لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 71 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
تاریخ علم ریاضی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 84 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
علم مواد
Material Science
اهمیت علم مواد:
پیشرفت علم بشر در زمینه های صنعتی مرهون دستیابی به مواد با کیفیت بالاتر است.
مهندسانی که در واحدهای صنعتی به ویژه در بخش ساخت و تولید سروکار دارند با مواد مهندسی سروکار داشته و لازم است در انتخاب و کاربرد مواد و تحلیل شکست قطعات صاحب نظر باشند.
هدف: کسب آگاهی از انواع مواد، خواص و توانایی آنها در ارتباط با نیازهای صنعتی، شناخت چگونگی تاثیر عوامل خارجی بر خواص و رفتار مواد و همچنین شناخت فرآیندهای تولید می باشد.
فصل اول
گروه بندی مواد جامد
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 21 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
علم نانو در شیمی
علم نانو در شیمی
در این سینمار در مورد توانای گردهمای ذرات نانو- به کریستال های ثابت و قابل کنترل بحث می کنیم و همین طور شناسایی فرامولکول ذرات نانو – برای تولید ساختارهای سربعدی منظم و ثابت به کار می رود. در این طرح مولکول پنهان – مولکول های مهمان – برای تجمع ذره نانو کمک می کنند.
در این جا پارامترهای برگشت پذیر و نیروی پیوند سطح ذره های نانو که با دقت تنظیم شده طرح تجمع فرامو کربن به طور گسترده آزمایش شده است.
به طور کلی در این جا: ساختارهای سربعدی ثابت و منظم و همین طور تجمعات کپسول با مورفولوژی و ابعاد کنترل شده توسط خودگردآوری نزولی و صعودی و تولید نانوی بالا و پایین تشریح شده است.
تجمع کنترل شده و برگشت پذیر ساختارهای ذراتی نانور فراموکولی:
برای ذره نانوی منظم و ثابت – نیروی پیوندی کنترل شده و برگشت پدیر که بین هم کنش های مولکولهای میزبان و مهمان روی می دهد جالب هستند.
ذرات نانوی - طلا و سیلیک – به صورت لایه های گردآوری شده طلا و سیلیک تجمع یافته است – توسط استفاده از دندیمرهای که به عنوان چسب فرامولکول به کاربرده می شود – روی هم قرار می گیرند.
در حالی که ذرات نانوی دیگر – به طور مستقیم در بوردهای مولکولی – با شناسایی میزبان و مهمان جذب می شوند.
تجمع کنترل شده و برگشت پذیر ساختارهای ذراتی نانور فراموکولی:
برای تشکیل مشبک های ذره ی تجمع یافته – باید ذره های داخلی نانو و ذره های سطح آن با دقت تنظیم شده باشد – تا واکنش پذیری در سطح ذره و داخل ذره با هم شباهت داشته باشند.
و همین طور با تنظیم کردن دقیق ذره ها و تعداد واکنش پذیری ذره های نانوی کاربردی (کلاوسیلکا) – تجمع ثابت و کاملاً منظم روی می دهد.
شکل B تصویر از مشبکهای ساخته شده - توسط تنظیم دقیق نیروی پیوندی ذره های نانو را نشان می دهد.
الگوی ساختارهای ذره نانوی فرامولکولی
تلفیق ذرات معمولاً - نیاز به تنظیم دقیق ذرات سطح آن دارد.
مثلاً: ذرات نانوی هیبرید چند ترکیبی: - توسط اتصال ذرات میزبان – مهمان در یک حالت لایه ای در سطح نقش بسته شده و همین طور با ویژگی های شناسایی مکمل تشکیل شده است.
شکل 4 نشان می دهد که تجمع خاص ذرات نانو به صورت خود محدودیتی – یعنی یک لایه ذره نانو در هر مرحله از تجمع نشان می دهد.
به طور کلی در تجمع – باید ضخامت ساختاری که تشکیل می شود و طول آن و اندازه ذرات نانوی و تعداد لایه های ته نشین شده را کنترل کنیم.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 39 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
بین جهانبینى و علم اخلاق تاثیر و تاثر متقابل وجود دارد; زیرا از یک سواخلاقیات (علم اخلاق) مانند منطقیات، طبیعیات و ریاضیات از علوم جزئىاست و زیر پوشش «علم کلى» (جهانبینى) قرار دارد; چون این علم موضوعخود راکهنفس و قواى آن است اثبات مىکند (1) ، چنانکه بخشى از اینها را همعلوم طبیعى اثبات مىکند، و از سوى دیگر علم اخلاق نیز درباره جهانبینىاظهار نظر مىکند; به این معنا که در علم اخلاق، ثابت مىشود جهانبینى توحیدى، خیر، ملایم با روح و امرى ارزشى و کمال روح است ولىجهانبینى الحادى، شر، زیانبار و قبیح است و براى روح پیامد ناگوارى دربر دارد.
در علم اخلاق، علوم نافع از علوم غیرنافع شناخته مىشود. پیغمبر اکرمصلى الله علیه و آله و سلم به ذات اقدس اله پناه مىبرد و مىفرماید: «اعوذ بک من علم لا ینفع، وقلب لا یخشع، ونفس لا تشبع» چون علوم از نظر نفع و ضرر به چند قسم تقسیم مىشود، بعضى از علمها نافعند و بعضى نه; بعضى از علوم مانند علوم الحادى، نه تنها نافع نیستند بلکه ضرر هم دارند و بعضى از علوم نه نافع هستند و نه ضار، مانند تاریخ بعضى از اقوام جاهلى که هیچ نکته آموزندهاى در دانستن آن وجود ندارد و هیچ اثر فقهى هم بر آن مترتب نیست.
البته برخى از بخشهاى علم تاریخ و نسب، فواید فراوانى دارد و از علوم نافع به شمار مىآید اما آشنایى با قواعد علمى مربوط به انساب و تاریخ اقوامى که آثار علمى یا صنعتى و هنرى از خود به یادگار نگذاشتند، صرف بیهوده عمر و اتلاف وقت است و مصداق علمى است که رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و امام هفتم (علیهالسلام) در باره آن فرمودهاند: «لا یضر من جهله ولا ینفع من علمه» .
بعضى از علوم فى نفسه نافعند ولى چون به مرحله عمل ننشستهاند علم نافع به شمار نمىآیند و این همان است که در بیان حضرت على (علیه السلام) آمده: «لا تجعلوا علمکم جهلا ویقینکم شکا اذا علمتم فاعملوا واذا تیقنتم فاقدموا» و نیز مىفرماید: «رب عالم قد قتله جهله وعلمه معه لا ینفعه» . بعضى از دانشمندان در عین حال که عالمند، جاهلند. چون عاقل نیستند کشته جهلند و علم آنان به حالشان نافع نیست. کسى که علم را براى مقامهاى دنیا، جلب
1. مراد از «علم کلى» که عهدهدار اثبات موضوع علم اخلاق و سایر علوم جزئى است همان فلسفه نظرى است که متکفل هستىشناسى و شناختحقایق (جهانبینى) است و از آن به «علم اعلى» نیز تعبیر مىشود.
3
توجه و احترام مردم و یا برخوردارى از زرق و برق بیشتر طلب کند، خود را ارزان مىفروشد. او عالم است ولى عاقل نیست. و دیگران که راه دنیا را طى کردهاند، بیشتر و بهتر از این شخص، حطام دنیا را فراهم کردهاند و از آن لذت مىبرند. پس این گونه از علوم هم علوم غیر نافع به شمار مىآید.
نیز حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه «همام» در وصف متقیان مىفرماید: «ووقفوا اسماعهم على العلم النافع لهم» و این تنها در باره سامعه نیستبلکه در مورد سایر اعضا هم هست، یعنى جز به علم نافع، به چیز دیگرى گوش نمىدهند; به این معنا که الفاظ آن را مىشنوند و معانى را ادراک مىکنند ولى وقتى سودمند نبودن آن را ببینند رها مىکنند; مثلا، درسوره «زمر» مىفرماید: «فبشر عباد× الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» آنان، نخست اقوال و مکاتب گوناگون را مىشنوند و سپس تشخیص مىدهند که کدام زیانبار و کدام نافع است و آنگاه به آنچه نافع است دل مىسپارند و گوش مىدهند. گوش فرادادن یعنى اطاعت کردن و پذیرش.
قرآن کریم در این زمینه مىفرماید: «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فى اصحاب السعیر» یعنى اگر گوش شنوا مىداشتیم و اطاعت مىکردیم از اصحاب آتش نبودیم. بنابراین، علم اخلاق گرچه جزو علوم جزئى به شمار مىآید ولى در باره کلىترین علم، اظهار نظر مىکند و مىگوید فراگیرى این علم، نافع است، توحید براى نفس خیر و شرک براى آن شر است.
مسئله توحید و شرک، جزو جهان بینى و مسائل الهى به شمار مىآید و در علم کلى مطرح است ولى مسئله پذیرش توحید یا شرک را علم اخلاق بر عهده مىگیرد و جایگاه علم اخلاق از نظر اشراف بر همه علوم و مسائل، جایگاه بلندى است.
در بحثهاى آینده کاملا روشن مىشود که هدف نهایى نبوت، نیل انسان متعالى به لقاء الله استبه طورى که نه ملاقات کننده و نه اصل ملاقات ملحوظ باشد و نه مقصود، بلکه تنها خداوند که ملاقات مىشود، مشهود و مقصود باشد، و به تعبیر دیگر، رهنمود نبوت در ارائه روش روشن و هدف آشکار خلاصه مىشود و آن روش، مجاهدت و این هدف، مشاهدت است، به طورى که نه اصل جهاد اکبر، که راه است مقصود خواهد بود; زیرا جهاد وسیله است نه هدف; و نه اصل شهود، مطلوب بالذات است; زیرا آنچه مطلوب ذاتى است مشهود است نه شهود و نه شاهد، چون سالک واصل فانى، نه فناى خود را مىنگرد و نه خود را که فانى است مىبیند و پژوهش مىکند و مىطلبد بلکه فقط ذات بىکران الهى را که مشهود است مىنگرد و دیگر هیچ. این مطلب در طلیعه این کتاب سنگ زیربناى همه مطالب بعدى است; زیرا اخلاق الهى بر پایه وحدت پىریزى شده و با دستمایه توحید، که اساس و محور جهانبینى اسلامى است، استقرار مىیابد و لازم توحید به نحو اجمال همین است که بازگو شد و به نحو تفصیل در جاى جاى متن کتاب به لطف الهى خواهد آمد.
3
4
اکنون باید بررسى شود، اخلاق با تاثیر شگرفى که در تغییر حقیقت انسان و سازندگى او دارد، از کجا مایه مىگیرد؟
انسان، حقیقتى متفکر و مختار است و معلوم است که امر اعتبارى نمىتواند حقیقتى خارجى را بسازد; ولى امر اعتبارى با واسطههایى از امر حقیقى اخذ مىشود; امر اعتبارى براى پیدایش حقایق اعتبارى، زمینه مىشود; یعنى همان طور که حوادث جهان، که امور حقیقى و تکوینى است، در گیاهان، حیوانات و نباتات مؤثر است و هر کدام کار خود را طبق حوادث خارج، تنظیم مىکنند، انسان هم کارهاى خود را طبق حوادث خارج، تنظیم مىکند، وامور اعتبارى وى منشا حقیقى و تکوینى دارد.
بایدها و نبایدهاى اخلاقى
از آن جا که انسان موجودى ادراکى است و کارهاى خود را با اختیار و اراده انجاممىدهد تا آن جا که مىفهمد آنها را بر اساس «باید» و «نباید» تنظیم مىکند;اما آن جا که ادراک ندارد خود را آزاد مىپندارد; مثلا مىگوید من در هواىسرد باید لباس ضخیم بپوشم تا سرما نخورم و در هواى گرم باید لباسنازکبپوشم تا از گرما آسیب نبینم چنانکه در گرسنگى و سیرى این چنین است.
انسان در فصول گوناگون، تصمیمهاى مختلفى مىگیرد و بایدها و نبایدهاىگوناگونى دارد، حتى در شبانه روز نیز بایدها و نبایدهاى گوناگونى دارد;زیرا حوادث یکسان نیست; مثلا گاهى، وقت کار و گاهى وقت استراحت است. این بایدها و نبایدها از کیفیتبرخورد انسان با حوادث، پیدا مىشود; بهعبارت دیگر، انسان بایدها و نبایدها را بر اساس روابطى که بین خود و جهانتکوین مىبیند تنظیم مىکند. این که مىگوید: «من باید این کار را انجامبدهم»، خود وظیفه و توصیه اخلاقى است; اما وقتى مىگوید: «من اگر این کار را بکنم، چنین اثرى دارد و اگر آن کار را نکنم، آن اثر را ندارد» کار اخلاقى نیست.
بیمارى و درمان جان و تن
به عنوان مثال، پزشک دوگونه دستور و بیان دارد: یکى از آن جهت که پزشک است، راهنمایى پزشکى مىکند و دیگر از آن جهت که انسانى آموزنده است، دستورهاى ارشادگونه دارد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
چرا بدون علم سخن می گویید ؟
همسایه ها می گن پسر همسایه بغلی رو گرفتن !
معاون وزیر 3 تا خونه تو بهترین نقطه تهران داره !
شنیدم که احمد آقا رو به خاطر چک برگشتی گرفتن !
ولی من از دور و بری ها چیزهای دیگه ای شنیدم و ...
این قبیل جملات را هر روز از زبان یکدیگر می شنویم و گاهی ناخواسته آنها را تایید و یا با سکوت خود با گویندگان آنها همراهی می کنیم و از این طریق به آتش شایعه در جامعه دامن می زنیم و قبیح تر آنکه گاهی شایعه سازان پا فراتر نهاده و نسبت به بزرگان دین یا مسئولین نسبتهای ناروایی می دهند و پروایی از این اعمال ندارند. غافل از اینکه این اعمال شنیع مورد غضب خداوند است. تمام کسانی که در پرورش و تولید شایعه نقش دارند از سوی خداوند مورد عتاب واقع می شوند. برای روشن تر شدن موضوع به یکی از موارد شایعه در صدر اسلام اشاره می کنیم و امیدواریم که با تبیین آن اذهان روشن گردد و حداقل امر این باشد که ما با سکوت خود یا جملاتی از این دست که ما نمی دانیم بر موج شایعه دامن نزنیم و مورد غضب حق تعالی قرار نگیریم.
در آیات 11 ـ 26 سوره نور درباره داستانی سخن گفته شده که منافقین و بیماردلان برای خانواده پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ساختند و از این راه خواستند تا بین مسلمین تفرقه بیندازند. این آیات به همین مناسبت به آیات افک معروف شده است.
افک در لغت به چیزی می گویند که از حالت اصلی و طبیعی اش دگرگون شود و در اصطلاح سخنی است که از حق منحرف شود و به خلاف متمایل گردد و از جمله آن دروغ و تهمتی است که بزرگی آن به حدی باشد که از صورت اصلی اش دگرگون گردد.
داستان افک با دو شأن نزول مختلف از آیه از زبان شیعه 1 و اهل سنت 2 نقل شده است. اهل سنت فحشا را به عایشه نسبت می دهند و شیعیان به ماریه قبطیه ! اما اینکه چه اصراری است که به این دو شخص نسبت داده شود، زیرا با نزول آیات افک تهمت از متهم برداشته شد و مردم به خاطر این تهمت سرزنش شدند. البته لازم به ذکر است که بر خلاف اهل سنت که همگی فقط شأن نزول مربوط به عایشه را معتبر می دانند و اصلاً از احتمال دیگر سخن نمی گویند اغلب مفسران شیعه هر دو احتمال را نقل کرده و هر دو را بررسی نموده اند. اما آنچه درباره شأن نزول آن آمده از این قرار است که: در یکی از غزوات، عایشه به همراه پیامبر به سفر رفت در بین راه از قافله جا ماند و مجبور شد در همان منزلی که جامانده بماند تا کسی برای یافتن او بیاید. صفوان بن معطل سلمی به قصد بردن آنچه از قافله در منزل قبلی جامانده بود بازگشت و عایشه را دید و بر شترش سوار کرد و راهی منزل بعدی شدند. بعد از اینکه سفر به پایان رسید و به مدینه بازگشتند، شایعه
، دهان به دهان گشته و آن تهمتی بود که به همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) زدند و او را به فحشا متهم ساختند .
این سخن به سرعت بین مردم منتشر شد تا اینکه حدود یک ماه از ماجرا گذشت. عایشه در طول این مدت بیمار بود و از طرفی از جانب پیامبر کم لطفی احساس می کرد. برای جستجو از منبع خبر به خانه پدری اش رجوع کرد. پیامبر نیز که از این سخنان آزرده خاطر شده بودند نزد عایشه رفته و از او حقیقت ماجرا را پرسیدند. عایشه فقط به گفتن این جمله اکتفا کرد:
«فصبر جمیل و الله المستعان علی ما یصفون». هنوز پیامبر از خانه ابوبکر بیرون نرفته بودند که فرشته وحی نازل شد و آیات موسوم به افک را بر پیامبر عرضه کرد و با این آیه اتهام فحشا از عایشه برداشته شد. پیامبر نیز پس از اطمینان از منبع انتشار شایعه عاملان آن را احضار و حد را بر آنان جاری کرد.
البته همان طور که اشاره شد در صحت این شأن مواردی وجود دارد که غالب مفسیرین شیعه آن را نقل کرده و به ایرادهای وارد بر آن نیز پرداخته اند. به عنوان مثال در این شأن نزول آمده است که پیامبر نسبت به عایشه تغییر حالت داد یعنی نسبت به او سوء ظن پیدا کرد، در حالی که شخصیت پیامبر اجل از این است که نسبت به مؤمنین سوء ظن داشته باشد.
البته این یک نمونه از اشکالات وارد بر این شأن نزول است. موارد عدیده ای در کتب تفسیری آمده است که ذکر آن در این مقام به تفصیل می انجامد.