هزار فایل: دانلود نمونه سوالات استخدامی

دانلود فایل, مقاله, مقالات, آموزش, تحقیق, پروژه, پایان نامه,پروپوزال, مرجع, کتاب, منابع, پاورپوینت, ورد, اکسل, پی دی اف,نمونه سوالات استخدامی,خرید کتاب,جزوه آموزشی ,,استخدامی,سوالات استخدامی,پایان نامه,خرید سوال

هزار فایل: دانلود نمونه سوالات استخدامی

دانلود فایل, مقاله, مقالات, آموزش, تحقیق, پروژه, پایان نامه,پروپوزال, مرجع, کتاب, منابع, پاورپوینت, ورد, اکسل, پی دی اف,نمونه سوالات استخدامی,خرید کتاب,جزوه آموزشی ,,استخدامی,سوالات استخدامی,پایان نامه,خرید سوال

دانلود مقاله در مورد حسد و جنبه های اخلاقی آن 21 ص

دانلود مقاله در مورد حسد و جنبه های اخلاقی آن 21 ص

دانلود-مقاله-در-مورد-حسد-و-جنبه-های-اخلاقی-آن-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏دانشگاه ‏آزاد‏ واحد‏بجنورد
‏عنوان تحقیق :
‏حسد‏ و جنبه های اخلاقی آن
‏حسد
‏حسد، آرزوى زوال نعمت از برادر مسلمان است از نعمتهائى که صلاح او باشد.اما اگر ‏زوال نعمت را از او نخواهد بلکه مثل آن را براى خود بخواهد «غبطه و منافسه‏» است.و ‏اگر زوال چیزى را از کسى بخواهد که صلاح او نیست آن را «غیرت‏» خوانند.
‏بیان تفصیلى آن این است که اگر انگیزه حسد صرفا حرص بر این باشد که آن نعمت‏به ‏تو برسد، این از پستى و زبونى قوه شهویه است، و اگر انگیزه آن تنها رسیدن مکروهى به ‏محسود باشد از رذائل قوه غضب است، و از نتایج کینه - توزى است که آن هم از ‏نتایج‏خشم است، و اگر باعث آن ترکیبى است از هر دو، این از پستى و زبونى هر دو قوه ‏است.و ضد حسد، نصیحت و خیرخواهى است‏یعنى خواستن دوام نعمت‏خداوند بر برادر ‏مسلمانت، که صلاح او در آن است.
‏و شکى نیست که حکم قطعى به اینکه این نعمت صلاح است‏یا فساد ممکن نیست.چه بسا که ‏چیزى در آغاز و در نظر اول عمت‏شمرده شود و سرانجام بر صاحب خود و بال و فساد ‏باشد.پس ملاک و مناط در این امر ظن و گمان غالب است، و بنابراین اگر ظن غالب این ‏است که به صلاح اوست، خواستن زوال آن حسد است و خواستن دوام و بقاء آن خیرخواهى ‏است، و آنچه گمان رود که موجب فساد باشد، خواستن زوال آن غیرت است.اما آنچه صلاح و ‏فساد آن بر تو مشتبه است زوال و بقاء نعمت را براى برادرت مخواه مگر اینکه آن را به ‏شرط صلاح مقید کنى تا از حکم حسد رهایى یابى و حکم خیرخواهى برایت‏حاصل شود.و معیار ‏در نصیحت و خیرخواهى این است که آنچه را براى خود مى‏خواهى براى برادر خود نیز ‏بخواهى و آنچه را براى خود نمى‏خواهى و نمى‏پسندى براى او نیز نخواهى و نپسندى.و ‏معیار در حسد این است که آنچه را براى خود نمى‏خواهى براى او بخواهى، و آنچه را ‏براى خود مى‏خواهى براى او نخواهى.
‏فصل 1: مذمت‏حسد
‏حسد سخت‏ترین و دشوارترین بیماریهاى روانى و بدترین و پلیدترین رذایل است، و ‏صاحب خود را به عقوبت دنیا و عذاب آخرت گرفتار مى‏سازد.زیرا در دنیا لحظه‏اى از حزن ‏و الم خالى نیست و به هر نعمتى که در دست دیگران مى‏بیند رنج مى‏برد، و نعمت‏هاى ‏خداى تعالى نامتناهى است و هرگز از بندگان بریده و منقطع نمى‏شود، پس حسود پیوسته ‏در اندوه و رنج است.و وبال و سرانجام بد آن گریبانگیر خود او خواهد شد و اصلا به ‏محسود ضررى نمى‏رساند، بلکه موجب ازدیاد حسنات و بالا رفتن درجات او مى‏شود از این ‏رو که حسود بر او عیب مى‏گیرد، و آنچه در شرع جایز نیست درباره او مى‏گوید، پس ‏نسبت‏به او ظالم است و قستى از وزر و وبال محسود را بر دوش خود مى‏گیرد، و اعمال ‏شایسته خود را به دفتر اعمال او منتقل مى‏سازد، بنابراین حسد وى براى محسود جز خیر ‏و نفع اثرى ندارد.و با وجود این در مقام عناد و ضدیت‏با آفریدگار و پروردگار بندگان ‏است، زیرا اوست که نعمت‏ها و خیرات را بر بندگان چنانکه اراده فرموده به مقتضاى
‏حکمت و مصلحت‏خود ارزانى داشته است، پس حکمت‏حق و کامل او چنین اقتضا کرده که آن ‏نعمت‏بر آن بنده حاصل و باقى باشد، و حسود بیچاره زوال آن را مى‏خواهد.و آیا این ‏چیزى جز ناخشنودى از قضاء الهى در برترى دادن بعضى بندگان بر بعضى دیگر است؟ و این ‏نیست مگر آرزوى قطع فیوضات الهى که بر حسب حکمت‏بالغه مقدر و صادر شده و خواستن ‏خلاف آنچه خداوند به مقتضاى مصلحت اراده فرموده است! بلکه حسود طالب نقص بر خداى ‏سبحان است و نمى‏خواهد خدا را متصف به صفات کمالیه بداند.زیرا افاضه نعمت‏ها از سوى ‏خداوند در وقت‏شایسته و در جاى مستعد از صفات کمالیه خداى تعالى است که عدم آنها ‏نقص است‏بر او، و گرنه از او صادر نمى‏شد، و حسود ثبوت این نقص را مى‏خواهد.از سوى ‏دیگر حسود چون زوال نعمت‏هاى الهى را که وجوداتند مى‏خواهد و بازگشت‏شرور و بدیها ‏به عدم است پس وى طالب شر و دوستدار آن است.و حکما تصریح کرده‏اند که هر که به شر، ‏اگر چه براى دشمن، راضى و خشنود باشد در واقع شریر است.پس حسد بدترین رذائل و حسود ‏شریرترین مردم است.و چه خباثت و معصیتى بالاتر از این که کسى از راحت مسلمانى بدون ‏آنکه براى وى ضررى داشته باشد ناراحت و متالم شود؟ و از این رو در آیات و اخبار از ‏این صفت مذمت‏شدید شده است. خداى سبحان در ناشایسته شمردن آن مى‏فرماید:
«‏ام یحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله‏» (نساء 53) .
«‏یا به مردم نسبت‏به آنچه خدا از فضل و کرم خویش به آنان داده حسد مى‏برند؟» .و ‏مى‏فرماید:
«‏ود کثیر من اهل الکتاب ان یردونکم من بعد ایمانکم کفارا حسدا من عند انفسهم‏» (‏بقره 109) .
«‏بسیارى از اهل کتاب از حسدى که در دلشان است دوست دارند که شما را پس از ایمان ‏آوردنتان به کفر باز گردانند» .
‏و مى‏فرماید:
«‏ان تمسسکم حسنة تسؤهم و ان تصبکم سیئة یفرحوا بها» .
(‏آل عمران 120)
«‏اگر نیکیى به شما رسد بد حال و ناراحت مى‏شوند و اگر بدیى به شما رسد از آن ‏شادمان مى‏گردند» .
‏و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «الحسد یاکل الحسنات کما تاکل ‏النار الحطب‏» .
«‏حسد کارهاى نیک را مى‏خورد همچنانکه آتش هیزم را مى‏خورد» .
‏و نیز فرمود: «قال الله عز و جل لموسى بن عمران: یابن عمران لا تحسدن الناس على ‏ما آتیتهم من فضلى و لا تمدن عینیک الى ذلک و لا تتبعه نفسک، فان الحاسد ساخط ‏لنعمى، صاد لقسمى الذى قسمت‏بین عبادى.و من یک کذلک فلست منه و لیس منى‏» .
«‏خداى عز و جل به موسى بن عمران وحى فرمود که به مردم بر آنچه از فضل خود به ‏آنها داده‏ام حسد مبر، و چشمهاى خود را بر آن مدوز، و دلت را دنبال آن مکن، که حسود ‏نسبت‏به نعمت‏هاى من خشمگین است، و از تقسیمى که میان بندگان خود کرده‏ام جلوگیر ‏است.و هر که چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست‏» .
‏و فرمود: «لا تحاسدوا و لا تقاطعوا و لا تدابروا و لا تباغضوا، و کونوا عباد ‏الله اخوانا» .
«‏حسد مورزید و از هم مگسلید و به یکدیگر پشت مکنید (راه مخالفت مپوئید) و دشمنى ‏منمائید، بندگان خدا! با هم برادر باشید» .
‏و فرمود: «دب الیکم داء الامم قبلکم: الحسد و البغضاء هى الحالقة، لا اقول حالقة ‏الشعر، و لکن حالقة الدین.و الذى نفس محمد بیده! لا تدخلون الجنة حتى تؤمنوا، و لن ‏تؤمنوا حتى تحابوا.
‏الا انبئکم بما یثبت ذلک لکم؟ افشوا السلام بینکم‏» «بیمارى امتهاى پیش در شما ‏راه یافته: حسد و دشمنى که سترنده است، نه سترنده موى بلکه سترنده دین.به خدائى که ‏جان محمد به دست اوست، به بهشت نمى‏روید تا ایمان آورید، و ایمان نخواهید آورد تا ‏یکدیگر را دوست‏بدارید.
‏آیا مى‏خواهید شما را به چیزى خبر دهم که مهربانى و دوستى را میان شما برقرار ‏کند؟ به همدیگر سلام کنید!» .
‏و فرمود: «کاد الفقر ان یکون کفرا، و کاد الحسد ان یغلب القدر» . «فقر نزدیک است ‏که به کفر انجامد، و حسد نزدیک است که بر قدر غلبه کند (1) » .
‏و فرمود: «به زودى به امت من بیمارى امتها خواهد رسید.پرسیدند:
‏بیمارى امتها چیست؟ فرمود: «خود پسندى و ستیزندگى، و سرکشى، و زیاده جوئى، و ‏همچشمى در دنیا، و دورى نمودن و حسد ورزیدن، تا آنکه ستم و تعدى و سپس آشوب و فتنه ‏پدید آید» .
‏و فرمود: «ترسناکتر چیزى که بر امتم مى‏ترسم این است که مالشان زیاد شود پس با ‏یکدیگر حسد ورزند و یکدیگر را به قتل رسانند» .
‏و فرمود: «براى نعمت‏هاى خدا دشمنانى هست.پرسیدند: آنها کیانند؟
‏فرمود: کسانى که به مردم بر آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده حسد مى‏برند» .
‏و در یکى از احادیث قدسى وارد شده است که: «خداوند فرمود: حسود دشمن نعمت من است ‏و از قضاء من خشمگین است و به قسمتى که در میان بندگانم کرده‏ام راضى و خشنود ‏نیست‏» .
‏امام باقر علیه السلام فرمود: «ان الرجل لیاتى باى بادرة فیکفر.و ان الحسد لیاکل ‏الایمان کما تاکل النار الحطب‏» .
«‏گاهى مرد شتابزدگى و تندى مى‏کند و کافر مى‏شود.و حسد ایمان را مى‏خورد ‏همچنانکه آتش هیزم را مى‏خورد» .
‏و حضرت صادق علیه السلام فرمود: «آفة الدین: الحسد و العجب و الفخر» «آفت دین ‏حسد و خودبینى و فخر فروشى است‏» .
‏و فرمود: «ان المؤمن یغبط و لا یحسد، و المنافق یحسد و لا یغبط (2) » .
«‏مؤمن غبطه مى‏برد و حسد نمى‏ورزد، ولى منافق حسد مى‏ورزد و غبطه نمى‏برد» .
‏و فرمود: «حسود پیش از آنکه ضررى به محسود برساند به خود زیان مى‏زند، چنانکه ‏ابلیس به سبب حسد براى خود لعنت‏به ارث برد، و براى آدم برگزیدگى و هدایت و بالا ‏رفتن به مقام حقایق عهد و اصطفاء الهى را حاصل کرد.
‏پس محسود باش و حسود مباش، که ترازوى حسود همیشه سبک است‏به واسطه سنگینى ترازوى ‏محسود (3) ‏، و روزى قسمت‏شده است، پس حسد چه نفعى به حسود و چه ضررى به ‏محسود مى‏رساند.و ریشه حسد از کورى دل و انکار فضل و کرم خداى تعالى است، و اینها ‏دو بالند براى کفر.و به واسطه حسد فرزند آدم در حسرت جاوید افتاد، و به دره هلاکتى ‏سقوط کرد که هرگز نجاتى براى او نیست.و حسود را توبه نیست، زیرا بر آن مصر و به آن ‏معتقد است و حسد سرشت اوست که بدون معارض و بى‏سبب ظاهر مى‏شود، و سرشت از ریشه ‏تغییر نمى‏پذیرد، هر چند که ‏معالجه شود (4) » .
‏یکى از حکما گفته است: «حسد زخمى است‏بهبود ناپذیر» .
‏و یکى از خردمندان گفته است: «ظالمى شبیه‏تر به مظلوم از حسود ندیدم، که نعمت ‏ترا نقمت‏خود مى‏داند» .
‏و یکى از بزرگان گوید: «حسود از مجالس و مجامع جز مذمت و ذلت‏بهره‏اى نمى‏برد، و ‏از ملائکه جز لعنت و دشمنى به او نمى‏رسد، و از خلق جز غم و اندوه عایدش نمى‏شود، و ‏در وقت مردن جز سختى و هراس نصیبى ندارد، و در قیامت جز رسوائى و عذاب به او ‏نمى‏رسد» .
‏اخبار و روایات در نکوهش حسد بیرون از حد شمار است، و آنچه یاد شد براى حق جو ‏کافى است.و نیز باید دانست که ناپسند داشتن نعمت و حب زوال آن نسبت‏به کافر و فاجر ‏که دستاویز فتنه و آزار خلق و افساد بین مردم مى‏شود مانعى ندارد، از این رو که ‏وسیله فساد است نه از آن جهت که نعمت است.
‏فصل 2: منافسه‏ (5) ‏و غبطه‏ (6)
‏منافسه یعنى آرزو نمودن نعمتى که براى دیگرى هست‏بى‏آنکه زوال آن را از او ‏بخواهد، و این مذموم نیست، بلکه در واجب واجب است و در مستحب مستحب و در مباح مباح.
‏خداى سبحان مى‏فرماید:
«‏و فى ذلک فلیتنافس المتنافسون‏» (مطففین 26) .
«‏و همچشمى کنان در این باره (نعمت‏بهشتى) همچشمى کنند» .
‏و سخن پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم بر این معنى حمل مى‏شود که فرمود: «‏لا حسد الا فى اثنین: رجل آتاه الله مالا، فسلطه على ملکه فى الحق.و رجل آتاه الله ‏علما، فهو یعمل به و یعلمه الناس‏» .
«‏حسد روا و نیکو نیست مگر در دو مورد: مردى که خدا او را مالى داده باشد و او [‏در صرف] در راه حق به آن دست‏یابد، و مردى که خدا به او علمى عطا فرموده و او به ‏آن عمل کند و به مردم بیاموزد» .یعنى غبطه جز در این موارد [جایز و نیکو] نیست.گاهى ‏غبطه حسد نامیده مى‏شود چنانکه گاهى حسد منافسه و همچشمى خوانده مى‏شود، و این براى ‏نزدیکى و وسعت و فراخى این دو معنى است.
‏و سبب غبطه حب نعمتى است که براى شخص مورد غبطه حاصل است.پس اگر آن نعمت امرى ‏دینى باشد سبب غبطه حب خدا و محبت طاعت اوست، و اگر امر دنیوى باشد سبب آن حب ‏نعمتهاى مباح دنیا و بهره‏مندى از آنهاست.در غبطه اول هیچ کراهتى نیست‏بلکه مستحسن ‏و مندوب است و غبطه دوم اگر چه حرام نیست ولى باعث کاهش و نقصان درجه آدمى در دین و ‏واماندن انسان از مقامات بلند و ارجمند است، و با زهد و توکل و رضا منافات دارد.
‏و اما غبطه اگر فقط این باشد که دوست دارد به مثل نعمت مغبوط (شخص مورد غبطه) ‏برسد، از آن رو که آن نعمت از مقاصد دین و دنیاست، بدون آنکه بخواهد با وى برابر ‏باشد یا نپسندد که کمتر از او باشد به هیچ وجه در آن اشکالى نیست.ولى اگر تمایل به ‏برابرى و کراهت از کمبود نسبت‏به او دارد این حال جاى خطر و لغزش است.زیرا بر طرف ‏شدن کمبود و نقصان یا به وسیله رسیدن به نعمت آن شخص یا به زوال آن از او حاصل ‏مى‏شود.در این صورت اگر یکى از این دو طریقه حاصل نشد نفس از میل و خواهش طریقه ‏دیگر دست‏برنمى‏دارد.
‏زیرا بعید است که آدمى بخواهد با دیگرى در نعمتى مساوى شود و نتواند به مرتبه او ‏برسد و آنگاه میل به زوال آن از او نکند، بلکه غالبا چنین تمایلى در وى پدید ‏مى‏آید، تا آنجا که اگر آن نعمت از او زوال پذیرد در نزد او خوشتر است تا بقاء آن ‏زیرا به زوال آن نعمت کمبود و نقصان خود او از میان مى‏رود.و اگر طورى باشد که ‏چنانچه اختیار را به وى دهند در زوال نعمت از او مى‏کوشد حسود است و دچار صفت مذموم ‏حسد.و اگر مانع عقلى او را از این کوشش باز دارد و لکن در طبعش چنین است که با زوال ‏نعمت از مغبوط شادى و سرورى در خود مى‏یابد، بى‏آنکه این حال را ناپسند شمرد و در ‏دفع آن بکوشد، این نیز حسد و مذموم است، اگر چه به بدى مرتبه اول نیست.و اگر به ‏واسطه نیروى عقل و دین خود خوشحالى و سرورى را که در طبع خویش به سبب زوال نعمت ‏دیگرى مى‏یابد ناپسند شمرد و در دفع آن از نفس خود در مقام مجاهده برآید، مقتضى ‏رحمت واسعه الهى این است که از او عفو نماید، زیرا دفع این حالت جز با ریاضت‏هاى ‏سخت و دشوار در توان و قدرت او نیست.هیچ انسانى نیست مگر اینکه کسى را در میان ‏آشنایان و نزدیکان خود در بعضى از نعمت‏هاى الهى برتر و بالاتر مى‏بیند، و هر گاه

 

دانلود فایل

دانلود مقاله در مورد زندگینامه فردوسی 21 ص

دانلود مقاله در مورد زندگینامه فردوسی 21 ص

دانلود-مقاله-در-مورد-زندگینامه-فردوسی-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه

 قسمتی از متن word (..DOC) : 
 

1
‏شرح‏ ‏زندگی‏ ‏نامه‏ ‏حکیم‏ ‏ابوالقاسم‏ ‏فردوسی
‏استاد‏ ‏بزرگ‏ ‏بی‏ ‏بدیل‏ ‏،‏ ‏حکیم‏ ‏ابوالقاسم‏ ‏منصور‏ ‏بن‏ ‏حسن‏ ‏فردوسی‏ ‏طوسی،‏ ‏حماسه‏ ‏سرای‏ ‏بزرگ‏ ‏ایران‏ ‏و‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏شاعران‏ ‏مشهور‏ ‏عالم‏ ‏و‏ ‏ستاره‏ ‏در‏ ‏خشنده‏ ‏آسمان‏ ‏ادب‏ ‏فارسی‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏مفاخر‏ ‏نامبردار‏ ‏ملت‏ ‏ایرانست‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏علت‏ ‏همین‏ ‏عظمت‏ ‏مقام‏ ‏و‏ ‏مرتبت‏ ‏،‏ ‏سرگذش‏ ‏مانند‏ ‏دیگر‏ ‏بزرگان‏ ‏دنیای‏ ‏قدیم‏ ‏با‏ ‏افسانه‏ ‏و‏ ‏روایات‏ ‏مختلف‏ ‏در‏ ‏آمیخته‏ ‏است
‏استاد‏ ‏بزرگ‏ ‏بی‏ ‏بدیل‏ ‏،‏ ‏حکیم‏ ‏ابوالقاسم‏ ‏منصور‏ ‏بن‏ ‏حسن‏ ‏فردوسی‏ ‏طوسی،‏ ‏حماسه‏ ‏سرای‏ ‏بزرگ‏ ‏ایران‏ ‏و‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏شاعران‏ ‏مشهور‏ ‏عالم‏ ‏و‏ ‏ستاره‏ ‏در‏ ‏خشنده‏ ‏آسمان‏ ‏ادب‏ ‏فارسی‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏مفاخر‏ ‏نامبردار‏ ‏ملت‏ ‏ایرانست‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏علت‏ ‏همین‏ ‏عظمت‏ ‏مقام‏ ‏و‏ ‏مرتبت‏ ‏،‏ ‏سرگذش‏ ‏مانند‏ ‏دیگر‏ ‏بزرگان‏ ‏دنیای‏ ‏قدیم‏ ‏با‏ ‏افسانه‏ ‏و‏ ‏روایات‏ ‏مختلف‏ ‏در‏ ‏آمیخته‏ ‏است‏. ‏مولد‏ ‏او‏ ‏قریه‏ ‏باژ‏ ‏از‏ ‏قراء‏ ‏ناحیه‏ ‏طابران‏ (‏یا‏: ‏طبران‏) ‏طوس‏ ‏بود،‏ ‏یعنی‏ ‏همانجا‏ ‏که‏ ‏امروز‏ ‏آرامگاه‏ ‏اوست،‏ ‏و‏ ‏او‏ ‏در‏ ‏آن‏ ‏دِه‏ ‏در‏ ‏حدود‏ ‏سال‏ ‏۳۲۹‏ ‏–‏ ‏۳۳۰‏ ‏هجری،‏ ‏در‏ ‏خانواده‏ ‏ای‏ ‏از‏ ‏طبقه‏ ‏دهقانان‏ ‏چشم‏ ‏به‏ ‏جهان‏ ‏هستی‏ ‏گشود‏.‏چنان‏ ‏که‏ ‏می‏ ‏دانیم‏ "‏دهقانان‏" ‏یک‏ ‏طبقه‏ ‏از‏ ‏مالکان‏ ‏بودند‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏دوره‏ ‏ی‏ ‏ساسانیان‏ (‏و‏ ‏چهار‏ ‏پنج‏ ‏قرن‏ ‏اول‏ ‏از‏ ‏عهد‏ ‏اسلامی‏) ‏در‏ ‏ایران‏ ‏زندگی‏ ‏می‏ ‏کردند‏ ‏و‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏طبقات‏ ‏اجتماعی‏ ‏فاصل‏ ‏میان‏ ‏طبقه‏ ‏کشاورزان‏ ‏و‏ ‏اشراف‏ ‏درجه‏ ‏اول‏ ‏را‏ ‏تشکیل‏ ‏می‏ ‏دادند‏ ‏و‏ ‏صاحب‏ ‏نوعی‏ ‏"‏اشرافیت‏ ‏ارضی‏" ‏بودند‏ . ‏زندگانی‏ ‏آنان‏ ‏در‏ ‏کاخهایی‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏اراضی‏ ‏خود‏ ‏داشتند‏ ‏می‏ ‏گذشت‏ . ‏آنها‏ ‏به‏ ‏وسیله‏ ‏ی‏ "‏روستاییان‏" ‏از‏ ‏آن‏ ‏اراضی‏ ‏بهره‏ ‏برداری‏ ‏می‏ ‏نمودند‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏جمع‏ ‏آوری‏ ‏مالیات‏ ‏اراضی‏ ‏با‏ ‏دولت‏ ‏ساسانی‏ ‏و‏ ‏سپس‏ ‏در‏ ‏عهد‏ ‏اسلام‏ ‏با‏ ‏دولت‏ ‏اسلام‏ ‏همکاری‏ ‏داشتند‏ ‏و‏ ‏حدودا‏ ‏تا‏ ‏زمان‏ ‏حمله‏ ‏مغول‏ ‏به‏ ‏تدریج‏ ‏بر‏ ‏اثر‏ ‏فتنه‏ ‏ها‏ ‏و‏ ‏آشوبها‏ ‏و‏ ‏تضییقات‏ ‏گوناگون‏ ‏از‏ ‏بین‏ ‏رفتند‏. ‏اینان‏ ‏در‏ ‏حفظ‏ ‏نژاد‏ ‏و‏ ‏نسب‏ ‏و‏ ‏تاریخ‏ ‏و‏ ‏رعایت‏ ‏آداب‏ ‏و‏ ‏رسوم‏ ‏ملی،‏ ‏تعصب‏ ‏و‏ ‏سختگیری‏ ‏خاص‏ ‏می‏ ‏کردند‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏همین‏ ‏سبب‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏هر‏ ‏وقت‏ ‏در‏ ‏دورهی‏ ‏اسلامی‏ ‏کسی‏ ‏را‏ "‏دهقان‏ ‏نژاد‏" ‏می‏ ‏دانستند‏ ‏مقصود‏ ‏صحت‏ ‏نژاد‏ ‏ایرانی‏ ‏او‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏نیز‏ ‏به‏ ‏همین‏ ‏دلیل‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏متون‏ ‏فارسی‏ ‏قرون‏ ‏پیش‏ ‏از‏ ‏مغول‏ "‏دهقان‏" ‏به‏ ‏معنی‏ ‏ایرانی‏ ‏و‏ ‏مقابل‏ "‏ترک‏" ‏و‏ "‏تازی‏" ‏نیز‏ ‏استعمال‏ ‏می‏ ‏شده‏ ‏است‏ .‏فردوسی‏ ‏به‏ ‏خاطر‏ ‏تعلق‏ ‏به‏ ‏این‏ ‏طبقه‏ ‏از‏ ‏جامعه،‏ ‏از‏ ‏تاریخ‏ ‏ایران‏ ‏وسرگذشت‏ ‏نیاکان‏ ‏خویش‏ ‏آگاهی‏ ‏داشت،‏ ‏به‏ ‏ایران‏ ‏عشق‏ ‏می‏ ‏ورزید،‏ ‏به‏ ‏ذکر‏ ‏افتخارات‏ ‏ملی‏ ‏علاقه‏ ‏داشت‏. ‏وی‏ ‏از‏ ‏خاندانی‏ ‏صاحب‏ ‏مکنت‏ ‏و‏ ‏ضیاع‏ ‏و‏ ‏عقار‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏قول‏ ‏نظامی‏ ‏عروضی‏ ‏صاحب‏ ‏چهار‏ ‏مقاله،‏ ‏در‏ ‏دیه‏ ‏باژ‏ «‏شوکتی‏ ‏تمام‏ ‏داشت‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏دخل‏ ‏آن‏ ‏ضیاع‏ ‏از‏ ‏امثال‏ ‏خود‏ ‏بی‏ ‏نیاز‏ ‏بود‏»‏ . ‏ولی‏ ‏این‏ ‏بی‏ ‏نیازی‏ ‏پایدار‏ ‏نماند‏ ‏؛‏ ‏زیرا‏ ‏او‏ ‏همه‏ ‏سودهای‏ ‏مادی‏ ‏خود‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏کناری‏ ‏نهاد‏ ‏و‏ ‏وقتی‏ ‏تاریخ‏ ‏میهن‏ ‏خود‏ ‏و‏ ‏افتخارات‏ ‏گذشته‏ ‏آن‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏خطر‏ ‏نیستی‏ ‏و‏ ‏فراموشی‏ ‏یافت‏ ‏زندگی‏ ‏خود‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏احیاء‏ ‏تاریخ‏ ‏گذشته‏ ‏مصروف‏ ‏داشت‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏بلاغت‏ ‏و‏ ‏فصاحت‏ ‏معجزه‏ ‏آسای‏ ‏خود‏ ‏در‏ ‏این‏ ‏راه‏ ‏یاری‏ ‏گرفت‏ . ‏از‏ ‏تهیدستی‏ ‏نیندیشید،‏ ‏سی‏ ‏سال‏ ‏رنج‏ ‏برد،‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏هیچ‏ ‏روی،‏ ‏حتی‏ ‏در‏ ‏مرگ‏ ‏پسرش،‏ ‏از‏ ‏ادامه‏ ‏کار‏ ‏باز‏ ‏نایستاد،‏ ‏تا‏ ‏شاهنامه‏ ‏را‏ ‏با‏ ‏همه‏ ‏ی‏ ‏رونق‏ ‏و‏ ‏شکوه‏ ‏و‏ ‏جلالش،‏ ‏جاودانه‏ ‏برای‏ ‏ایرانی‏ ‏که‏ ‏می‏ ‏خواست‏ ‏جاودان‏ ‏باشد،‏ ‏باقی‏ ‏می‏ ‏گذارد‏ «‏که‏ ‏رحمت‏ ‏بر‏ ‏آن‏ ‏تربت‏ ‏پاک‏ ‏باد‏»‏فردوسی‏ ‏ظاهراً‏ ‏در‏ ‏ابتدای‏ ‏قتل‏ ‏دقیقی‏ (‏حدود‏ ‏۳۶۷‏- ‏۳۶۹‏ ‏ه‏) ‏به‏ ‏نظم‏ ‏داستانهای‏ ‏منفردی‏ ‏از‏ ‏میان‏ ‏داستانهای‏ ‏قدیم‏ ‏ایرانی‏ ‏سرگرم‏ ‏بود،‏ ‏مثل‏ ‏داستان‏ "‏بیژن‏ ‏و‏ ‏گرازان‏"‏،‏ ‏که‏ ‏بعدها‏ ‏آنها‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏شاهنامه‏ ‏ی‏ ‏خود‏ ‏گنجانید‏ ‏و‏ ‏گویا‏ ‏این‏ ‏کار‏ ‏را‏ ‏حتی‏ ‏در‏ ‏حین‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه‏ ‏ابومنصوری‏ ‏یا‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏آن‏ ‏نیز‏ ‏ادامه‏ ‏می‏ ‏داد‏ ‏و‏ ‏داستانهای‏ ‏منفرد‏ ‏دیگری‏ ‏را‏ ‏مانند‏ ‏اخبار‏ ‏رستم،‏ ‏داستان‏ ‏رستم‏ ‏و‏ ‏سهراب،‏ ‏داستان‏ ‏اکوان‏ ‏دیو،‏ ‏داستانهای‏ ‏مأخوذ‏ ‏از‏ ‏سرگذشت‏ ‏بهرام‏ ‏گور،‏ ‏جداگانه‏ ‏به‏ ‏نظم‏ ‏در‏ ‏می‏ ‏آورد‏ . ‏اما‏ ‏تاریخ‏ ‏نظم‏ ‏این‏ ‏داستانها‏ ‏مشخص‏ ‏نیست‏ ‏و‏ ‏تنها‏ ‏بعضی‏ ‏از‏ ‏آنها‏ ‏دارای‏ ‏تاریخ‏ ‏نسبتا‏ ‏روشن‏ ‏و‏ ‏آشکاری‏ ‏است‏. ‏مثل‏ ‏داستان‏ ‏سیاوش‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏حدود‏ ‏سال‏ ‏۳۸۷‏ ‏ه‏. ‏سروده‏ ‏شده‏ ‏و‏ ‏نظم‏ ‏داستان‏ ‏نخجیر‏ ‏کردن‏ ‏رستم‏ ‏با‏ ‏پهلوانان‏ ‏در‏ ‏شکارگاه‏ ‏افراسیاب
2
‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏۳۸۹‏ ‏شروع‏ ‏شد‏. ‏آغاز‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه‏: ‏اما‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه،‏ ‏یعنی‏ ‏شاهنامه‏ ‏ای‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏سال‏ ‏۳۴۶‏ ‏هجری‏ ‏به‏ ‏امر‏ ‏ابومنصور‏ ‏محمد‏ ‏بن‏ ‏عبدالرزاق‏ ‏سپهسالار‏ ‏خراسان‏ ‏فراهم‏ ‏آمده‏ ‏بود،‏ ‏دنباله‏ ‏ی‏ ‏اقدام‏ ‏دقیقی‏ ‏شاعرست‏ ‏در‏ ‏همین‏ ‏مورد‏. ‏دقیقی‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏سال‏ ‏۳۶۵‏ ‏که‏ ‏سال‏ ‏جلوس‏ ‏نوح‏ ‏بن‏ ‏منصور‏ ‏سامانی‏ ‏بود،‏ ‏به‏ ‏امر‏ ‏او‏ ‏شروع‏ ‏به‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه‏ ‏ابومنصور‏ ‏کرد‏ ‏ولی‏ ‏هنوز‏ ‏بیش‏ ‏از‏ ‏هزار‏ ‏بیت‏ ‏آن‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏نظم‏ ‏در‏ ‏نیاورده‏ ‏بود‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏دست‏ ‏بنده‏ ‏ای‏ ‏کشته‏ ‏شد‏. ‏بعد‏ ‏از‏ ‏شهرت‏ ‏کار‏ ‏دقیقی‏ ‏در‏ ‏دهه‏ ‏ی‏ ‏دوم‏ ‏از‏ ‏نیمه‏ ‏ی‏ ‏دوم‏ ‏قرن‏ ‏چهارم‏ ‏و‏ ‏رسیدن‏ ‏آوازه‏ ‏ی‏ ‏آن‏ ‏و‏ ‏نسخه‏ ‏ای‏ ‏از‏ ‏نظم‏ ‏او‏ ‏به‏ ‏فردوسی،‏ ‏استاد‏ ‏طوس‏ ‏بر‏ ‏آن‏ ‏شد‏ ‏که‏ ‏کار‏ ‏شاعر‏ ‏جوان‏ ‏دربار‏ ‏سامانی‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏پایان‏ ‏برد‏. ‏ولی‏ ‏مأخذی‏ ‏را‏ ‏که‏ ‏دقیقی‏ ‏در‏ ‏دست‏ ‏داشت‏ ‏مالک‏ ‏نبود‏ ‏و‏ ‏می‏ ‏بایست‏ ‏چندی‏ ‏در‏ ‏جست‏ ‏و‏ ‏جوی‏ ‏آن‏ ‏بگذراند‏ . ‏بر‏ ‏حسب‏ ‏اتفاق‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏دوستان‏ ‏او‏ ‏در‏ ‏این‏ ‏کار‏ ‏وی‏ ‏را‏ ‏یاری‏ ‏کرد‏ ‏و‏ ‏نسخه‏ ‏ای‏ ‏از‏ ‏شاهنامه‏ ‏منثور‏ ‏ابومنصوری‏ ‏را‏ ‏بدو‏ ‏داد‏ ‏و‏ ‏فردوسی‏ ‏از‏ ‏آن‏ ‏هنگام‏ ‏به‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه‏ ‏دست‏ ‏یازید،‏ ‏بدین‏ ‏قصد‏ ‏که‏ ‏کتاب‏ ‏مدون‏ ‏و‏ ‏مرتبی‏ ‏از‏ ‏داستانها‏ ‏و‏ ‏تاریخ‏ ‏کهن‏ ‏ترتیب‏ ‏دهد‏. ‏تاریخ‏ ‏این‏ ‏واقعه‏ ‏،‏ ‏یعنی‏ ‏شروع‏ ‏به‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه‏ ‏،‏ ‏صریحاً‏ ‏معلوم‏ ‏نیست‏ ‏ولی‏ ‏با‏ ‏استفاده‏ ‏از‏ ‏قرائن‏ ‏متعددی‏ ‏که‏ ‏از‏ ‏شاهنامه‏ ‏مستفاد‏ ‏می‏ ‏گردد‏ ‏و‏ ‏با‏ ‏انطباق‏ ‏آنها‏ ‏بر‏ ‏وقایع‏ ‏تاریخی،‏ ‏می‏ ‏توان‏ ‏آغاز‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه‏ ‏ابومنصوری‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏وسیله‏ ‏استاد‏ ‏طوس‏ ‏سال‏ ‏۳۷۰‏ – ‏۳۷۱‏ ‏هجری‏ ‏معلوم‏ ‏کرد‏.‏این‏ ‏کار‏ ‏بزرگ،‏ ‏خلاف‏ ‏آنچه‏ ‏تذکره‏ ‏نویسان‏ ‏و‏ ‏افسانه‏ ‏سازان‏ ‏جعل‏ ‏کرده‏ ‏اند،‏ ‏به‏ ‏امر‏ ‏هیچ‏ ‏یک‏ ‏از‏ ‏سلاطین،‏ ‏خواه‏ ‏سامانی‏ ‏و‏ ‏خواه‏ ‏غزنوی،‏ ‏انجام‏ ‏نگرفت‏ ‏بلکه‏ ‏استاد‏ ‏طوس‏ ‏به‏ ‏صرافت‏ ‏طبع،‏ ‏بدین‏ ‏مجاهدت‏ ‏عظیم‏ ‏دست‏ ‏زد‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏آغاز‏ ‏کار‏ ‏فقط‏ ‏از‏ ‏یاوری‏ ‏دوستان‏ ‏خود‏ ‏و‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏مقتدرین‏ ‏ایرانی‏ ‏نژاد‏ ‏محلی‏ ‏در‏ ‏طوس‏ ‏بهره‏ ‏مند‏ ‏شد‏ ‏که‏ ‏نمی‏ ‏دانیم‏ ‏که‏ ‏بود‏ ‏،‏ ‏ولی‏ ‏چنانکه‏ ‏فردوسی‏ ‏خود‏ ‏می‏ ‏گوید‏ ‏او‏ ‏دیری‏ ‏نماند‏ ‏و‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏او‏ ‏مردی‏ ‏دیگر،‏ ‏هم‏ ‏از‏ ‏متمکنان‏ ‏و‏ ‏بزرگان‏ ‏محلی‏ ‏طوس،‏ ‏به‏ ‏نام‏ "‏حیی‏" ‏یا‏ "‏حسین‏" ‏بن‏ ‏قتیبه‏ ‏،‏ ‏شاعر‏ ‏را‏ ‏زیربال‏ ‏رعایت‏ ‏گرفت‏ ‏و‏ ‏درامور‏ ‏مادی،‏ ‏حتی‏ ‏پرداخت‏ ‏خراج‏ ‏سالانه،‏ ‏یاوری‏ ‏نمود،‏ ‏و‏ ‏مردی‏ ‏دیگر‏ ‏به‏ ‏نام‏ "‏علی‏ ‏دیلمی‏" ‏هم‏ ‏در‏ ‏این‏ ‏گونه‏ ‏یاوریها‏ ‏شرکت‏ ‏داشت‏. ‏اما‏ ‏اینان‏ ‏همه‏ ‏از‏ ‏یاوران‏ ‏و‏ ‏دوستان‏ ‏و‏ ‏بزرگان‏ ‏محلی‏ ‏طوس‏ ‏یا‏ ‏ناحیه‏ ‏طابران‏ ‏بودند‏ ‏و‏ ‏هیچ‏ ‏یک‏ ‏پادشاه‏ ‏و‏ ‏سلطان‏ ‏نام‏ ‏آوری‏ ‏نبودند‏. ‏تذکره‏ ‏نویسان‏ ‏در‏ ‏شرح‏ ‏حال‏ ‏فردوسی‏ ‏نوشته‏ ‏اند‏ ‏که‏ ‏او‏ ‏به‏ ‏تشویق‏ ‏سلطان‏ ‏محمود‏ ‏به‏ ‏نظم‏ ‏شاهنامه‏ ‏پرداخت‏ . ‏علت‏ ‏این‏ ‏اشتباه‏ ‏آن‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏نام‏ ‏محمود‏ ‏در‏ ‏نسخه‏ ‏موجود‏ ‏شاهنامه،‏ ‏که‏ ‏دومین‏ ‏نسخه‏ ‏شاهنامه‏ ‏فردوسی‏ ‏است،‏ ‏توسط‏ ‏خود‏ ‏شاعر‏ ‏گنجانیده‏ ‏شد‏ ‏و‏ ‏نسخه‏ ‏اول‏ ‏شاهنامه‏ ( ‏که‏ ‏منحصر‏ ‏بود‏ ‏به‏ ‏منظوم‏ ‏ساختن‏ ‏متن‏ ‏شاهنامه‏ ‏ابومنصوری‏ ) ‏،‏ ‏موقعی‏ ‏آغاز‏ ‏شده‏ ‏بود‏ ‏که‏ ‏هنوز‏ ‏۱۹‏ ‏سال‏ ‏از‏ ‏عمر‏ ‏دولت‏ ‏سامانی‏ ‏باقی‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏اگر‏ ‏فردوسی‏ ‏تقدیم‏ ‏منظومه‏ ‏خود‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏پادشاهی‏ ‏لازم‏ ‏می‏ ‏شمرد‏ ‏ناگزیر‏ ‏به‏ ‏درگاه‏ ‏آل‏ ‏سامان،‏ ‏که‏ ‏خریدار‏ ‏این‏ ‏گونه‏ ‏آثار‏ ‏بودند،‏ ‏روی‏ ‏می‏ ‏نمود‏ ‏نه‏ ‏به‏ ‏درگاه‏ ‏سلطانی‏ ‏که‏ ‏هنوز‏ ‏روی‏ ‏کار‏ ‏نیامده‏ ‏بود‏. ‏محمود‏ ‏ترکزاد‏ ‏غزنوی‏ ‏نه‏ ‏تنها‏ ‏در‏ ‏ایجاد‏ ‏شاهنامه‏ ‏استاد‏ ‏طوس‏ ‏تأثیری‏ ‏نداشت‏ ‏بلکه‏ ‏قصد‏ ‏قتل‏ ‏گوینده‏ ‏آن،‏ ‏به‏ ‏گناه‏ ‏دوست‏ ‏داشتن‏ ‏نژاد‏ ‏ایرانی‏ ‏و‏ ‏اعتقاد‏ ‏به‏ ‏تشیع،‏ ‏را‏ ‏داشت‏ .‏اتمام‏ ‏اولین‏ ‏نسخه‏ ‏شاهنامه‏: ‏گفتیم‏ ‏که‏ ‏فردوسی،‏ ‏مدتی‏ ‏پیش‏ ‏از‏ ‏به‏ ‏دست‏ ‏آوردن‏ ‏نسخه‏ ‏ی‏ ‏شاهنامه‏ ‏منثور‏ ‏ابومنصور‏ ‏محمد‏ ‏بن‏ ‏عبدالرزاق‏ ‏طوسی،‏ ‏در‏ ‏دوران‏ ‏جوانی‏ ‏و‏ ‏پیش‏ ‏از‏ ‏چهل‏ ‏سالگی،‏ ‏سرگرم‏ ‏نظم‏ ‏بعضی‏ ‏از‏ ‏داستانهای‏ ‏قهرمانی‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏بنا‏ ‏بر‏ ‏شرحی‏ ‏که‏ ‏گذشت‏ ‏در‏ ‏حدود‏ ‏سال‏ ‏۳۷۰‏-‏۳۷۱‏ ‏هجری‏ ‏نسخه‏ ‏شاهنامه‏ ‏منثور‏ ‏ابومنصوری‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏یاری‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏دوستان‏ ‏طوسی‏ ‏خود‏ ‏به‏ ‏دست‏ ‏آورد‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏نظم‏ ‏آن‏ ‏همت‏ ‏گماشت،‏ ‏و‏ ‏پس‏ ‏از‏ ‏سیزده‏ ‏یا‏ ‏چهارده‏ ‏سال،‏ ‏در‏ ‏سال‏ ‏۳۸۴‏ ‏یعنی‏ ‏ده‏ ‏سال‏ ‏پیش‏ ‏از‏ ‏آشنایی‏ ‏بادربار‏ ‏محمود‏ ‏غزنوی،‏ ‏آن‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏پایان‏ ‏رسانید‏. ‏تاریخ‏ ‏مذکور‏ ‏درپاره‏ ‏ای‏ ‏از‏ ‏نسخ‏ ‏قدیمی‏ ‏شاهنامه‏ ‏دیده‏ ‏می‏ ‏شود.
3
‏سهراب سپهری
‏سهراب‏ ‏سپهری‏ ‏در‏ 15 ‏مهر‏ ‏ماه‏ 1307 ‏در‏ ‏شهر‏ ‏کاشان‏ ‏به‏ ‏دنیا‏ ‏آمد‏. ‏پدرش‏ ‏اسدالله‏ ‏سپهری‏ ‏کارمند‏ ‏اداره‏ ‏پست‏ ‏و‏ ‏تلگراف‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏هنگامی‏ ‏که‏ ‏سهراب‏ ‏نوجوان‏ ‏بود‏ ‏پدرش‏ ‏از‏ ‏دو‏ ‏پا‏ ‏فلج‏ ‏شد‏. ‏با‏ ‏این‏ ‏حال‏ ‏به‏ ‏هنر‏ ‏و‏ ‏ادب‏ ‏علاقه‏ ‏ای‏ ‏وافر‏ ‏داشت‏. ‏نقاشی‏ ‏می‏ ‏کرد، تار‏ ‏می‏ ‏ساخت‏ ‏و‏ ‏خط‏ ‏خوبی‏ ‏هم‏ ‏داشت.
‏سپهری‏ ‏در‏ ‏سال‏ ‏های‏ ‏نوجوانی‏ ‏پدرش‏ ‏را‏ ‏از‏ ‏دست‏ ‏داد‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏یکی‏ ‏از‏ ‏شعرهای‏ ‏دوره‏ ‏جوانی‏ ‏از‏ ‏پدرش‏ ‏یاد‏ ‏کرده‏ ‏است‏ (‏خیال‏ ‏پدر‏) ‏یکسال‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏مرگ‏ ‏او‏ ‏سروده‏ ‏است:
‏در‏ ‏عالم‏ ‏خیال‏ ‏به‏ ‏چشم‏ ‏آمدم‏ ‏پدر
‏کز‏ ‏رنج‏ ‏چون‏ ‏کمان‏ ‏قد‏ ‏سروش‏ ‏خمیده‏ ‏بود
‏دستی‏ ‏کشیده‏ ‏بر‏ ‏سر‏ ‏رویم‏ ‏به‏ ‏لطف‏ ‏و‏ ‏مهر
‏یک‏ ‏سال‏ ‏می‏ ‏گذشت، پسر‏ ‏را‏ ‏ندیده‏ ‏بود
‏مادر‏ ‏سپهری‏ ‏فروغ‏ ‏ایران‏ ‏سپهری‏ ‏بود‏. ‏او‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏فوت‏ ‏شوهرش، سرپرستی‏ ‏سهراب‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏عهده‏ ‏گرفت‏ ‏و‏ ‏سپهری‏ ‏او‏ ‏را‏ ‏بسیار‏ ‏دوست‏ ‏می‏ ‏داشت.
‏دوره‏ ‏کودکی‏ ‏سپهری‏ ‏در‏ ‏کاشان‏ ‏گذشت‏. ‏سهراب‏ ‏دوره‏ ‏شش‏ ‏ساله‏ ‏ابتدایی‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏دبستان‏ ‏خیام‏ ‏این‏ ‏شهر‏ ‏گذرانید.
‏سپهری‏ ‏دانش‏ ‏آموزی‏ ‏منظم‏ ‏و‏ ‏درس‏ ‏خوان‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏درس‏ ‏ادبیات‏ ‏را‏ ‏دوست‏ ‏داشت‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏خوش‏ ‏نویسی‏ ‏علاقه‏ ‏مند‏ ‏بود.
‏سپهری‏ ‏در‏ ‏سال‏ ‏های‏ ‏کودکی‏ ‏شعر‏ ‏هم‏ ‏می‏ ‏گفت، یک‏ ‏روز‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏علت‏ ‏بیماری‏ ‏در‏ ‏خانه‏ ‏مانده‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏مدرسه‏ ‏نرفته‏ ‏بود‏ ‏با‏ ‏ذهن‏ ‏کودکانه‏ ‏اش‏ ‏نوشت:
‏ز‏ ‏جمعه‏ ‏تا‏ ‏سه‏ ‏شنبه‏ ‏خفته‏ ‏نالان
‏نکردم‏ ‏هیچ‏ ‏یادی‏ ‏از‏ ‏دبستان
‏ز‏ ‏درد‏ ‏دل‏ ‏شب‏ ‏و‏ ‏روزم‏ ‏گرفتار
‏ندارم‏ ‏من‏ ‏دمی‏ ‏از‏ ‏درد‏ ‏آرام
4
‏در‏ ‏مهرماه‏ 1319 ‏سپهری‏ ‏به‏ ‏دوره‏ ‏دبیرستان‏ ‏قدم‏ ‏گذارد‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏خرداد‏ ‏ماه‏ 1326 ‏آن‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏پایان‏ ‏رساند.
‏سهراب‏ ‏از‏ ‏سال‏ ‏چهارم‏ ‏دبیرستان‏ ‏به‏ ‏دانش‏ ‏سرا‏ ‏رفت‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏آذر‏ ‏ماه‏ 1325 ‏یعنی‏ ‏اندکی‏ ‏بیش‏ ‏از‏ ‏یک‏ ‏سال‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏به‏ ‏پایان‏ ‏رساندن‏ ‏دوره‏ ‏دو‏ ‏ساله‏ ‏دانش‏ ‏سرای‏ ‏مقدماتی‏ ‏به‏ ‏استخدام‏ ‏اداره‏ ‏فرهنگ‏ ‏کاشان‏ (‏اداره‏ ‏آموزش‏ ‏و‏ ‏پرورش‏) ‏در‏ ‏آمد‏ ‏و‏ ‏تا‏ ‏شهریور‏ 1327 ‏در‏ ‏این‏ ‏اداره‏ ‏ماند.
‏در‏ ‏این‏ ‏هنگام‏ ‏در‏ ‏امتحانات‏ ‏ادبیات‏ ‏شرکت‏ ‏کرد‏ ‏و‏ ‏دیپلم‏ ‏کامل‏ ‏دوره‏ ‏دبیرستان‏ ‏را‏ ‏نیز‏ ‏گرفت.
‏سال‏ ‏بعد‏ ‏او‏ ‏به‏ ‏دانشکده‏ ‏هنرهای‏ ‏زیبای‏ ‏دانشگاه‏ ‏تهران‏ ‏رفت‏. ‏وقتی‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏این‏ ‏دانشکده‏ ‏بود، نخستین‏ ‏دفتر‏ ‏شعرهایش‏ ‏را‏ ‏چاپ‏ ‏کرد‏ ‏و‏ ‏مشفق‏ ‏کاشانی‏ ‏با‏ ‏دیدن‏ ‏شعرهای‏ ‏سپهری‏ ‏پیش‏ ‏بینی‏ ‏کرد‏ ‏که‏ ‏او‏ ‏در‏ ‏آینده‏ ‏آثار‏ ‏ارزشمندی‏ ‏به‏ ‏ادبیات‏ ‏ایران‏ ‏هدیه‏ ‏خواهد‏ ‏داد.
‏اولین‏ ‏کتاب‏ ‏سپهری‏ ‏با‏ ‏نام‏ "‏مرگ‏ ‏رنگ‏" ‏در‏ ‏تهران‏ ‏منتشر‏ ‏شد‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏سبک‏ ‏نیما‏ ‏یوشیج‏ ‏بود.
‏سپهری‏ ‏دومین‏ ‏مجموعه‏ ‏شعر‏ ‏خود‏ ‏را‏ ‏با‏ ‏نام‏ "‏زندگی‏ ‏خواب‏ ‏ها‏" ‏در‏ ‏سال‏ 1332 ‏سرود‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏همین‏ ‏سال‏ ‏بود‏ ‏که‏ ‏دوره‏ ‏لیسانس‏ ‏نقاشی‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏دانشکده‏ ‏هنرهای‏ ‏زیبا‏ ‏با‏ ‏رتبه‏ ‏اول‏ ‏و‏ ‏دریافت‏ ‏نشان‏ ‏اول‏ ‏علمی‏ ‏به‏ ‏پایان‏ ‏رساند.
‏از‏ ‏سال‏ 1332 ‏به‏ ‏بعد، زندگی‏ ‏سپهری‏ ‏در‏ ‏گشت‏ ‏و‏ ‏گذار‏ ‏و‏ ‏مطالعه‏ ‏نقاشی‏ ‏و‏ ‏حکاکی‏ ‏در‏ ‏پاریس، رم‏ ‏و‏ ‏هند‏ ‏و‏ ‏شرکت‏ ‏در‏ ‏نمایشگاه‏ ‏ها‏ ‏و‏ ‏آموختن‏ ‏و‏ ‏تدریس‏ ‏نقاشی‏ ‏گذشت، تا‏ ‏جایی‏ ‏که‏ ‏بعضی‏ ‏او‏ ‏را‏ "‏شاعری‏ ‏نقاش‏" ‏خوانده‏ ‏اند‏ ‏و‏ ‏بعضی‏ ‏دیگر‏ "‏نقاشی‏ ‏شاعر".
‏سهراب‏ ‏در‏ ‏سال‏ 1337 ‏دو‏ ‏کتاب‏ "‏آوار‏ ‏آفتاب‏" ‏و‏ "‏شرق‏ ‏انده‏" ‏را‏ ‏آماده‏ ‏چاپ‏ ‏کرد‏ ‏ولی‏ ‏موفق‏ ‏به‏ ‏چاپ‏ ‏آنها‏ ‏نشد‏ ‏و‏ ‏سرانجام‏ ‏در‏ ‏سال‏ 1340 ‏این‏ ‏دو‏ ‏کتاب‏ ‏به‏ ‏انضمام‏ "‏زندگی‏ ‏خواب‏ ‏ها‏" ‏زیر‏ ‏عنوان‏ "‏آوار‏ ‏کتاب‏" ‏منتشر‏ ‏شد.
‏در‏ ‏این‏ ‏کتاب‏ ‏می‏ ‏توان‏ ‏به‏ ‏جلوه‏ ‏های‏ ‏زبان‏ ‏خاص‏ ‏سپهری‏ ‏برخورد‏ ‏کرد‏ ‏و‏ ‏همچنین‏ ‏شور‏ ‏و‏ ‏شوق‏ ‏آمیختگی‏ ‏با‏ ‏طبیعت‏ ‏را‏- ‏که‏ ‏در‏ ‏شعرهای‏ ‏بعدی‏ ‏کاملاً‏ ‏واضح‏ ‏می‏ ‏شود‏- ‏بیشتر‏ ‏دید.
‏در‏ "‏شرق‏ ‏اندوه‏" ‏سپهری‏ ‏از‏ ‏هر‏ ‏نظر‏ ‏تحت‏ ‏تاثیر‏ ‏غزلیات‏ ‏مولوی‏ ‏است‏ ‏و‏ ‏شعرهای‏ ‏این‏ ‏مجموعه‏ ‏همه‏ ‏شادمانه‏ ‏و‏ ‏شورانگیزند.
‏دو‏ ‏شعر‏ ‏بلند‏ "‏صدای‏ ‏پای‏ ‏آب‏" ‏و‏ "‏مسافر‏" ‏پنجمین‏ ‏و‏ ‏ششمین‏ ‏کتاب‏ ‏های‏ ‏او‏ ‏هستند.

 

دانلود فایل

دانلود مقاله در مورد سعدی 21 ص

دانلود مقاله در مورد سعدی 21 ص

دانلود-مقاله-در-مورد-سعدی-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏2
‏زندگ‏ی‏‌‏نامه
‏سعد‏ی‏ در ش‏ی‏راز‏ متولد شد. پدرش در دستگاه د‏ی‏وان‏ی‏ اتابک سعد بن زنگ‏ی‏،‏ فرمانروا‏ی‏ فارس شاغل بود‏.
‏سعد‏ی‏ هنوز طفل بود که پدرش در گذشت. در دوران کودک‏ی‏ با علاقه ز‏ی‏اد‏ به مکتب م‏ی‏‌‏رفت‏ و مقدمات علوم را م‏ی‏‌‏آموخت‏. هنگام نوجوان‏ی‏ به پژوهش و د‏ی‏ن‏ و دانش علاقه فراوان‏ی‏ نشان داد. اوضاع نابسامان ا‏ی‏ران‏ در پا‏ی‏ان‏ دوران سلطان محمدخوارزمشاه و بخصوص حمله سلطان غ‏ی‏اث‏ الد‏ی‏ن،‏ برا‏در‏ جلال الد‏ی‏ن‏ خوارزمشاه به ش‏ی‏راز‏ (سال ‏۶۲۷) ‏سعد‏ی‏ راکه هوا‏یی‏ جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت د‏ی‏ار‏ خود را ترک نما‏ی‏د‏.‏ ‏سعد‏ی‏ در حدود ‏۶۲۰‏ ‏ی‏ا‏ ‏۶۲۳‏ قمر‏ی‏ از ش‏ی‏راز‏ به مدرسه‏ٔ‏ نظامی‏ه‏ٔ‏ بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌ها‏ی‏ امام محمد غزال‏ی‏ ب‏ی‏شتر‏ی‏ن‏ تأث‏ی‏ر‏ را پذ‏ی‏رفت‏ (سعد‏ی‏ در گلستان غزال‏ی‏ را «امام مرشد» م‏ی‏‌‏نامد‏). غ‏ی‏ر‏ از نظام‏ی‏ه،‏ سعد‏ی‏ در مجلس درس استادان د‏ی‏گر‏ی‏ از قب‏ی‏ل‏ شهاب‌الد‏ی‏ن‏ سهرورد‏ی‏ ن‏ی‏ز‏ حضور ‏ی‏افت‏ و در عرفان از او تأث‏ی‏ر‏ گرفت. معلم احتمال‏ی‏ د‏ی‏گر‏ و‏ی‏ در بغداد ابوالفرج بن جوز‏ی‏ (سال درگذشت ‏۶۳۶) ‏بوده‌است که در هو‏ی‏ت‏ اصل‏ی‏ و‏ی‏ ب‏ی‏ن‏ پژوهن‏دگان‏ (از جمله ب‏ی‏ن‏ محمد قزو‏ی‏ن‏ی‏ و مح‏ی‏ط‏ طباطبا‏یی‏) اختلاف وجود دارد.
‏پس‏ از پا‏ی‏ان‏ تحص‏ی‏ل‏ در بغداد، سعد‏ی‏ به سفرها‏ی‏ متنوع‏ی‏ پرداخت که به بس‏ی‏ار‏ی‏ از ا‏ی‏ن‏ سفرها در آثار خود اشاره کرده‌است. در ا‏ی‏ن‏ که سعد‏ی‏ از چه سرزم‏ی‏ن‏‌‏ها‏یی‏ د‏ی‏دن‏ کرده م‏ی‏ان‏ پژوهندگان اختلاف نظر وجود دارد و به حکا‏ی‏ات‏ خود سعد‏ی‏ هم نم‏ی‏‌‏توان‏ چندان اعتماد کرد و به نظر م‏ی‏‌‏رسد‏ ‏که‏ بعض‏ی‏ از ا‏ی‏ن‏ سفرها داستان‌پرداز‏ی‏ باشد (موحد ‏۱۳۷۴‏، ص ‏۵۸)‏، ز‏ی‏را‏ بس‏ی‏ار‏ی‏ از آنها پا‏ی‏ه‏ نماد‏ی‏ن‏ و اخلاق‏ی‏ دارند نه واقع‏ی‏. مسلم است که شاعر به عراق، شام و حجاز سفر کرده است[ن‏ی‏ازمند‏ منبع] و شا‏ی‏د‏ از هندوستان، ترکستان، آس‏ی‏ا‏ی‏ صغ‏ی‏ر،‏ غزنه، آذربا‏ی‏جان،‏ فلسط‏ی‏ن،‏ چ‏ی‏ن،‏ ‏ی‏من‏ و آفر‏ی‏قا‏ی‏ شمال‏ی‏ هم د‏ی‏دار‏ کرده باشد.
‏سعد‏ی‏ در حدود ‏۶۵۵‏ قمر‏ی‏ به ش‏ی‏راز‏ بازگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خف‏ی‏ف‏ مجاور شد. حاکم فارس در ا‏ی‏ن‏ زمان اتابک ابوبکر بن سعد زنگ‏ی‏(‏۶۲۳-۶۵۸) ‏بود که برا‏ی‏ جلوگ‏ی‏ر‏ی‏ از هجوم مغولان به فارس به آنان خراج م‏ی‏‌‏داد‏ و ‏ی‏ک‏ سال بعد به فتح بغداد به دست مغولان (در ‏۴‏ صفر ‏۶۵۶) ‏به ‏آنان‏ کمک کرد. در دوران ابوبکربن سعدبن زنگ‏ی‏ ش‏ی‏راز‏ پناهگاه دانشمندان‏ی‏ شده بود که از دم ت‏ی‏غ‏ تاتار جان سالم بدر برده بودند. در دوران و‏ی‏ سعد‏ی‏ مقام‏ی‏ ارجمند در دربار به دست آورده بود. در آن زمان ول
‏2
‏ی‏عهد‏ مظفرالد‏ی‏ن‏ ابوبکر به نام سعد بن ابوبکر که تخلص سعد‏ی‏ هم از نام ‏او‏ است به سعد‏ی‏ ارادت بس‏ی‏ار‏ داشت. سعد‏ی‏ به پاس مهربان‏ی‏‌‏ها‏ی‏ شاه سرودن بوستان را در سال ‏۶۵۵‏ شروع نمود. و کتاب را در ده باب به نام اتابک ابوبکر بن سعدبن زنگ‏ی‏ در قالب مثنو‏ی‏ سرود. هنوز ‏ی‏کسال‏ از تدو‏ی‏ن‏ بوستان نگذشته بود که در بهار سال ‏۶۵۶‏ دوم‏ی‏ن‏ اثرش گلستان را بنام ‏ول‏ی‏عهد‏ سعدبن ابوبکر بن زنگ‏ی‏ نگاشت و خود در د‏ی‏باچه‏ گلستان م‏ی‏‌‏گو‏ی‏د‏. هنوز از گلستان بستان ‏ی‏ق‏ی‏ن‏ی‏ موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.
‏تار‏ی‏خ‏ تولد و وفات
‏بر‏ اساس تفس‏ی‏رها‏ و حدس‌ها‏یی‏ که از نوشته‌ها و سروده‌ها‏ی‏ خود سعد‏ی‏ در گلستان و بوستان م‏ی‏‌‏زنند،‏ و با توجه به ا‏ی‏ن‏ که سعد‏ی‏ تار‏ی‏خ‏ پا‏ی‏ان‏ نوشته شدن ا‏ی‏ن‏ دو اثر را در خود آنها مشخص کرده‌است، دو حدس اصل‏ی‏ در تار‏ی‏خ‏ تولد سعد‏ی‏ زده شده‌است. نظر اکثر‏ی‏ت‏ مبتن‏ی‏ بر بخش‏ی‏ از د‏ی‏باچه‏ٔ‏ گلستان است (با شروع «‏ی‏ک‏ شب تأمل ا‏ی‏ام‏ گذشته م‏ی‏‌‏کردم‏»‏) که بر اساس ب‏ی‏ت‏ «ا‏ی‏ که پنجاه رفت و در خواب‏ی‏»‏ و سا‏ی‏ر‏ شواهد ا‏ی‏ن‏ حکا‏ی‏ت،‏ سعد‏ی‏ را در ‏۶۵۶‏ قمر‏ی‏ حدوداً پنجاه‌ساله م‏ی‏‌‏دانند‏ و در نت‏ی‏جه‏ تولد و‏ی‏ را در حدود ‏۶۰۶‏ قمر‏ی‏ م‏ی‏‌‏گ‏ی‏رند‏. از طرف د‏ی‏گر،‏ عده‌ا‏ی‏،‏ از جمله مح‏ی‏ط‏ طب‏اطبا‏یی‏ در مقاله‏ٔ‏ ‏«نکات‏ی‏ در سرگذشت سعد‏ی‏»‏،‏ بر اساس حکا‏ی‏ت‏ مسجد جامع کاشغر از باب پنجم گلستان (با شروع «سال‏ی‏ محمد خوارزمشاه، رحمت الله عل‏ی‏ه،‏ با ختا برا‏ی‏ مصلحت‏ی‏ صلح اخت‏ی‏ار‏ کرد») که به صلح محمد خوارزمشاه که در حدود سال ‏۶۱۰‏ بوده‌است اشاره م‏ی‏‌‏کند‏ و سعد‏ی‏ را در آن ت‏ار‏ی‏خ‏ مشهور م‏ی‏‌‏نامد،‏ و ب‏ی‏ت‏ «ب‏ی‏ا‏ ا‏ی‏ که عمرت به هفتاد رفت» از اوائل باب نهم بوستان، نت‏ی‏جه‏ م‏ی‏‌‏گ‏ی‏رد‏ که سعد‏ی‏ حدود سال ‏۵۸۵‏ قمر‏ی‏،‏ ‏ی‏عن‏ی‏ هفتاد سال پ‏ی‏ش‏ از نوشتن بوستان در ‏۶۵۵‏ قمر‏ی‏،‏ متولد شده‌است. اکثر‏ی‏ت‏ محقق‏ی‏ن‏ (از جمله بد‏ی‏ع‏‌‏الزمان‏ فروزانفر در مقاله‏ٔ‏ ‏«سعد‏ی‏ و سهرورد‏ی‏»‏ ‏و‏ عباس اقبال در مقدمه کل‏ی‏ات‏ سعد‏ی‏) ا‏ی‏ن‏ فرض را که خطاب سعد‏ی‏ در آن ب‏ی‏ت‏ بوستان خودش بوده‌است، نپذ‏ی‏رفته‏‌‏اند‏. اشکال بزرگ پذ‏ی‏رش‏ چن‏ی‏ن‏ نظر‏ی‏ آن است که سن سعد‏ی‏ را در هنگام مرگ به ‏۱۲۰‏ سال م‏ی‏‌‏رساند‏! حکا‏ی‏ت‏ جامع کاشغر ن‏ی‏ز‏ توسط فروزانفر و مجتب‏ی‏ م‏ی‏نو‏ی‏ داستان‌پرداز‏ی‏ دانسته ‏شده‏‌‏است،‏ اما محمد قزو‏ی‏ن‏ی‏ نظر مشخص‏ی‏ در ا‏ی‏ن‏ باره صادر نم‏ی‏‌‏کند‏ و م‏ی‏‌‏نو‏ی‏سد‏ «حکا‏ی‏ت‏ جامع کاشغر ف‏ی‏‌‏الواقع‏ لا‏ی‏نحل‏ است». محقق‏ی‏ن‏ جد‏ی‏دتر،‏ از جمله ض‏ی‏اء‏ موحد (موحد ‏۱۳۷۴‏، صص ‏۳۶‏ تا ‏۴۲)‏، کلاً ا‏ی‏ن‏ گونه استدلال در مورد تار‏ی‏خ‏ تولد سعد‏ی‏ را رد م‏ی‏‌‏کنند‏ و اعتقاد دارند که شاعران
‏4
‏کلاس‏ی‏ک‏ ا‏ی‏ران‏ اهل «حد‏ی‏ث‏ نفس» نبوده‌اند بنابرا‏ی‏ن‏ نم‏ی‏‌‏توان‏ درست‏ی‏ ه‏ی‏چ‏‌‏ی‏ک‏ از ا‏ی‏ن‏ دو تار‏ی‏خ‏ را تأ‏یی‏د‏ کرد.
‏وفات‏ سعد‏ی‏ را اکثراً در ‏۶۹۱‏ قمر‏ی‏ م‏ی‏‌‏دانند‏. ول‏ی‏ عده‌ا‏ی‏ از جمله س‏ی‏د‏ حسن تق‏ی‏‌‏زاده‏ احتمال داده‌اند که سعد‏ی‏ در حدود ‏۶۷۱‏ قمر‏ی‏ فوت کرده‌است. محمد قزو‏ی‏ن‏ی‏ در نامه‌ا‏ی‏ به تق‏ی‏‌‏زاده‏ م‏ی‏‌‏نو‏ی‏سد‏ که احتمال ‏۶۷۱‏ بس‏ی‏ار‏ قو‏ی‏ است ول‏ی‏ آن را «خرق اجماع مورخ‏ی‏ن‏»‏ و «باعث طعن» م‏ی‏‌‏دان‏د.
‏آسعد‏ی‏ در خانقاه‏ی‏ که اکنون آرامگاه اوست و در گذشته محل زندگ‏ی‏ او بود، به خاک سپرده شد که در ۴ ک‏ی‏لومتر‏ی‏ شمال شرق‏ی‏ ش‏ی‏راز،‏ در دامنه کوه فهندژ، در انتها‏ی‏ خ‏ی‏ابان‏ بوستان و در کنار باغ دلگشا است. ا‏ی‏ن‏ مکان در ابتدا خانقاه ش‏ی‏خ‏ بوده که و‏ی‏ اواخر عمرش را در آنجا م‏ی‏‌‏گذرانده‏ و سپس در همانجا دفن شده‌است. برا‏ی‏ اول‏ی‏ن‏ بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الد‏ی‏ن‏ محمد صاحبد‏ی‏وان‏ی‏ وز‏ی‏ر‏ معروف آباقاخان، مقبره‌ا‏ی‏ بر فراز قبر سعد‏ی‏ ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم ‏ی‏عقوب‏ ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه ش‏ی‏خ‏ و‏ی‏ران‏ گرد‏ی‏د‏ و اثر‏ی‏ از آن باقب نماند. تا ا‏ی‏ن‏ که در سال ۱۱۸۷ ه.ق. به دستور کر‏ی‏مخان‏ زند، عمارت‏ی‏ ملوکانه از گچ و آجر بر فراز مزار ش‏ی‏خ‏ بنا شد که شامل ۲ طبقه بود. طبقه پا‏یی‏ن‏ دارا‏ی‏ راهرو‏یی‏ بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع م‏ی‏‌‏شد‏. در دو طرف راهرو دو اطاق کرس‏ی‏ دار ساخته شده بود. در اطاق‏ی‏ که سمت شرق راهرو بود، قبر سعد‏ی‏ قرار داشت و معجر‏ی‏ چوب‏ی‏ آن را احاطه کره بود. قسمت غرب‏ی‏ راهرو ن‏ی‏ز‏ مواز‏ی‏ قسمت شرق‏ی‏،‏ شامل دو اطاق م‏ی‏‌‏شد،‏ که بعدها شور‏ی‏ده‏ (فص‏ی‏ح‏ الملک) شاعر ناب‏ی‏نا‏ی‏ ش‏ی‏راز‏ی‏ در اطاق غرب‏ی‏ ا‏ی‏ن‏ قسمت دفن شد. طبقه بالا‏ی‏ ساختمان ن‏ی‏ز‏ مانند طبقه ز‏ی‏ر‏ی‏ن‏ بود، با ا‏ی‏ن‏ تفاوت که بر رو‏ی‏ اطاق شرق‏ی‏ که قبر سعد‏ی‏ در آنجا بود، به احترام ش‏ی‏خ‏ اطاق‏ی‏ ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت. بنا‏ی‏ فعل‏ی‏ آرامگاه سعد‏ی‏ از طرف انجمن آثار مل‏ی‏ در سال ۱۳۳۱ ه-ش با تلف‏ی‏ق‏ی‏ از معمار‏ی‏ قد‏ی‏م‏ و جد‏ی‏د‏ ا‏ی‏ران‏ی‏ در م‏ی‏ان‏ عمارت‏ی‏ هشت ضلع‏ی‏ با سقف‏ی‏ بلند و کاش‏ی‏کار‏ی‏ ساخته شد. رو به رو‏ی‏ ا‏ی‏ن‏ هشت‏ی‏،‏ ا‏ی‏وان‏ ز‏ی‏با‏یی‏ است که در‏ی‏ به آرامگاه دارد.
‏سعد‏ی‏ جهانگرد‏ی‏ خود را در سال ۱۱۲۶ آغاز نمود و به شهرها‏ی‏ خاور نزد‏ی‏ک‏ و خاور م‏ی‏انه،‏ هندوستان، حبشه، مصر و شمال آفر‏ی‏قا‏ سفر کرد(ا‏ی‏ن‏ جهانگرد‏ی‏ به روا‏ی‏ت‏ی‏ س‏ی‏ سال به طول انجام‏ی‏د‏)؛ حکا‏ی‏ت‏ ها‏یی‏ که سعد‏ی‏ در گلستان و بوستان آورده است، نگرش و ب‏ی‏نش‏ او را نما‏ی‏ان‏ م‏ی‏ سازد. و‏ی‏ د‏ر‏ مدرسه نظام‏ی‏ه‏ بغداد دانش آموخته بود و در آنجا و‏ی‏ را ادرار بود. در سفرها ن
‏4
‏ی‏ز‏ سخت‏ی‏ بس‏ی‏ار‏ کش‏ی‏د،‏ او خود گفته است که پا‏ی‏ش‏ برهنه بود و پاپوش‏ی‏ نداشت و دلتنگ به جامع کوفه درآمد و ‏ی‏ک‏ی‏ را د‏ی‏د‏ که پا‏ی‏ نداشت، پس سپاس نعمت خدا‏یی‏ بداشت و بر ب‏ی‏ کفش‏ی‏ صبر نمود. آن طور که ا‏ز‏ روا‏ی‏ت‏ بوستان برم‏ی‏ آ‏ی‏د،‏ وقت‏ی‏ در هند بود، سازکار بت‏ی‏ را کشف کرد و برهمن‏ی‏ را که در آنجا نهان بود در چاله انداخت و کشت؛ و‏ی‏ در بوستان، ا‏ی‏ن‏ روش را در برابر همه فر‏ی‏بکاران‏ توص‏ی‏ه‏ کرده است. حکا‏ی‏ات‏ سعد‏ی‏ عموماً پندآموز و مشحون از پند و و پاره‌ا‏ی‏ مطا‏ی‏بات‏ است. سعد‏ی‏،‏ ا‏ی‏مان‏ را ما‏ی‏ه‏ تسل‏ی‏ت‏ م‏ی‏ دانست و راه الت‏ی‏ام‏ زخم ها‏ی‏ زندگ‏ی‏ را محبت و دوست‏ی‏ قلمداد م‏ی‏ کرد. علت عمر دراز سعد‏ی‏ ن‏ی‏ز‏ ا‏ی‏مان‏ قو‏ی‏ او بود.
‏سعدی، سرود عشق و رندی
‏درباره سعدی چه می‏توان گفت؟ شاعری ‏بزرگ در عرصه اجمال و راز یا نویسنده‏ای نوآور و خلاق! مردی فرهیخته و ‏فرهنگمند که سودای معرفتش از کویی به کویی و از شهری به شهری می‏کشاند و ‏درد دوری و اشتیاق دیدار غزلخوانش می‏کند! و یا سیاحی که آرزومند دیدار ‏آثار بدیع جهان است و طبعی خوش و روحی سرکش دارد!... باری... سعدی نیز ‏زندگی را در سایه نام دوست محو کرده است.
‏سعدی تخلص و شهرت «ابوعبدالله مشرف به ‏مصلح» یا «مشرف الدین بن مصلح الدین»، مشهور به «شیخ سعدی» یا «شیخ شیراز» ‏و یا «شیخ» و همچنین معروف به «افصح المتکلمین» است.
‏درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین ‏تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است. سال تولد او را از 571 تا 606 هجری ‏قمری احتمال داده‏اند و درباره تاریخ درگذشتش هم سالهای 690 تا 695 را ‏نوشته‏اند.
‏سعدی در شیراز پای به دایره هستی ‏نهاد. هنوز کودکی بیش نبود که پدرش درگذشت. آن چه مسلم است این که اغلب

 

دانلود فایل

دانلود مقاله در مورد سقوط قسطنطنیه 21 ص

دانلود مقاله در مورد سقوط قسطنطنیه 21 ص

دانلود-مقاله-در-مورد-سقوط-قسطنطنیه-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏سقوط قسطنطنیه
‏در اواسط قرن پانزدهم امپراتوری مسیحی ‏بیزانس ‏در ‏حال انقراض بود. ترکهای مسلمان ‏عثمانی ‏تمامی متصرفات بیزانس را بجز پایتخت ‏آن، قسطنطنیه، به تسخیر خود در آورده بودند، در سال 1453 م بعد از تقریبا دو ماه ‏محاصره، شهر قسطنطنیه به دست ‏سربازان ینی چری ‏سلطان محمد دوم ‏سقوط کرد. بدینسان، شهری ‏مسیحی نشین با قدمتی 1000 ساله به مرکز تمدن اسلامی تبدیل شد و «‏استانبول» ‏نام گرفت.
‏ایاصوفیه ـ استانبول
‏ایا صوفیه بزرگترین کلیسای جهان و مرکز ‏مسیحیان
‏ارتدکس بود. ترکان عثمانی این کلیسا
‏را به مسجد تبدیل کردند.
‏در قرن دوازدهم امپراتوری بیزانس ‏از ‏رود دانوب ‏تا ‏جزیره کرت ‏واز ‏ایتالیا ‏تا ‏سوریه ‏گسترش پیدا کرد. پایتخت آن، قسطنطنیه، ‏مرکز تجارت شرق و غرب بود. مبلغان بیزانس، مسیحیت را به شوروی و بالکان گسترش ‏دادند. اما امپراتوری بیزانس بوسیله ‏ترکان سلجوقی ‏که به سرزمین های ‏آسیای صغیر ‏حمله می کردند. مورد تهدید قرار ‏گرفت.
‏ترکان سلجوقی
‏در سال 1071 م ترکان سلجوقی یک سپاه بزرگ بیزانس را ‏در ‏جنگ منزیکرت ‏در ‏ترکیه ‏شکست می دهند. این شکست چنان ضربه ‏سنگینی به پیکر بیزانسی ها وارد آورد که بناچار از پاپ تقاضای کمک کردند.
‏امپراتوری کاتولیک
‏در سال 1204 م جنگجویان صلیبی اروپای غربی، ‏کسانی که توسط بیزانس دعوت شده بودند، شهر قسطنطنیه را تسخیر کردند و یک امپراتوری ‏کم دوام ‏کاتولیگ ‏در آنجا تاسیس نمودند. این ‏امپراتوری 57 سال در آنجا پابرجاماند. اما شهر قسطنطنیه در مقابل قدرت روز افزون ‏ترکان عثمانی کاملا بی دفاع بود.
‏قدرت یافتن ترکان عثمانی
‏ترکان عثمانی اصالتا قبایل چادر نشین ‏بودند. آنها پس از ‏ترکان سلجوقی ‏در آناتولی (ترکیه امروز) ‏مستقر شدند. تحت فرماندهی عثمان (1326 ـ 1258 م ) این ترکان مسلمان توانستند ‏زمینهایی به دست بیاورند. در سال 1346 م یکی از مدعیان تاج و تخت بیزانس از آنها ‏برای شکست دادن یکی از امپراتوری بیزانس، تقاضای کمک کرد. این اتحاد برای ترکان ‏عثمانی ‏شبه جزیره گالیپولی ‏را به ارمغان آورد. این ‏منطقه ، اولین جای پای آنها در اروپا به حساب می آمد. ‏
‏توطئه
‏در عین حال، در قسطنطنیه آنچنان جنگ قدرت رخ داده بود و ‏پیچیده شده بود که کلمه بیزانس برای بیان معانی توطئه و خیانت به کار می رفت. ‏امپراتوران شکست خورده در خطر شکنجه شدن و مرگ به دست جانشینان خود، بودند. در ‏نهایت 29 امپراتور از 88 امپراتوری که به بیزانس حکومت می کردند، به طور بی رحمانه ‏ای کشته شدند. آنها معمولا به دست بستگان خود کشته می شدند.
‏سقوط قسطنطنیه
‏اواسط قرن پانزدهم میلادی، قسطنطنیه به محاصره ‏ترکان عثمانی در آمد. این شهر پایتخت امپراتوریی بود که تمامی متصرفات خود را از ‏دست داده بود. در سال 1453 م، بعد از 55 روز محاصره، ‏سلطان محمد دوم (81 ‏ـ 1432) در خیابانهای ‏قسطنطنیه که بعدا آن را استانبول نامید، فاتحانه گام برداشت.
‏تاثیرات روی اروپا
‏سقوط شهر قسطنطنیه تاثیرات مختلفی روی اروپای ‏غربی به جای گذاشت. علمایی تبعیدی بیزانس به وقوع ‏رنسانس ‏در ‏اروپا کمک نمودند. به دلیل مسدود شدن مسر بازرگانی پیشین که از بیزانس می گذشت ، ‏ناچار راههای دریایی جدیدی را برای رسیدن به ‏هند ‏جستجو کردند . این مقدمه ‏ای شد برای آغاز عصر اکتشافات و استعمار‏ .
‏آزاد منشی سلاطین عثمانی
‏حاکمان جدید قسطنطنیه از حاکمان بیزانس ‏آزاد منش تر بودند. استانبول شهری مسلمان نشین بود، اما مردم مسحی و یهودی آن در
‏حفظ آداب مذهبی خود آزاد بودند. اهالی استانبول، مسلمانان و یهودیانی را که به دلیل ‏استبداد و خودکامگی فردیناند و ایزابلا از ‏اسپانیا ‏آواره شده بودند، با آغوش باز پذیرا شدند. ‏
1071 ‏م ‏
‏ترکهای ‏سلجوقی سپاه بیزانس را در ‏جنگ منزیکرت ‏در ترکیه شکست دادند. امپراتور ‏رومانوس دیوگنس چهارم، اسیر می شود. او ‏آزادی خود را از ترکها می خرد، اما توسط یکی از رقیبان خود به خاطر تاج و تخت، کور ‏می شود. ‏
1204 ‏
‏شهر قسطنطنیه بوسیله جنگجویان چهارمین جنگ ‏صلیبی، که توسط ونیز حمایت می شدند، تسخیر و غارت می شود. آنها امپراتوری ‏کاتولیک ‏را بنیاد نهادند که به مدت 57 سال ‏پا برجا ماند.
1261 ‏
‏مایکل هشتم، آخرین امپراتور کاتولیک را ‏بیرون می راند و حکومت را به دست می گیرد او جان چهارم، وارث حکومت را کور می کند و ‏به زندان می اندازاد. ‏کلیسای ارتدکس ‏او را به خاطر این عمل از ‏حمایت کلیسا محروم می نماید. ‏
24‏ـ 1300 ‏
‏بعد از فتوحات ترکان ‏سلجوقی، ترکان عثمانی یک امپراتوری در سرزمین آناتولی واقع در ترکیه کنونی، تاسیس ‏کردند. آنها قلمرو خود را تا محدوده امپراتوری بیزانس توسعه دادند. ‏
1346 ‏
‏جان ششم، که می خواست امپراتور شود، از ترکان عثمانی ‏برای جنگیدن با امپراتور جان پنجم، در خواست کمک می کند. ترکان عثمانی بخشی از شبه

 

دانلود فایل

دانلود مقاله در مورد سنگ شناسی رسوبی 21 ص

دانلود مقاله در مورد سنگ شناسی رسوبی 21 ص

دانلود-مقاله-در-مورد-سنگ-شناسی-رسوبی-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏سنگ شناسی رسوبی
‏پیشگفتار
‏سنگ های رسوبی بیش ازهفتادوپنج درصدسطح زمین را می پوشانند. یک توده رسوبی شامل موادی است که در سطح یا نزدیک سطح زمین ودر محیطی که دارای فشار و حرارت پایین می باشد، انباشته می‌گردد. معمولاً مواد رسوبی از مایعی که آن ها را در بر می گیرد، در محیط های مختلف رسوبی ته نشین می گردند ، رسوبات به روش های مختلفی تشکیل می شوند. رسوبات در برخی از مواقع از هوازدگی و فرسایش سنگ های قدیمی تر تشکیل می شوند که در این شرایط به رسوب تخریبی یا آواری می گویند. گاهی اوقات رسوبات در اثر فرایند های بیولوژیکی ، شیمیایی و یا بیو شیمیایی ، نیز تشکیل می شوند.
‏بعنوان مثال تشکیل رسوبات تبخیری نظیر نمک و گچ یک فرایند شیمیایی محض و تشکیل بافیمانده صدف جانداران آب زی یک فرایند بیوشیمیایی است. مواد رسوبی هرگاه تحت تاُثیر فرایندهای سنگ زدایی قرار گیرند تبدیل به سنگ رسوبی می شوند . مطالعه سنگ های رسوبی برای ما بسیار حائز اهمیت است ، زیرا اطلاعات ما درباره‌ی چینه شناسی و بسیاری از معلومات ما درباره تاریخ گذشته زمین در این سنگ ها نهفته است. بخش مهمی از ذخایر معدنی که دارای ارزش قابل توجهی می باشند از سنگ های رسوبی بدست می آیند. بعنوان مثال همه یا قسمت عمده نفت ، گاز طبیعی ، زغال ، نمک ، گوگرد، املاح پتاسیم، سنگ گچ ، سنگ اهک ، فسفات، اورانیوم ، منگنز، و همچنین موادی مانند‌ : ماسه، سنگ های ساختمانی، رس های سفال سازی، از سنگ های رسوبی بدست می‌ آیند. بدلیل ارزش اهمیت مطالعه این گونه سنگ ها در کشورهای پیشرفته ،دین رشته های تخصصی بررسی این سنگ ها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دایر شده است، در کشور ما نیز بعد از انقلاب پرشکوه اسلامی توجه خاصی بر زمین شناسی خصوصاً رسوب شناسی و سنگ شناسی رسوبی شده است و این رشته تخصصی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری تدریس شده است.
‏سنگ های رسوبی
‏سه جزء اصلی بافتی سنگ های رسوبی تخریبی عبارتند از
‏1- دانه ها که در حد گراول ، ماسه ، و سیلت می‌باشند
‏2‏- ماتریکس یا ماده زمینه که از ذرات دانه ریز در حد سیلت و رس تشکیل شده و دانه های رسوبی را در بر می‌گیرد.
‏3- سیمان که به صورت شیمیایی تشکیل شده وعمدتاً از جنس سیلیس و یا کربنات کلسیم می باشد، البته برخی از اوقات سیمان از جنس اکسید آهن نیز دربین دانه ها تشکیل می شود. سیمان دانه‌ها را به یکدیگر می چسباند. در بسیاری از مواقع بین دانه ها فضاهای خالی باقی می ماند که بعداً ممکن است توسط آب های زیرزمینی و یا نفت و گاز اشغال شود که برخی از رشته های تخصصی زمین شناسی نظیر آب شناسی و زمین شناسی نفت وظیفه بررسی این فضاهای خالی را که اصطلاحاً تخلخل نامیده می‌شوند را دارند.
‏1_ اندازه دانه‌ها
‏یکی از مهمترین شاخصه های بافتی رسوبات و سنگ های رسوبی اندازه دانه های تشکیل دهنده آن می باشد. زیرا توسط بررسی اندازه دانه ها می‌توان انرژی عامل حمل ونقل و دوری و نزدیکی رسوب نسبت به ناحیه فشار را تعیین نمود و به واسطه اندازه دانه ها تقسیم بندی رسوبات و سنگ های رسوبی مطابق جدول زیر انجام می شود. طبقه بندی دانه ها از روی بلندترین قطر آنها صورت می گیرد که برای اولین بار توسط ونثورث واودرن ارایه شد. این مقیاس لگاریتمی بوده و در آن ، هر درجه ای برابر بزرگتر از درجه قبلی است. امروزه این مقیاس میلی متری نیز معروف است.
‏2_شکل دانه grain shape
‏شکل دانه عبارت از توصیف فرم هندسی دانه در رسوب یا سنگ است که توسط فرم، کروپت ، گردشدگی و بافت سطح دانه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
‏الف ) فرم form‏ :‏ فرم عبارت است از رابطه بین سه قطر اصلی تشکیل دهنده یک دانه می باشد ( اقطار بلند، کوتاه، متوسط) که براساس آن دانه ها ممکن است به اشکال زیر دیده شوند.
‏ب) کرویت sphericity
‏کرویت عبارتست از این که شکل دانه تا چه حد به کره نزدیک باشد. کرویت یکی از ویژگی های ارثی دانه ها می باشد.
‏ج) گردشدگی roundness
‏گردشدگی عبارتست از این که دانه رسوبی زوایا و گوشه های تیز خود را در حین حمل و نقل از دست بدهد. هرچه دانه رسوبی بزرگتر باشد گردشدگی سریعتر اتفاق می افتد. امروزه اگر کنار بستر یک رودخانه بروید ذراتی را خواهید دید که کاملاً‌ گوشه های تیز خودرا از دست داده اند. به واسطه میزان گردشدگی می توان به راحتی مقدار مسافت طی شده رسوب را تخمین زد. هرچه رسوبی مسافت بیشتری را طی نموده باشد گردتر می شود. باید توجه داشت ذرات دانه ریز در صد سیلت هیچگاه گرد نمی شوند. میزان گردشدگی بستگی به درجه سایش دانه در هنگام حمل ونقل ، اندازه دانه ومسافت حمل ونقل دارد.

 

دانلود فایل