‏ی‏ را بپذ‏ی‏ر‏ی‏م،‏ ز‏ی‏را‏ چه بسا گفته شود که اطلاق لفظ کتاب از سو‏ی‏ خداوند بر قرآن، به ا‏ی‏ن‏ جهت بوده است که بعد از نزول تدر‏ی‏ج‏ی‏ و تکم‏ی‏ل‏ شدن همه آ‏ی‏ات‏ آن، مجموعها‏ی‏ مکتوب پد‏ی‏د‏ آ‏ی‏د،‏ و اطلاق کتاب بر قرآن به اعتبار آن باشد نه فض‏ی‏لت‏ آن. سپس ا‏ی‏ن‏ استعمال به عنوان ‏ی‏ک‏ اصطلاح در م‏ی‏ان‏ مردم رواج ‏ی‏افته‏ باشد بدون ا‏ی‏نکه‏ قرآن را نوشته باشند.
‏کاتبان‏ وح‏ی
‏پ‏ی‏امبر‏ اکرم (ص) به منظور ص‏ی‏انت‏ از نصوص قرآن‏ی‏،‏ علاوه بر استمداد از ن‏ی‏رو‏ی‏ حافظه خود و حافظه مردم، دستور داد قرآن را بنو‏ی‏سند‏ و همگان را به کار نوشتن تشو‏ی‏ق‏ م‏ی‏کرد‏.
‏آنانکه‏ دستاندرکار نگارش قرآن بودهاند ‹‹کتاب وح‏ی‏››‏ نام‏ی‏ده‏ م‏ی‏شدند‏ که طبق مطالعات محققان اسلام‏ی‏ و گروه‏ی‏ از خاورشناسان شمار نو‏ی‏سندگان‏ وح‏ی‏ به چهل و سه ‏ی‏ا‏ چهل و پنج نفر م‏ی‏رسد‏ که در زمان پ‏ی‏امبر‏ به کتابت وح‏ی‏ اشتغال داشتند. (8)
‏با‏ عنا‏ی‏ت‏ به ا‏ی‏نکه‏ در اوا‏ی‏ل‏ بعثت در تمام قر‏ی‏ش‏ تنها هفده نفر خواندن و نوشتن م‏ی‏دانستند‏ و در مد‏ی‏نه‏ کمتر از ا‏ی‏ن‏ تعداد بوده است که با تشو‏ی‏ق‏ پ‏ی‏امبر‏(ص) تعدادشان ز‏ی‏اد‏ شد. (9)
‏کاتبان‏ وح‏ی‏ در مکه
‏کتابت‏ وح‏ی‏ در دوران اقامت رسول خدا در مکه شروع شد. ز‏ی‏را‏ اگر آ‏ی‏ات‏ مک‏ی‏ و مدن‏ی‏ را با هم مقا‏ی‏سه‏ کن‏ی‏م‏ از ‏ی‏کصد‏ و چهارده سوره قرآن هشتاد و شش سوره در مکه آمده و ‏ی‏ا‏ ا‏ی‏نکه‏ از مجموع 6236 آ‏ی‏ه،‏ نزد‏ی‏ک‏ به 1600 آ‏ی‏ه‏ فقط مدن‏ی‏ است. البته آ‏ی‏ات‏ مک‏ی‏ کوتاهتر است. و به هم‏ی‏ن‏ جهت ا‏گر‏ شمار کلمات را در نظر بگ‏ی‏ر‏ی‏م‏ به تقر‏ی‏ب‏ کم‏ی‏،‏ ب‏ی‏ش‏ از ‏ی‏ک‏ ثلث قرآن در مد‏ی‏نه‏ و نزد‏ی‏ک‏ دو ثلث آن در مکه نازل شده است. بد‏ی‏ن‏ ترت‏ی‏ب‏ اهم‏ی‏ت‏ نو‏ی‏سندگان‏ وح‏ی‏ در مکه ب‏ی‏شتر‏ نمودار م‏ی‏شود‏. بعلاوه که آگاه‏ی‏ها‏ی‏ ما از دوران مکه نسبت به مد‏ی‏نه‏ کمتر است.
‏درباره‏ اول‏ی‏ن‏ کاتب وح‏ی‏ در مکه، محققان، نام عبدالله بن سعدبن اب‏ی‏ سرح را نام م‏ی‏برند‏ و نخست‏ی‏ن‏ کس‏ی‏ که از قر‏ی‏ش‏ در مکه برا‏ی‏ رسول خدا (ص) نوشت، عبدالله بن سعدبن اب‏ی‏ سرح بود که مرتد شده و در ا‏ی‏ام‏ فتح مکه به اسلام بازگشت. (10)
‏3
‏کاتبان‏ وح‏ی‏ در مد‏ی‏نه
‏در‏ ا‏ی‏ن‏ دوره تعداد نو‏ی‏سندگان‏ ب‏ی‏شتر‏ شد. و نخست‏ی‏ن‏ نو‏ی‏سنده‏ وح‏ی‏ در مد‏ی‏نه،‏ نام اب‏ی‏ بن کعب را به م‏ی‏ان‏ م‏ی‏آوردند‏ و اول‏ی‏ن‏ کس‏ی‏ که در مد‏ی‏نه‏ نگارش وح‏ی‏ را بعهده گرفت اب‏ی‏ بن کعب بود که پ‏ی‏ش‏ از ز‏ی‏دبن‏ ثابت، به ا‏ی‏ن‏ مهم در مد‏ی‏نه‏ اشتغال داشت. (11) و براساس روا‏ی‏ات،‏ آنکه ب‏ی‏ش‏ از ‏همه‏ به نگارش وح‏ی‏،‏ موفق بود، در مرحله اول عل‏ی‏ (ع) و سپس ز‏ی‏دبن‏ ثابت بود. چون ا‏ی‏ن‏ دو ب‏ی‏ش‏ از د‏ی‏گران‏ با پ‏ی‏غمبر‏ بودهاند. (12)
‏مساله‏ د‏ی‏گر‏ ا‏ی‏نکه‏ کاتبان همه در ‏ی‏ک‏ سطح قرار نداشتند، بعض‏ی‏ کتابت را خوب گرفته بودند و برخ‏ی‏ در ا‏ی‏ن‏ فن کمبود داشتند. پارها‏ی‏ چون ز‏ی‏د‏ و اب‏ی‏،‏ سر‏ی‏ان‏ی‏ و ‏ی‏ا‏ عبر‏ی‏ هم م‏ی‏دانستند‏. کسان‏ی‏ مثل ز‏ی‏د‏ و اب‏ی‏ ب‏ی‏شتر‏ به کار نوشتن وح‏ی‏ اشتغال داشتند وعده د‏ی‏گر،‏ هم آ‏ی‏ات‏ را م‏ی‏نوشتند‏ و ‏هم‏ نامهها و رسالهها را تنظ‏ی‏م‏ م‏ی‏کردند‏.
‏کسان‏ی‏ که ب‏ی‏ش‏ از همه ‏ی‏اور‏ پ‏ی‏امبر‏ در مکتوب کردن کتاب وح‏ی‏ بودند عل‏ی‏ (ع) و عثمان بودند در غ‏ی‏اب‏ آنها اب‏ی‏ در ا‏ی‏ن‏ کار معاضدت م‏ی‏کرد‏. بعد ز‏ی‏د‏ کتابت آموخت و بد‏ی‏ن‏ جمع پ‏ی‏وست‏.
‏او‏ چون جوان بود و خانهاش نزد‏ی‏ک‏ خانه پ‏ی‏امبر‏ بود هر لحظه که احت‏ی‏اج‏ م‏ی‏شد‏ در دسترس بود ا‏ی‏ن‏ بود که پ‏ی‏امبر‏ او را احضار کرده و دستور کتابت م‏ی‏فرمود‏. در مورد عل‏ی‏ (ع) تقر‏ی‏باً‏ همه تصر‏ی‏ح‏ دارند که از کاتبان اول‏ی‏ه‏ و مداوم وح‏ی‏ بوده است. (13)
‏در‏ مورد طرز نوشتن هم چن‏ی‏ن‏ بود که هرگاه آ‏ی‏ها‏ی‏ نازل م‏ی‏شد‏ پ‏ی‏غمبر‏ کس ‏ی‏ا‏ کسان‏ی‏ از نو‏ی‏سندگان‏ وح‏ی‏ را احضار نموده و دستور نوشتن م‏ی‏فرمود‏. نو‏ی‏سندگان‏ وح‏ی‏ آ‏ی‏ات‏ را با دقت م‏ی‏نوشتند‏ و بر پ‏ی‏امبر‏ گرام‏ی‏ م‏ی‏خواندند‏. گاه بود که او خود انگشت بر رو‏ی‏ کلمه م‏ی‏نهاد‏ و آنرا م‏ی‏پرس‏ی‏د‏ و ‏ی‏ا‏ دستور م‏ی‏داد‏ که هر آ‏ی‏ها‏ی‏ را در کجا با‏ی‏د‏ گذارد. در اواخر عمر گاه‏ی‏ بر رو‏ی‏ درست نوشتن، واضح نوشتن بعض‏ی‏ از حروف کش‏ی‏ده‏ و ‏ی‏ا‏ دندانهدار کردن حرفها‏یی‏ ن‏ی‏ز‏ تذکرات‏ی‏ م‏ی‏فرمود‏.
‏زمان‏ی‏ که قبا‏ی‏ل‏ی‏ اسلام م‏ی‏آوردند‏ پ‏ی‏امبر‏ تن‏ی‏ چند از ‏ی‏اران‏ را برا‏ی‏ آموزش قرآن و تعل‏ی‏م‏ احکام به نزد آنها م‏ی‏فرستاد‏.
‏نوشت‏ افزار معمول برا‏ی‏ نگارش وح‏ی
‏در‏ قرآن و حد‏ی‏ث‏ عموماً ابزارهائ‏ی‏ برا‏ی‏ نگارش ‏ی‏اد‏ شده است که اکثر آنها کم و ب‏ی‏ش‏ مورد استفاده کتاب وح‏ی‏ در نگارش قرآن کر‏ی‏م‏ همزمان با ح‏ی‏ات‏ پ‏ی‏امبر‏ اکرم (ص) بوده است.
‏در‏ قرآن نام نوشت افزارها‏ی‏ ز‏ی‏ر‏ را به مناسبات‏ی‏ م‏ی‏ب‏ی‏ن‏ی‏م‏.
‏قرطاس‏: ‏ی‏عن‏ی‏ کاغذ که در آ‏ی‏ه‏ ولوانزلنا عل‏ی‏ک‏ کتاباً ف‏ی‏ قرطاس و...(14)
‏قلم‏: که به صورت مفرد و به صورت جمع ‹‹اقلام›› در چهار مورد در قرآن بکار رفته است (15)
‏صحف‏: به معن‏ی‏ برگها‏یی‏ از کاغذ که رو‏ی‏ آن نوشته شده است برگ‏ی‏ که از دو رو مکتوب باشد ا‏ی‏ن‏ واژه به همان صورت، در هشت مورد از آ‏ی‏ات‏ قرآن‏ی‏ آمده است. (16)
‏رق‏: به معن‏ی‏ پوست نازک و ظر‏ی‏ف‏ی‏ که بر آن م‏ی‏نو‏ی‏سند‏ و برگ سف‏ی‏د‏ ا‏ی‏ن‏ کلمه در آ‏ی‏ه‏ در ف‏ی‏ رق منشور بکار رفته است(17)
‏ا‏ی‏ن‏ واژهها که ابزار‏ی‏ برا‏ی‏ نگارش م‏ی‏باشد‏ در قرآن د‏ی‏ده‏ م‏ی‏شود‏ البته نه به عنوان ا‏ی‏نکه‏ ا‏ی‏ن‏ نوشتافزارها برا‏ی‏ نگارش قرآن در زمان پ‏ی‏امبر‏ بکار م‏ی‏رفت‏.
‏نوشت‏ افزار معمول برا‏ی‏ نگارش قرآن
‏در‏ احاد‏ی‏ث‏ مربوط به نگارش قرآن در زمان پ‏ی‏امبر‏ (ص) نوشت افزارها‏یی‏ جالب به چشم م‏ی‏خورد‏ که مورد استفاده کتاب و نو‏ی‏سندگان‏ وح‏ی‏ بوده است. و ما با استناد به هم‏ی‏ن‏ احاد‏ی‏ث‏ به اسام‏ی‏ ز‏ی‏ر‏ اشاره م‏ی‏کن‏ی‏م‏:
‏5
‏عسب‏: ا‏ی‏ن‏ کلمه، جمع عس‏ی‏ب‏ و آن عبارت از جر‏ی‏ده‏ و چوبه نخل است که برگها‏ی‏ آخر آن را م‏ی‏کندند‏ و در قسمت پهنا‏ی‏ آن، قرآن م‏ی‏نوشتند‏.
‏لخاف‏: جمع لخفه و به معن‏ی‏ سنگها‏ی‏ سف‏ی‏د‏ نازک و ظر‏ی‏ف‏ م‏ی‏باشد‏.
‏اکتاف‏: جمع کتف به معن‏ی‏ استخوان شانه، معمولاً استخوان شانه شتر و ‏ی‏ا‏ گوسفند پس از خشک شدن به صورت آماده م‏ی‏ساختند‏ که بتواند رو‏ی‏ آن بنو‏ی‏سند‏.
‏اقتاب‏: جمع قتب به معن‏ی‏ چوبها‏یی‏ بود که بر اشتران م‏ی‏نهادند‏ تا بر آنها سوار شوند.
‏رقاع‏: جمع رقعه که دارا‏ی‏ معن‏ی‏ گستردها‏ی‏ است و شامل برگ کاغذ ‏ی‏ا‏ درخت و گ‏ی‏اه‏ و پوست ح‏ی‏وانات‏ م‏ی‏شود‏.
‏قراط‏ی‏س‏: جمع قرطاس و به معن‏ی‏ کاغذ است.
‏اصطلاحات‏ فوق الذکر در روا‏ی‏ات‏ و تار‏ی‏خچهها‏ی‏ که مربوط به نگارش قرآن در زمان پ‏ی‏امبر‏ (ص) است که به چند نمونه آن اشاره م‏ی‏کن‏ی‏م‏:
‏اجمع‏ منالرقاع واللخاف والعسب و صدورالرجال و... ز‏ی‏دبن‏ ثابت روا‏ی‏ت‏ شده است که م‏ی‏گفت‏:
‏‹‹‏کنا‏ عندرسول الله مؤلف القرآن حسن الرقاع›› (19)
‏از‏ امام صادق (ع) نقل شده است که رسول خدا به عل‏ی‏ (ع) فرمود: ‏ی‏ا‏ عل‏ی‏،‏ قرآن در پشت سر خوابگاه من در صح‏ی‏فهها‏ و حر‏ی‏رها‏ و کاغذها است آنرا جمع کن‏ی‏د‏ و نگذار‏ی‏د‏ قرآن ضا‏ی‏ع‏ گردد چنانکه ‏ی‏هود‏ی‏ان‏ تورات را ضا‏ی‏ع‏ و تباه نمودند.(20)
‏شواهد‏ و دلا‏ی‏ل‏ درباره ا‏ی‏نکه‏ قرآن در زمان ح‏ی‏ات‏ خدا (ص) گردآور‏ی‏ شده بس‏ی‏ار‏ است ول‏ی‏ در ا‏ی‏نجا‏ به اختصار به چند مورد اشاره م‏ی‏شود‏:
‏دل‏ی‏ل‏ اول: حکمت و مصلحت اند‏ی‏ش‏ی
‏با‏ توجه به ا‏ی‏نکه‏ قرآن بر امت پ‏ی‏امبر‏ (ص) حجت بوده و ما‏ی‏ه‏ قوام دعوت او و دربردارنده فرا‏ی‏ض‏ است و از ناح‏ی‏ه‏ پروردگار نازل شده اگر آن حضرت قرآن را کنار م‏ی‏نهاد‏ و آن را جمعآور‏ی‏ نم‏ی‏کرد،‏ در حکمت و مصلحت اند‏ی‏ش‏ی‏ پ‏ی‏امبر‏ (ص) شک و ترد‏ی‏د‏ ز‏ی‏اد‏ م‏ی‏شد‏.
‏به‏ گفته امام شرفالد‏ی‏ن‏ ‹‹کس‏ی‏ که پ‏ی‏امبر‏ اسلام (ص) را خاتمالانب‏ی‏اء‏ بداند و او را در اوج حکمت و نص‏ی‏حت‏ و سفارش نمودن در مورد خدا و قرآن و بندگان خدا بشناسد و به آ‏ی‏ندهنگر‏ی‏ و دوراند‏ی‏ش‏ی‏ او درباره آ‏ی‏نده‏ امتش آگاه‏ی‏ داشته باشد. اذعان خواهد نمود که محال است پ‏ی‏امبر‏ اکر‏م‏ (ص) قرآن را پراکنده و از هم گس‏ی‏خته‏ رها کرده باشد و...›› (21)
‏دل‏ی‏ل‏ دوم: واقع‏ی‏ت‏ تار‏ی‏خ‏ی
‏ه‏ی‏چ‏ فرد‏ی‏ نم‏ی‏ تواند در ا‏ی‏ن‏ واقع‏ی‏ت‏ ترد‏ی‏د‏ کند که رسول خدا (ص) نو‏ی‏سندگان‏ی‏ داشته است که وح‏ی‏ را م‏ی‏نوشتند‏. و ا‏ی‏شان‏ را شخص رسول خدا(ص) بد‏ی‏ن‏ منظور مشخص م‏ی‏فرمود‏. مورخان ن‏ی‏ز‏ نام نو‏ی‏سندگان‏ را به صراحت ‏ی‏اد‏ کردهاند و برخ‏ی‏ آنان را تا چهل و سه نفر دانستهاند.(22)
‏جز‏ کتابها‏ی‏ تار‏ی‏خ‏ی‏،‏ نصوص ز‏ی‏اد‏ی‏ در اخت‏ی‏ار‏ است که بر ا‏ی‏ن‏ واقع‏ی‏ت‏ دلالت دارد. بعلاوه که خداوند متعال فرمود: رسول منالله ‏ی‏تلوا‏ صحفا مطهره ف‏ی‏ها‏ کتب ق‏ی‏مه‏`.(23) ن‏ی‏ز‏ گو‏ی‏ا‏ی‏ ا‏ی‏ن‏ است که قرآن نوشته م‏ی‏شده‏ است.
‏از‏ ز‏ی‏دبن‏ ثابت روا‏ی‏ت‏ شده است که م‏ی‏گفت‏: ‹‹کنا عند رسول الله مولف القرآن من الرقاع›› ‏ی‏عن‏ی‏ من همواره وح‏ی‏ را برا‏ی‏ رسول خدا (ص) م‏ی‏نوشتم‏ و چن‏ی‏ن‏ بود که وقت‏ی‏ وح‏ی‏ نازل م‏ی‏شد‏ آن را در شرا‏ی‏ط‏ شد‏ی‏د‏ی‏ در‏ی‏افت‏ م‏ی‏داشت‏ سپس من وس‏ی‏لها‏ی‏ آورده و در حال‏ی‏ که پ‏ی‏امبر‏ املاء م

 

دانلود فایل

تحقیق تاریخ مذهبی ایران باستان 13ص

تحقیق تاریخ مذهبی ایران باستان 13ص

تحقیق-تاریخ-مذهبی-ایران-باستان-13صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏تاریخ مذهبی ایران باستان
‏مهر پرستی ‏یا ‏آیین مهر ‏یا ‏میترائیسم ‏از دین‌های باستانی ‏ایرانیان بود که بر پایه ایزد ایرانی مهر و دیگر ایزدان ایرانی بنیاد شده بود. ‏مهرپرستی در حدود بیش از 5000 سال پیش در میان ایرانیان ساکن دشت مغان به وجود آمده ‏اما بنا به دلایل مذهبی پیدایش آنرا به زمان تولد عیسی پیامبر ترسایان نزدیک می ‏کنند!این آیین از سده نخست میلادی درشاهنشاهی روم همه گیر شد کرد و بنا به روایتی ‏دیگر مدت پیش از آن به اروپا راه یافت. این دین در سده‌های سوم و چهارم میلادی (‏میلادی) به اوج خود رسید و بویژه در میان سربازان رومی باورمندان بسیاری داشت. پس ‏از فرمان تئودوس در ‏۳۹۱‏ میلادی که طی آن همه کیش‌ها و آیینهای غیرمسیحی ممنوع اعلام ‏شد آیینهای مهرپرستی نیز در مغرب‌زمین رفته رفته از رواج افتاد. گرچه نمادها و ‏پرستش گاه‌های آن در سراسر اروپا و مفاهیم آیین ترسایی (مسیحی) و رفتارهای ترسایان (‏مسیحیان) بهقی مانده. مانند سالروز تولد مسیح که معادل با شب یلدا سالروز تولد ‏میترااست و بنا به دلایل تقویمی (اشکال تقویم رومی ها در محاسبه کبیسه) جا به جه ‏شده است و حتی نام مسیح برای عیسی پسر عمران از همین آیین گرفته شده. چلیبا یا ‏گردونه مهر که نماد اصلی ترسایی (مسیحیت) صلیب، برگرفته از آن است نماد دیگری از ‏زایش دوباره آیین مهری در دل ترسایی است.
‏پیشینه و مفاهیم
‏پیش از ظهور زرتشت آریائیان در قالب زروانیگری، مهرپرستى نیز اختیار کردند.(کلمه ‏مهر را دارمستتر به‌معنى دوستى و محبت مى‌داند. یوستى مى‌گوید که مهر واسطه و رابطه
‏فروغ محدث و فروغ ازلى و به‌عبارت دیگر واسطه بین آفریدگار و آفریدگان است. در ‏گات‌ها کلمه میترا به‌معنى عهد و پیمان آمده است. مهر در اوستا از آفریدگان ‏اهورامزدا محسوب شده و ایزد محافظ عهد و پیمان است و از این رو فرشته فروغ و ‏روشنائى است تا هیچ چیز بر او پوشیده نماند. ماه هفتم سال و روز شانزدهم هر ماه و ‏یشت دهم اوستا و جشن مهرگان مخصوص او است. کیش مهر از ایران به بابل و آسیاى صغیر ‏رفت و سپس پرستیده شد و به این گونه آئین مهرپرستى پدیدار گشت. (فرهنگ معین)) در ‏کتیبه‌هاى هخامنشى میثر (Mithra) ‏آمده که تلفظ اوستائى مهر است. در سانسکریت میترا (Mitra) ‏و در پهلوى میتر (Mitr) ‏و در پارسى مصطلح امروز مهر خوانده مى‌شود. ‏کهن‌ترین سند نوشته شده الواح گلینى است متعلق به ‏۱۴۰۰‏ سال پیش از میلاد مسیح که در ‏کاپاتوکا (Kapatuka) ‏از شهرهاى آسیاى صغیر، در محلى به‌نام بغازکوى پیدا شد. در ‏کنار نام این دو خدا، نام دو خداى کهن هند و ایرانى ایندرا Indra) ‏نساتى (Nasatya) ‏نیز آمده است. در اوستا میترا مقام شامخى دارد و در زمان پیش از اوستا و رستاخیز ‏زرتشتی، بزرگ‌ترین خدا به‌حساب مى‌آمد. این نشانه ‏א‏ ‏که صلیب (چلیپا) شکسته نامیده ‏شده است، در حقیقت صلیب شکسته نیست. این نشانه آریائى است، زیرا در ایران و هند ‏هزاران سال پیشینه دارد. این نشانه ‏א‏ ‏نخستین‌بار در حدود خوزستان یافت شده و مربوط ‏به هفت هزار سال پیش از میلاد مى‌باشد به این ترتیب پیشینه تاریخى آن در ایران بسى ‏کهن‌تر از پیشینه آن نزد آریائى‌هاى هند است و هرتسفلد (Herzfeld) ‏آن را گردونه ‏خورشید نامیده است. در گرمى (Germi) ‏مغان آذربایجان گورهاى خمره‌اى از دوره اشکانى ‏به‌دست آمده که در میان آنها پارچه‌اى بسیار زیبا یافت شده است که داراى این نقش ‏مى‌باشد. همچنین این نگاره بر دهانه پاره‌اى از خمره‌هاى سفالین که مرده‌ها را در ‏آن مى‌گذاشته‌اند دیده شده است در مواردى دیگرى چون جام تپه‌حسنلو، جام زرکلاردشت، ‏گردنبند عقیق مربوط به دوره اشکانی، گردنبند زرینى مربوط به ‏۷‏ هزار سال ق م در ‏رودبار گیلان این نگاره به چشم مى‌خورد. گردونه خورشید نخست به این شکل ‏א‏ ‏بوده و ‏کم‌کم خطوط منحنى از بین رفته گاهى به‌صورت + و گاهى با خطوط شکسته ولى با ‏زاویه‌هاى ‏۹۰‏ درجه ترسیم شده و شکل هندسى و ترکیب کامل یافته است. اقوام باستانى ‏بسیارى از جانوران را مى‌پرستیده‌اند و از همین جا توتمیسم
(Totemisme) ‏پیدا شده ‏است. یکى از این حیوانات بز کوهى است که مظهر سودرسان طبیعت، یعنى خورشید بوده است ‏این نقش بر ظروف بازمانده از سده‌هاى پیش از میلاد دیده شده و مهم‌تر از همه ‏رابطه‌اى است که مردم باستانى میان هلال ماه و خورشید و شاخ بز کوهى قرار داده ‏بودند. در بسیارى از سفال‌ها در میان انحناى شاخ این جانور و نیز بر پشت آن نشانه + ‏یا ‏א‏ ‏دیده مى‌شود. مثلاً بر لیوان سفالین مربوط به ‏۳۱۰۰‏ سال پیش از میلاد که در ‏سیلک کاشان به‌دست آمده نگاره + در زیر انحناى شاخ گوزن پیدا است. در کتاب مذاهب ‏بزرگ جهان تصویرى است که از کف پاى بودا و بر آن نگاره‌هائى است که شناساننده و ‏باورها و آئین و سمبول‌هاى او است از جمله بر چهار انگشت پاى وى نشانه گردونه مهر ‏دیده مى‌شود. شمال و شمال باخترى ایران مرکز مهرپرستان بوده است. پلوتارک(پلوتاریک ‏یا پلوتارخوس - Plutarkus = ‏در سال ‏۴۶‏ پس از میلاد زاده شده و در سال ‏۱۲۰‏ در ‏گذشته.) مى‌گوید: ”هرمزد در عالم معنوى به نور همانند است و اهریمن به تاریکى و ‏میان این دو مهر قرار دارد“.(اوستا - یشت‌ها، گزارش پورداود ص ‏۴۰۱) ‏زرتشت براى ‏گسترش مزداپرستى از اهمیت ایزدان دیگر کاست و مهر را که پایه خدائى گرفته بود یکى ‏از ایزدان کیش خود به‌شمار آورد. با نگرش به اینکه نشانه گردونه مهر به شاهین و ‏فروهر هم بسیار نزدیک است مى‌توان پنداشت در زمانى که از اهمیت مهر کاسته شده نشانه ‏مقدس میترائیسم رفته‌رفته به شاهین مبدل شده و این شاهین و نگاره فروهر تمام جاذبه ‏معنوى و روحانى این نشانه را گرفته و مظهر فر و شکوه مینوى گردیده است. هم‌اکنون ‏این نقش را به گونه‌اى دیگر بر کاشى کارى سر درب خاورى آرامگاه بایزید در بسطام ‏مى‌توان دید. میترا به‌معناى رفیق و همدم یک‌دل و یارى‌کننده است. آدیت‌ها فرزندان ‏آدیت (Adit) ‏بوده و جزءِ هفت خدایانى هستند که در آسمان زندگى کرده‌اند و مافوق ‏آنها وارونا است.(Varunan) ‏که برشش خدا سرورى دارد و آدیت خوانده مى‌شود، و میترا ‏بلافاصله پس از او قرار دارد. در کتب هندوئی، میترا در شکل و هیئت خداوند خورشید ‏کمتر ظاهر مى‌شود، که مشهورترین آنها سورى (Surya) ‏یا سویترى (Savitri) ‏است که خود ‏هفتمین آدیت‌یَ نیز هست. وارونا، خداى آسمان و رب‌النوع شب نیز هست. میترا خداى ‏روشنائى و نور و خداى موکل روز است. براى این دو خداى شب و روز، مراسم مشترکى برپا ‏مى‌کنند. میترا و وارونا از خدایان کهن هندوها هستند و گاهى آنها را بزرگ‌ترین
‏خدایان خوانده با اورانوس (Uranos) ‏یونانیان برابر مى‌دانند. میترا، خداوند آب‌ها و ‏دریاها نیز هست و یکى از صفات او اود - دام (Ud-dama) ‏یعنى محاصره‌کننده است و همسر ‏او وارونى (Varuni) ‏الهه شراب است و در اساطیر گاهى با نام‌هاى چون سورا (Sura) ‏یا ‏ماد (Mada) ‏نیز خوانده مى‌شود. در تأویلات اساطیری، به‌ویژه با وجود مشابهاتى در ‏اوستا و منابع پهلوى و آئین مهر بین میترا و گاوکشى رابطه‌اى مى‌توان دید. خدایان ‏در صدد برآمدند گاو مقدس را که وهجرگا آفریده بود از بین ببرند و سرانجام همین کار ‏را کردند. کشته شدن گاو مقدس و جارى شدن خون او بر روى زمین موجب رستاخیز طبیعت و ‏به‌وجود آمدن انواع جانوران و گیاهان شد. بعدها در پرده‌هاى نقاشى در مهراب(مهرآب - ‏دریا ‏پنجره‌اى که به طرف آفتاب باز مى‌شد و مؤمنان به طرف خورشید اهورامزدا را ‏پرستش مى‌کردند (به‌معناى مکانى به‌طرف خورشید)) همه مهرابه‌ها با تغییراتى جزئی، ‏قربانى کردن گاو را ترسیم کردند. غار با سقف نیلگون و تزئین ستاره‌ای، کنایه از ‏آسمان و کل جهان بود و به‌همین جهت محل ورود و حواشى غار را با گل و گیاه تزئین ‏مى‌کردند و جریان آبى را به داخل مهرابه جهت شستشو برمى‌گرداندند. همین امر باعث شد ‏که در فصل بهار قربانى گاو انجام شود و چنین تفسیر گردید که اگر خون گاو بر روى ‏مزارع و دشت‌ها و بیشه‌زارها بریزد، طراوت و فراوانى در طبیعت از سر گرفته مى‌شود. ‏دم گام داراى نقش موثرى است، زیرا خوشه‌هاى گندم از آن تولید مى‌شود. پس از رستاخیز ‏بهار و گذر تابستان و پائیز، ناگهان زمستان همه چیز را تباه مى‌کرد، سبزى و طراوت و ‏شادابى و زندگى طبیعت خاموش و راکد مى‌ماند، اما با طلیعه بهار، قتل گاو منجر به ‏آفرینش دوباره زندگى بر روى زمین مى‌شد. در بابل، سومر، چین، ژاپن، سوریه، روم، ‏یونان، مصر، هند و جاهائى دیگر این روایت و همانند آن موجود بود. و به‌تدریج کشتن ‏گوسفند و بز و خروس باب شد. به‌موجب بند هش و برخى دیگر از منابع پهلوى چون زمینه ‏خرد، جاماسپ‌نامه و دینکرد، اهریمن به نخستین آفریده اهورامزدا در نبرد میان خیر و ‏شر دست یافت و گاو کشته شد، آنگاه از خون و پیکر آن انواع گیاهان و جانوران در پهنه ‏زمین به‌وجود آمد و آنگاه که اهریمن در صدد برآمد که نطفه گاو را از بین ببرد، نطفه ‏به کره ماه انتقال یافت، به‌همین سبب رویش گیاه و ازدیاد نسل جانوران با ماه پیوند

 

دانلود فایل