لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 7 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تبیین جایگاه جرم قتل عمدی در حقوق و فقه
بررسی فقهی قتل عمدی :
قتل از نظر لغوی به معنای سلب حیات است اعم از اینکه سلب حیات از انسان باشد یا حیوان . احترام به جان و بدن انسان اقتضاء می کند که وجود انسان از هر گونه خطر محافظت شود و ضمن توجه به سلامت تن خود نسبت به تن دیگری نیز این حق را رعایت کرده و ستم نکند . دین مقدس اسلام نیز جان و عرض مسلمان را محترم دانسته و تعرض به جان را از گناهان کبیره شمرده است .
قتل در آیات و روایات و احادیث :
1 – در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که دلالت بر حرمت قتل نفس دارد :
الف = (( و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا )) آیه 33 از سوره مبارکه بنی اسرائیل .
نفسی را که خداوند محترم ساخته است به نا حق مکشید ، کسی که به ستم کشته شود برای ولی او سلطه ای خاص قرار داده ایم ، پس اسراف در قتل نخواهد کرد . زیرا او ( ولی دم ) از جانب شریعت الهی یاری شده است .
ب = ومن قتل نفسابغیرنفس اوفسادفی الارض فکانماقتل الناس جمیعا
"هرکس بکشدتنی نه برابرتنی باتبکاری درزمین مانندآنست که بکشدمردم راهمگی ."
ج – من اجل ذلک کتبناعلی بنی اسرائیل انه من قتل نفسا بغیرنفس اوفسادفی الارض فکانماقتل الناس جمیعااومن احیاها الناس جمیعا ( آیه 32 ازسوه مبارکه مائده )
"از جهت قتلی که واقع شدمابرفرزندان اسرائیل مقررداشتیم که هرکس نفس محترمی رابه ناحق وبی آنکه مرتکب فساددرروی زمین شده باشدبکشدچنان است که همه راکشته باشدوهرکه نفسی راحیات بخشدمثل آنست که تمام مردم راحیات بخشیده است ."
2- احادیث بسیاری ازرسول خدا( ص) نقل شده که دلالت برحرمت قتل نفس داردازجمله :
الف – " لاتقتل نفس ظلماالاکان علی ابن آدم الاول کفل من دمها لانه اول من سن القتل . "
" هرکس به ستم کشته شودبهره ای ازخون اوبرعهده فرزندنخست آدم است که اونخستین کسی است ،که قتل رابنیادگذاشت ."
ب- اول مایقضی بین الناس یوم القیامه الدماء . "
" نخستین چیزی که ازمردم درقیامت موردرسیدگی وداوری قرارمی گیرد، خون است . "
" لایحل دم امرامسلم شهیدان لااله الاالله . وانی رسول الله . الاباحدی ثلاث : النفس بالنفس والتیب الزانی : والمارق من الدین التارک الجماعه . "
" خون هیچ مردمسلمانی حلال نیست مگربه سه چیز: قتل نفس ،زنای محصنه، خروج ازدین ( ارتداد) وترک جماعت ."
د- لن یزال المومن فی فسحه من دینه . مالم یصب دماحراما."
" همواره مومن ازدین خوددرگشایش است ، تاوقتی که خونی رانریخته باشد. "
ه – " لاترجعوابعدی کفارایصرب بعضکم رقاب بعض . "
" شماپس ازمن ، به کفربرنگردید، وبعضی ازشماگردن بعضی دیگررانزند.،
و- الزوال الدنیااهون علی الله من قتل مومن بغیرحق ."
" نابودشدن دنیابرای من آسانتروبی اهمیت تراست ازاینکه مومنی به ناحق کشته شود."
ازتمام آیاتی که دراین خصوص نازل شده واحادیث بسیاری که ازرسول خداروایت شده می توان نتیجه گرفت که احترام به جان ومال انسان همواره موردتوجه اسلام بوده وقوانین اسلام برای حفظ حیات انسان وضع شده است .
تعریف قتل عمدی
اکثرفقهاء منجمله مرحوم محقق حلی درموردقتل موجب قصاص چنین گفته اند:
" وهوازهاق النفس المعصومه المکافئه عمدأ وعدوانأ ."
" خارج کردن جان محترم وبرابر، ازتن ، عمدأ وبه ناحق ."
ازهاق نفس یعنی خارج کردن نفس ، منظورازمعصومه این است که تلف کردن آن جایزنباشد. این کلمه از" عصم " به معنای منع وجلوگیری است .
مکافئه یعنی مساوی بودن مقتول وقاتل ، دراسلام ف آزادی وغیره . عدوان به معنی حرام ونارواست . شرط دیگری که دربرخی ازتعریف هادیده میشودآن است که قاتل بدون اجازه قانونی مبادرت به قتل کند.
شهیدثانی می فرماید: عمدمحقق میشودباقصدقتل ازسوی شخص بالغ وعاقل باوسیله ای که غالبأ کشنده باشد. اگرقصدکندباوسیله ای که بندرت کشنده باشدوقتل هم روی دهد. اشبه قصاص است. یعنی قتل عمداست .
امام خمینی ( ره) نیزقتل عمدراچنین تعریف کرده است :
" وهوازهاق النفس المعصومه عمدامع الشرائط الاتیه "
" وآن بیرون کردن روح معصوم ( محترم ومحفوظ ) ازبدن انسان است عمدأباشرایطی که می آید"
عمدمحض به فصدکشتن باآنچه که می کشد، ولوبه ندرت وبه فصدفعلی که غالبأ به آن کشته میشود. اگرچه فصدقتل رابه آن ننماید تحقق پیدامیکند. عمدگاهی به مباشرت است وگاهی به تسبیب . صاحب جواهربعدازبیان شرایط قتل مستوجب قصاص می فرماید:
یتحقق العمدبقصدالبالغ العاقل الی القتل ، ظلمابماتقتل غالباف بل وبقصده الضرب بمایقتل غالبأ عالمابه وان لم یقصدالقتل لان القصدالی الفعل المزبورکالقصدالی الفعل "
" عمدتحقق پیدامیکندباقصدانسان بالغ عاقل به کشتن شخص ، ازروی ظلم وستم ( بناحق ) به وسیله ای که غالبأ کشنده است . وتحقق پیدامیکندبقصدزدن باآنچه که غالبأ کشنده است ( بدون قصدقتل ) ازروی آگاهی . اگرچه قصدقتل نداشته باشد، زیراقصدفعل ( باوسیله ای که غالبأکشنده است ) مانندقصدقتــــــــــــــــــــــل ( قصدکشتن ) است ."
واضافه می نماید:
" بل یکفی قصدماهوسبییه معلومه عاده وان ادعی الفاعل الجهل به ، اذلوسمعت دعواه بطلت اکثرادماء "
" درتحقق عمدهمین اندازه کفایت میکندکه سبیبت فعل برای قتل نوعأ معلوم باشد. هرچندقاعل ادعای جهل به آن راداشته باشد. زیرااگرادعای وی پذیرفته شود، بیشترخونها هدرمیشوند."
ازدیدگاه سیدمحمدحسن مرعشی شوشتری قتل عمدعبارت است از:
قتل العمدهوان یقصدالفاعل القتل وایتاعه علی الوجه المقصود، سواء کان ذلک القصداصالیأ اوتبعیأ متعلق بالکلی اوجزئی ، بالمباشره اوبالتسبیب اوبها. "
" قتل عمدآن است که فاعل قصدقتل داشته باشدوقتل رابه همان نحوی که قصدکرده است واقع سازد، خواه آن قصداصلی باشدویاتبعی وبه شی ء کلی ( غیرمعین ) ویابه جزئی ( شخص معین ) تعلق گرفته باشدوبامباشرت باشد. یابه تسبیب ویاهردو. "
بنابراین تعریف قتل درمواردزیرعمداست :
1- هنگامی که مرتکب قصدکندشخصی رابکشدوهمان شخص کشته شود.
2- وقتی فاعل قصدکندشخص رابکشد، به خیال آنکه این شخص الف است اماپس ازقتل معلوم گرددکه آن شخص ب بوده است ، ( اشتباه درشخصیت )
3- وقتی مرتکب قصدکندانسانی رابکشد، بدون آنکه غرضش به شخص معینی تعلق گرفته باشدوباعمل وی یک انسان کشته شود.
4- هنگامی که فاعل قصدکندجنایتی رامرتکب شود، هرچندآن جنایت قتل انسان باشد.
5- هنگامی که فاعل قصدکشتن کسی راندارد، اماعملی انجام می دهدکه عادتأ باقتل ملازمه داردواین عمل نسبت به مقتول ممکن است بصورت فعل باشدیاترک فعل . ( قصدتبعی )
بنابراین درقتل عمدقصدقتل معتبراست ، خواه قصدبه شخص معین باشدویابه کشتن انسانی بطورکلی ویابه قصدجنایتی .درقصدکلی قصدافرادقهرأ وجودداردوبنابرنیاز، اگرکسی بخواهدانسانی رابکشد، درصورت تحقق قتل ، قتل عمدی خواهدبود. زیرابه قصدقتل انسان منفک ازقصدقتل افرادآن نیست . هرگاه کسی قصدجنایتی برکسی داشته باشدوبقصدوقوع جنایت تیراندازی کندوبرای وی فرقی نداشته باشدکه ز
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 26 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
فلسفه و جایگاه توسعه منابع انسانی در سازمان ها
- جایگاه و نقش توسعه منابع انسان در فرایند توسعه در مقابل سرمایه مادی - کشورهای مختلف:
عراق
افغانستان
امریکا
هند
کومور
ایران
ژاپن
پاکستان
ترکیه
کره جنوبی
چین
مالزی
فرانسه
- جایگاه و نقش توسعه منابع انسان در فرایند توسعه در مقابل سرمایه مادی - مبنای طبقه بندی کشورهای مختلف:
1) کشورهای عقب مانده:
عراق
افغانستان
کومور
2) کشورهای در حال توسعه:
ایران
پاکستان
هند
ترکیه
3) کشورهای توسعه یافته صنعتی:
- کره جنوبی
- چین
- مالزی
4) کشورهای فراصنعتی:
امریکا
ژاپن
فرانسه
- جایگاه و نقش توسعه منابع انسان در فرایند توسعه در مقابل سرمایه مادی - مبنای طبقه بندی کشورهای مختلف:
1) کشورهای عقب مانده:
عراق
افغانستان
کومور ( فارغ از دغدغه توسعه)
2) کشورهای در حال توسعه:
ایران
پاکستان
هند (در مسیر توسعه)
ترکیه
3) کشورهای توسعه یافته صنعتی:
- کره جنوبی
- چین
- مالزی (تولید صنعتی)
4) کشورهای فراصنعتی:
امریکا
ژاپن
فرانسه (تولید اطلاعات)
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 59 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
جایگاه استراتژی در سازمان و مدل تلفیقی جهت پیاده سازی آن
راهنمای ما در پیادهسازی استراتژی
قانون بیرحم زندگی این است که ما تغییر کنیم وگرنه باید بهای بیشتری برای عدم تغییر بپردازیم. تعهد انجام کار باید با تحول همراه باشد، کاری را که نمیتوانید از عهدهاش برآیید، تعهد نکنید. هرگاه مشکلی را پیش میکشید یا شکایتی را آغاز میکنید، به خاطر داشته باشید که برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد کنید . فرصتها را در وقت امکان، ناگهان بگیرید، زیرا که بعد از فوت آن، دیگر آن را نخواهید یافت.
غررالحکم
برخی سؤالات استراتژیک
فعالیت و کسب و کار ما چگونه میتواند متفا و ت از عملکرد رقبا باشد، یا قبلاً چگونه عمل میکردهایم؟
عقیدة منحصر به فرد و کلیدی ما چیست؟ چه کاری میتوانیم انجام دهیم که دیگران یا مطلقاً نمیتوانند آن را انجام دهند و یا به خوبی آن را انجام نمیدهند؟
چگونه میتوانیم فاصله و تفاوت خود را از رقبایمان افزایش دهیم؟
چرا، کجا و چگونه میتوانیم کالا یا خدمتی را ارائه نماییم که مش ت ریان بهتر از هر کالا و یا خدمت ارائه شدة دیگر و موجود آن را دوست داشته باشند و نیز حاشیة سود بالایی هم داشته باشد؟
چگونه میتوانیم ارزش بیشتری به وجود آوریم؟
چگونه میتوان مطمئن بود که به بیشترین مقدار ارزشی که به وجود آوردهایم، خواهیم رسید؟
برخی سؤالات استراتژیک (ادامه)
بهترین شخص برای شراکت با ما چه کسی است و چگونه میتوانیم برای آنها جذابیتی به وجود آوریم که تمایل داشته باشند با ما شراکت کنند و نه با شخص دیگری ؟
چگونه میتوانیم تجربه کسب کنیم؟
چه موفقیت برنامهریزی نشده و غیر قابل انتظاری داشتهایم؟ چگونه میتوانیم این موفقیت را چند برابر کنیم؟
چگونه میتوانیم دربارة کاری که انجام میدهیم شور و هیجان به وجود آوریم؟
چگونه میتوانیم بهترین مشتریانمان را برای همیشه نگه داریم؟
چگونه میتوانیم از خودبینی و احساس رضایت شخصی که همراه با موفقیت حاصل میگردد، اجتناب نماییم؟
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 59 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
جایگاه استراتژی در سازمان و مدل تلفیقی جهت پیاده سازی آن
راهنمای ما در پیادهسازی استراتژی
قانون بیرحم زندگی این است که ما تغییر کنیم وگرنه باید بهای بیشتری برای عدم تغییر بپردازیم. تعهد انجام کار باید با تحول همراه باشد، کاری را که نمیتوانید از عهدهاش برآیید، تعهد نکنید. هرگاه مشکلی را پیش میکشید یا شکایتی را آغاز میکنید، به خاطر داشته باشید که برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد کنید . فرصتها را در وقت امکان، ناگهان بگیرید، زیرا که بعد از فوت آن، دیگر آن را نخواهید یافت.
غررالحکم
برخی سؤالات استراتژیک
فعالیت و کسب و کار ما چگونه میتواند متفا و ت از عملکرد رقبا باشد، یا قبلاً چگونه عمل میکردهایم؟
عقیدة منحصر به فرد و کلیدی ما چیست؟ چه کاری میتوانیم انجام دهیم که دیگران یا مطلقاً نمیتوانند آن را انجام دهند و یا به خوبی آن را انجام نمیدهند؟
چگونه میتوانیم فاصله و تفاوت خود را از رقبایمان افزایش دهیم؟
چرا، کجا و چگونه میتوانیم کالا یا خدمتی را ارائه نماییم که مش ت ریان بهتر از هر کالا و یا خدمت ارائه شدة دیگر و موجود آن را دوست داشته باشند و نیز حاشیة سود بالایی هم داشته باشد؟
چگونه میتوانیم ارزش بیشتری به وجود آوریم؟
چگونه میتوان مطمئن بود که به بیشترین مقدار ارزشی که به وجود آوردهایم، خواهیم رسید؟
برخی سؤالات استراتژیک (ادامه)
بهترین شخص برای شراکت با ما چه کسی است و چگونه میتوانیم برای آنها جذابیتی به وجود آوریم که تمایل داشته باشند با ما شراکت کنند و نه با شخص دیگری ؟
چگونه میتوانیم تجربه کسب کنیم؟
چه موفقیت برنامهریزی نشده و غیر قابل انتظاری داشتهایم؟ چگونه میتوانیم این موفقیت را چند برابر کنیم؟
چگونه میتوانیم دربارة کاری که انجام میدهیم شور و هیجان به وجود آوریم؟
چگونه میتوانیم بهترین مشتریانمان را برای همیشه نگه داریم؟
چگونه میتوانیم از خودبینی و احساس رضایت شخصی که همراه با موفقیت حاصل میگردد، اجتناب نماییم؟
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..DOC) :
2
شیطان و ابلیس در قرآن و جایگاه آنها در پیشگاه خدا
ممکن است که در قرآن مسائل مختلف، چندین بار و بصورت تکراری آمده اند و خواننده از این بی ترتیبی گیج می شود و مخصوصاً در مورد ابلیس و شیطان .ابلیس نه دفعه در نه سوره مختلف با این نام ذکر می شود. ولی در هفت سوره زیر که درباره زمان بعد از آفرینش آدم است، قضایا کم یا بیش مانند یکدیگر گزارش شده اند. این هفت سوره به این قرار هستند: 2:34 – 7:11 – 15:31 – 17:61 – 18:50 – 20:116 – و 38:74. سوره 30-34 :2 (یعنی سوره البقره، آیه 30 تا 34) به این قرار است: 30) بیاد آر وقتی که پروردگار فرشتگان را فرمود: من در زمین خلیفه خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی خواهی گماشت که فساد کنند و خونها بریزند و ما خود تسبیح و تقدیس می کنیم. خداوند (یعنی الله) فرمود: من چیزی از اسرار خلقت بشر می دانم که شما نمی دانید. 31) و یاد داد به آدم همه اسماء را و آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کن اگر شما در دعوی خود صادقید. 32) گفتند منزهی تو، ما نمی دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم فرمودی، توئی دانا و حکیم. 33) فرمود ای آدم آنها را آگاه ساز به حقا
2
یق این اسماء، چون آگاه ساخت، خدا فرمود: اکنون دانستید که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم. 34) و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید همه سجده کردند مگر شیطان (در متن اصلی عربی، ابلیس خوانده شده است و شیطان ترجمه غلط فارسی است!) که اِبا کرد و تکبر ورزید و از فرقه کافران گردید. متن عربی 2:34 "و اذقلنا للملآئکة اسجد و الادم فسجدوآ الآ ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین." ((در ادامه همین سوره، یعنی 2:35، 2:36، 2:37 و 2:38 شخصیت اصلی شیطان که در متن فارسی با همان ترجمه درستِ واژه « شیطان» آمده است فاش می شود. 35) و گفتیم: ای آدم تو با جفت خود در بهشت جای گزین و در آنجا از هر نعمت که بخواهید برخوردار شوید ولی نزدیک به این درخت نشوید (یعنی درخت حیات و معرفت نیک و بد در وسط باغ بهشت) که از ستمگران خواهید بود. 36) پس به لغزش افکند آنها را شیطان ("... فازلهما الشیطان...")، از آن درخت خوردند و بیرون آورد عصیان آنان را از آن مقام و گفتیم: فرود آیید که برخی از شما برخی را دشمنید و شما را در زمین قرارگاه است تا روز مرگ. 37) پس آموخت آدم از خدای خود کلمات