هزار فایل: دانلود نمونه سوالات استخدامی

دانلود فایل, مقاله, مقالات, آموزش, تحقیق, پروژه, پایان نامه,پروپوزال, مرجع, کتاب, منابع, پاورپوینت, ورد, اکسل, پی دی اف,نمونه سوالات استخدامی,خرید کتاب,جزوه آموزشی ,,استخدامی,سوالات استخدامی,پایان نامه,خرید سوال

هزار فایل: دانلود نمونه سوالات استخدامی

دانلود فایل, مقاله, مقالات, آموزش, تحقیق, پروژه, پایان نامه,پروپوزال, مرجع, کتاب, منابع, پاورپوینت, ورد, اکسل, پی دی اف,نمونه سوالات استخدامی,خرید کتاب,جزوه آموزشی ,,استخدامی,سوالات استخدامی,پایان نامه,خرید سوال

تحقیق اصول بنیادی طراحی باغ 21 ص

تحقیق اصول بنیادی طراحی باغ 21 ص

تحقیق-اصول-بنیادی-طراحی-باغ-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 30 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏فهرست مطالب
اصول بنیادی طراحی باغ 1
1. خط یا محور: 1
2. فرم: 2
3. بافت: 2
4. رنگ: 3
کاربرد رنگ در باغ 4
چرخه رنگین 4
5. مقیاس: 6
6. تنوع: 7
7. توالی: 7
8. تعادل: 7
مراحل باغسازی 8
از انتخاب زمین تا احداث باغ 8
1. انتخاب مکان مناسب 9
2. بازدید از زمین و نقشه‌برداری 9
3. تجزیه و تحلیل مکان 10
4. تجزیه و تحلیل نیازهای افرادی که بیشتر از آن مکان استفاده می‌نماید 11
5. انتخاب بخش‌های مختلف مجموعه باغ 12
6. مربوط ساختن بخش‌های انتخاب شده 12
7. انتخاب گیاه: 14
8. زیباسازی: 16
گیاه در طراحی باغ 16
ارزش‌های کاربردی گیاهان در طراحی فضای سبز 16
کاربرد گیاهان در معماری 18
کاربرد مهندسی گیاهان 18
کاربردی گیاهان برای کنترل شرایط اقلیمی 18
کاربرد زیبایی گیاهان 18
حفاظت فضای سبز 19
1. تهیه برنامه نگاهداری باغ و فضای سبز 19
چگونگی تنظیم برنامه: 19
‏اصول بنیادی طراحی باغ
‏در تمام رشته‏‌‏های طراحی (طراحی منزل، طراحی باغ، طراحی ساختمان و ....) ‏هم‏‌‏آهنگ‏ بودن اجزاء طرح اهمیت بسیار دارد. برای هم‏‌‏آهنگ کردن طرح‏‌‏ها، طراحان روش‏‌‏ها و اصولی خاص برای استفاده از خط، فرم، بافت، رنگ، مقیاس، تکرار، تنوع و تعادل وضع نمودند. رعایت این اصول در طرح تمام آثار هنری ضروری است. طراحی منظره و باغ‏‌‏سازی خاصیتی منحصر به فرد دارد و آن چند بعدی بودن ‏فضای طراحی شده است.
‏یک تابلوی نقاشی را بر سطح ‏صاف یک بوم خلق می‏‌‏کنند و یک مجسمه را بر پایه‏‌‏ای قرار داده و از دور نظاره می‏‌‏کنند. برای دیدن اغلب آثار هنری، تماشاگر باید تمام حواس خود را در زیبایی‏‌‏هایی که در فضایی محدود و کوچک خلق شده، جمع و نظاره کند. حال آنکه ‏طراح باغ فضایی سه بعدی را می‏‌‏آراید و نتیجه کار او از جهات مختلف و از داخل و زیر و رو قابل دید و لمس کردن است. در ضمن مقیاس اجسام شناخته شده ‏با مقیاس خود نظاره کننده همگام است. به علاوه در ساعات مختلف روز و در فصل‏‌‏های مختلف سال، ترکیب طرح منظره تغییر می‏‌‏کند. مثلاً تغییر مکان سایه روشن‏‌‏ها در طول روز و حرکت ابرها، مناظر مختلف قابل دید از زوایای مختلف‏‌‏، تاثیر تغییر فصول در گیاهان در هر زمان حالتی خاص دارند. این خاصیت منحصر به فرد، کار پردیس
‏‌‏سازان را مشکل‏‌‏تر می‏‌‏سازد.
‏حال به طور اختصار، خواص و معنی خط و فرم و بافت، مقیاس، رنگ، توالی و تنوع و تعادل بیان می‏‌‏گردد.
‏1. خط یا محور:
‏محور خط و الگویی برای کنترل طرح است. طراح برای کنترل حرکت بصری و کنترل فیزیکی از خطوط استفاده می‏‌‏کند. به این معنی که طراح توسط خط می‏‌‏تواند دید ناظر را به جسم یا مکانی خاص هدایت نماید. به علاوه مسیر و سرعت حرکت بازدیدکنندگان از باغ نیز به کمک خطوط یا محور مشخص می‏‌‏شود. مثلاً پیاده‏‌‏روهای وسیع و مستقیم و بلامانع ‏برای حرکت سریع بکار می‏‌‏رود و بر پیاده‏‌‏روهای مارپیچ و خطوط منحنی حرکت آهسته‏‌‏تر است. اغلب در پارک‏‌‏های جنگلی و پارک‏‌‏هایی که به سبک انگلیسی ساخته می‏‌‏شود، خطوط منحنی استفاده می‏‌‏شود. پرچین‏‌‏ها، دیوارها، لبه و حاشیه پیاده‏‌‏روها و حاشیه خود گیاهان خطوط و محورهای بارز طرح به شمار می‏‌‏آیند.
‏2. فرم:
‏شکل نهایی توده هر جسم را فرم آن جسم می‏‌‏نامند. مثلاً فرم گیاهان از مجموع شکل و فرم تنه و شاخه‏‌‏ها و ‏ب‏رگ‏‌‏ها ‏بوجود می‏‌‏آیند. فرم اجسام بلند و باریک را فرم عمودی می‏‌‏نامند و شکل توده نهایی اجسام کوتاه و پهن را فرم افقی نامیده و فرم اجسام مثلثی را فرم مخروطی می
‏‌‏دانند.
‏برخی از گیاهان (درختان و درختچه‏‌‏هایی) را که شاخ و برگ انبوه دارند؛ می‏‌‏توان ‏به کمک هرس کردن به شکل‏‌‏ها و فرم‏‌‏های مختلف درآورد. در قرن هفدهم ‏در هلند و انگلستان، توجه خاصی به درختان و درختچه‏‌‏های هرس شده به فرم‏‌‏های گوناگون می‏‌‏شد. خلق و نگاه‏‌‏دار این فرم‏‌‏های گیاهی به دقت و وقت و هزینه‏‌‏ای گزاف نیاز دارد. امروزه ایجاد و نگاهداری گیاهان هرس شده مقرون به صرفه نیست.‏
‏3. بافت:
‏رابطه و هم‏‌‏بستگی بین مجموعه بخش‏‌‏های مختلف هر جسم، بافت آن جسم نامیده می‏‌‏شود. در طراحی باغ کاربرد بافت‏‌‏های مختلف گیاهان و سایر اجسام مانند سطح پیاده‏‌‏روها، دیوارها و غیره تنوع به طرح می‏‌‏بخشند.
‏به طور کلی، گیاهان را به سه دسته گیاهان ظریف، متوسط و خشن تقسیم می‏‌‏کنند. می‏‌‏توان گفت که بافت یک گیاه بستگی به طول دمبرگ، درخشندگی و روشنی برگ‏‌‏ها، اندازه برگ‏‌‏ها، شکل برگ‏‌‏ها و فاصله مابین برگ‏‌‏ها دارد. در گونه‏‌‏ای که دم برگ‏‌‏ها بلند و سطح رویی یا زیرین ‏برگ‏‌‏ها روشن و یا سفید و برگ‏‌‏ها جدا از همدیگر و فاصله

 

دانلود فایل

تحقیق امام صادق (ع) و پزشکی 21 ص

تحقیق امام صادق (ع) و پزشکی 21 ص

تحقیق-امام-صادق-(ع)-و-پزشکی-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 25 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏امام صادق(ع) و دانش پزشکی‏..................................‏.........................‏.........‏............. &‏ 2
‏امام صادق (ع) و پزشکی
‏دانش پزشکى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی
‏بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اکتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعکاس مى‏یابد، اشعه‏هایى از انوار الهى است که از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم ‏چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهره‏مند ساخته است. اگر غیر از این بود، مى‏بایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، کاربردى آن هم در همه ‏زمینه‏ها، بدون کمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیت‏هاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.
‏جستجوى مفصل این نکته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را که به علم پزشکى امام صادق علیه السلام اشاره‏ دارد. نقل به مضمون مى‏کنیم.
‏روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى ‏کنار خلیفه نشسته بود. او کتاب‎‏هایى که در موضوع «علم طب‏» نگاشته شده بود را براى خلیفه مى‏خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
‏امام صادق علیه السلام در گوشه‏ى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مى‏بارید. مدتى گذشت. هنگامى که طبیب از خواندن کتاب‎‏ها فارغ شد، نگاه‏اش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول‏ تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه‏اش‏ را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سکوت را شکست:
‏امام صادق(ع) و دانش پزشکی‏..................................‏.........................‏.........‏............. &‏ 2
‏- این مرد کیست؟
‏- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
‏- آیا میل دارد از اندوخته‏هاى علمى من بهره‏مند گردد؟
‏- نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این که چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:
‏- نه!
‏- طبیب که از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:
‏- چرا؟
‏- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.
‏- چه چیز در اختیار دارى؟
‏- گرمى را با سردى معالجه مى‏کنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشکى درمان مى‏کنم و خشکى را با رطوبت و آنچه را که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به کار مى‏بندم و نتیجه کار را به خداوند وامى‏گذارم.
‏سپس به سخن جدش رسول الله اشاره کرده، افزود: «معده خانه ‏هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»
‏طبیب هندى براى این که سخنان امام را سبک جلوه دهد، پرسید:
‏- مگر طب غیر از این‏ها است که گفتى؟!
‏- امام فرمود:
‏- گمان مى‏کنى من مثل تو این‏ها را از کتاب‎‏هاى طبى آموخته‏ام؟!
‏- حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.
‏امام صادق(ع) و دانش پزشکی‏..................................‏.........................‏.........‏............. &‏ 3
‏- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموخته‏ام. اکنون ‏بگو کدام یک از من و تو در علم طب داناتریم؟
‏- کار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم‏ترم.
‏- پس لطفا به سوال‎‏هایم پاسخ گویید.
‏- بپرسید.
‏- چرا سر آدمى یک پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده ‏است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا چشم‎‏هاى انسان به شکل لوزى ساخته شده است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا سوراخ‎‏هاى بینى در زیر آن خلق شده است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت ‏بالاى دهان آفریده شده است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا دندان‎‏هاى جلو، تیز و دندان‎‏هاى آسیاب، پهن و دندان‎‏هاى ‏انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟
‏امام صادق(ع) و دانش پزشکی‏..................................‏.........................‏.........‏............. &‏ 5
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا کف دست و پا، مو ندارد؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا قلب، صنوبرى شکل آفریده شده است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرک است؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا کلیه‏ها مانند لوبیا خلق شده‏اند؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا کاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟
‏- نمى‏دانم.
‏- چرا میان کف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟
‏- نمى‏دانم.
‏- اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حکمت و پاسخ این ‏سوال‎‏ها آگاه‏ام.
‏طبیب که چاره‏اى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:
‏- پاسخ‎‏ها را بگویید تا بهره‏مند گردم.
‏آن‏گاه امام به ترتیب به یکایک سوال‎‏هاى مطرح شده، چنین پاسخ‏ گفتند:
‏- به این جهت ‏سر از قطعات مختلف تشکیل شده و شکاف‎‏هایى برایش ‏قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
‏- خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به ‏مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى ‏براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشم‏ها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.

 

دانلود فایل

تحقیق امامت و ختم نبوت 21 ص

تحقیق امامت و ختم نبوت 21 ص

تحقیق-امامت-و-ختم-نبوت-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 27 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏نبوت‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 1
‏امامت و ختم نبوت
‏بگو‏ ‏اى‏ ‏مردم‏ ‏من‏ ‏فرستاده‏ ‏خدا‏ ‏به‏ ‏سوى‏ ‏همگى‏ ‏شمایم‏. (‏اعراف‏ ۱۵۸(
‏همانا‏ ‏از‏ ‏جانب‏ ‏خداوند‏ ‏نور‏ ‏و‏ ‏کتابى‏ ‏آشکار‏ ‏به‏ ‏سوى‏ ‏شما‏ ‏آمد‏ ‏که‏ ‏خداوند‏ ‏به‏ ‏واسطه‏ ‏آنها،‏ ‏هر‏ ‏کس‏ ‏را‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏پى‏ ‏خشنودى‏ ‏او‏ ‏باشد،‏ ‏به‏ ‏راه‏ ‏هاى‏ ‏ایمنى‏ ‏هدایت‏ ‏مى‏ ‏کند‏ ‏و‏ ‏ایشان‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏خواست‏ ‏خود‏ ‏از‏ ‏تاریکى‏ ‏ها‏ ‏به‏ ‏روشنایى‏ ‏بیرون‏ ‏مى‏ ‏برد‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏سوى‏ ‏راه‏ ‏راست‏ ‏هدایتشان‏ ‏مى‏ ‏فرماید‏. (‏مائده‏ ۱۵ ‏و‏ ۱۶(
‏پیامبر‏ ‏اکرم‏ (‏ص‏) ‏با‏ ‏آیینى‏ ‏که‏ ‏نور‏ ‏و‏ ‏هدایت‏ ‏است‏ ‏برانگیخته‏ ‏شد‏ ‏تا‏ ‏بشر‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏راه‏ ‏هاى‏ ‏امن‏ ‏و‏ ‏سلامت‏ ‏در‏ ‏دنیا‏ ‏و‏ ‏آخرت‏ ‏رهنمون‏ ‏گردد‏. ‏این‏ ‏سفیر‏ ‏هدایت‏ ‏و‏ ‏امنیت‏ ‏لاجرم‏ ‏به‏ ‏علم‏ ‏و‏ ‏عصمت‏ ‏الهى‏ ‏پشتیبانى‏ ‏شده‏ ‏بود‏ ‏تا‏ ‏متکى‏ ‏بر‏ ‏این‏ ‏دو،‏ ‏بتواند‏ ‏پیام‏ ‏عظیم‏ ‏پروردگار‏ ‏را‏ ‏براى‏ ‏خیل‏ ‏گسترده‏ ‏بشر‏ ‏تا‏ ‏قیام‏ ‏قیامت‏ ‏به‏ ‏ارمغان‏ ‏آورد‏.
‏اندکى‏ ‏تأمل‏ ‏در‏ ‏ابعاد‏ ‏این‏ ‏رسالت‏ ‏بزرگ،‏ ‏عظمت‏ ‏زایدالوصف‏ ‏آن‏ ‏را‏ ‏آشکار‏ ‏مى‏ ‏سازد‏: «‏هدایت‏ ‏براى‏ ‏همه‏ ‏بشریت‏»‏ ‏در‏ ‏این‏ ‏میان،‏ ‏قرآن‏ ‏کریم‏ ‏به‏ ‏عنوان‏ ‏سند‏ ‏رسالت‏ ‏نبوى،‏ ‏به‏ ‏تعبیرى‏ ‏که‏ ‏در‏ : «‏روشنگر‏ ‏همه‏ ‏چیز‏»‏ (‏نحل‏ ۸۹) ‏مى‏ ‏باشد‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏سوى‏ ‏دیگر‏ ‏در‏ ‏آیات‏ ‏متعددى،‏ ‏رسول‏ ‏اکرم‏(‏ص‏) ‏را‏ ‏مفسر‏ ‏و‏ ‏تبیین‏
‏نبوت‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 2
‏کننده‏ ‏آیات‏ ‏معرفى‏ ‏مى‏ ‏کند،‏ ‏از‏ ‏جمله‏ ‏مى‏ ‏فرماید‏: «‏و‏ ‏قرآن‏ ‏را‏ ‏بر‏ ‏تو‏ ‏فروفرستادیم‏ ‏تا‏ ‏براى‏ ‏مردم،‏ ‏آنچه‏ ‏را‏ ‏بر‏ ‏آنها‏ ‏نازل‏ ‏شده‏ ‏توضیح‏ ‏دهى‏»‏ (‏نحل‏۴۴)
‏اکنون‏ ‏این‏ ‏سؤال‏ ‏به‏ ‏ذهن‏ ‏مى‏ ‏آید‏ ‏که‏ ‏اگر‏ ‏پیامبر‏(‏ص‏) ‏همه‏ ‏هدایت‏ ‏را‏ ‏براى‏ ‏همه‏ ‏بشر‏ ‏آورده‏ ‏و‏ ‏دستمایه‏ ‏این‏ ‏هدایت‏ ‏قرآنى‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏مفسر‏ ‏آن‏ ‏نیز‏ ‏شخص‏ ‏رسول‏ ‏گرامى‏(‏ص‏) ‏است،‏ ‏جایگاه‏ ‏امامت‏ ‏چیست؟
‏به‏ ‏تعبیر‏ ‏دیگر‏ ‏این‏ ‏که‏ ‏شیعه‏ ‏معتقد‏ ‏است‏: «‏امامت،‏ ‏ادامه‏ ‏شأن‏ ‏هدایتگرى‏ ‏رسول‏ ‏خدا‏(‏ص‏) ‏است‏»‏ ‏با‏ ‏مبانى‏ ‏فوق‏ ‏چگونه‏ ‏جمع‏ ‏مى‏ ‏شود؟‏ ‏به‏ ‏عبارت‏ ‏دیگر‏ ‏آیا‏ ‏آن‏ ‏چه‏ ‏شیعه‏ ‏درباره‏ ‏امامت‏ ‏عقیده‏ ‏دارد،‏ ‏با‏ ‏مسأله‏ «‏ختم‏ ‏نبوت‏»‏ ‏چگونه‏ ‏جمع‏ ‏مى‏ ‏شود‏ ‏و‏ ‏نیاز‏ ‏به‏ ‏امام،‏ ‏پس‏ ‏از‏ ‏پیامبر‏(‏ص‏) ‏و‏ ‏با‏ ‏وجود‏ ‏بقاى‏ ‏قرآن‏ ‏کریم‏ ‏در‏ ‏چیست؟
‏پاسخ‏ ‏را‏ ‏ابتدا‏ ‏از‏ ‏بیان‏ «‏شکافنده‏ ‏علوم‏»‏ ‏امام‏ ‏باقر‏(‏ع‏) ‏مى‏ ‏شنویم‏: ‏راوى‏ ‏در‏ ‏ضمن‏ ‏گفت‏ ‏وگویى‏ ‏در‏ ‏باب‏ ‏نیاز‏ ‏امت‏ ‏به‏ ‏امام‏ ‏پس‏ ‏از‏ ‏پیامبر‏(‏ص‏) ‏مى‏ ‏پرسند‏: «‏آیا‏ ‏قرآن‏ ‏براى‏ ‏امت‏ ‏کافى‏ ‏نیست؟‏»‏ ‏امام‏ ‏مى‏ ‏فرمایند‏: «‏بله‏ ‏کافى‏ ‏است‏»‏. ‏چنان‏ ‏چه‏ ‏تفسیرکننده‏ ‏اى‏ (‏که‏ ‏حقایق‏ ‏قرآن‏ ‏را‏ ‏وز‏ ‏حدس‏ ‏و‏ ‏گمان‏ ‏خویش‏ ‏را‏ ‏بیان‏ ‏نماید‏) ‏بیایند‏.»
‏راوى‏ ‏مجدداً‏ ‏مى‏ ‏پرسد‏: «‏آیا‏ ‏رسول‏ ‏خدا‏ (‏ص‏) ‏قرآن‏ ‏را‏ ‏تفسیر‏ ‏ننمودند؟‏»‏ ‏امام‏ ‏پاسخ‏ ‏مى‏ ‏دهند‏: «‏بله‏ ‏قرآن‏ ‏را‏ (‏به‏ ‏طور‏ ‏کامل‏) ‏براى‏ ‏یک‏ ‏نفر‏ ‏تفسیر‏
‏نبوت‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 3
‏فرمود‏ ‏و‏ ‏مقام‏ ‏آن‏ ‏شخص‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏امت‏ ‏معرفى‏ ‏نمود‏ ‏که‏ ‏او‏ ‏على‏ ‏ابن‏ ‏ابى‏ ‏طالب‏(‏ع‏) ‏است‏.»
‏بنابراین‏ ‏امامت‏ ‏به‏ ‏معنى‏ ‏آن‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏شخصى‏ ‏در‏ ‏حد‏ ‏و‏ ‏اندازه‏ ‏پیامبر‏(‏ص‏) ‏علومى‏ ‏را‏ ‏که‏ ‏از‏ ‏جانب‏ ‏خداوند‏ ‏بر‏ ‏سینه‏ ‏دریایى‏ ‏رسول‏(‏ص‏) ‏فرود‏ ‏آمده،‏ ‏از‏ ‏اینان‏ ‏دریافت‏ ‏کند‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏مرور،‏ ‏در‏ ‏حد‏ ‏ظرفیت‏ ‏مخاطبان‏ ‏و‏ ‏اقتضاى‏ ‏شرایط‏ ‏به‏ ‏آنان‏ ‏منتقل‏ ‏فرماید‏.
‏به‏ ‏پشتوانه‏ ‏این‏ ‏علم‏ ‏عظیم‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏امیر‏ ‏المؤمنین‏(‏ع‏) ‏کراراً‏ ‏فریاد‏ ‏مى‏ ‏زد‏: «‏قبل‏ ‏از‏ ‏آن‏ ‏که‏ ‏مرا‏ ‏از‏ ‏دست‏ ‏دهید،‏ ‏از‏ ‏من‏ ‏بپرسید‏»‏ ‏و‏ ‏هرگز‏ ‏دامنه‏ ‏سؤال‏ ‏را‏ ‏محدود‏ ‏نساخت،‏ ‏اما‏ ‏این‏ ‏مردمان‏ «‏على‏ ‏ناشناس‏»‏ ‏آن‏ ‏دوران‏ ‏بودند‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏فتنه‏ ‏ها‏ ‏دچار‏ ‏شده‏ ‏و‏ ‏على‏(‏ع‏) ‏را‏ ‏خانه‏ ‏نشین‏ ‏ساختند‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏کنار‏ ‏دریا،‏ ‏لب‏ ‏تشنه‏ ‏جان‏ ‏دادند‏.
‏با‏ ‏این‏ ‏وصف‏ ‏امامت‏ «‏ادامه‏ ‏هدایتگرى‏ ‏رسول‏ ‏خدا‏(‏ص‏) ‏با‏ ‏پشتوانه‏ ‏علم‏ ‏دریافتى‏ ‏از‏ ‏آن‏ ‏حضرت‏ ‏و‏ ‏متکى‏ ‏به‏ ‏حفظ‏ ‏و‏ ‏عصمت‏ ‏الهى‏»‏ ‏است‏ ‏و‏ ‏تعارضى‏ ‏با‏ ‏ختم‏ ‏نبوت‏ ‏ندارد‏.
‏به‏ ‏دیگر‏ ‏سخن،‏ ‏تمام‏ ‏محتواى‏ ‏عظیم‏ ‏رسالت‏ ‏الهى‏ ‏بر‏ ‏سینه‏ ‏رسول‏ ‏خدا‏(‏ص‏) ‏نازل‏ ‏گردید‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏تعبیر‏ ‏امیرالمؤمنین‏(‏ع‏) ‏خطاب‏ ‏به‏ ‏پیامبر‏(‏ص‏) ‏پس‏ ‏از‏ ‏رحلت‏ ‏آن‏ ‏بزرگوار‏: «‏پدر‏ ‏و‏ ‏مادرم‏ ‏به‏ ‏فدایت،‏ ‏همانا‏ ‏با‏ ‏مرگ‏ ‏شما‏ ‏امرى‏ ‏قطع‏ ‏شد‏ ‏که‏ ‏با‏ ‏مرگ‏ ‏هیچ‏ ‏کس‏ ‏قطع‏ ‏نشده‏ ‏بود،‏ ‏یعنى‏ ‏نبوت‏»‏ (‏نهج‎‏/‏خطبه‏۲۳۵) ‏اما‏ ‏آن‏ ‏چه‏ ‏از‏ ‏آسمان‏ ‏بر‏ ‏قلب‏ ‏پیامبر‏(‏ص‏) ‏فرود‏ ‏آمد،‏ ‏پس‏ ‏از‏
‏نبوت‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 4
‏حضرت‏ ‏توسط‏ «‏در‏ ‏شهر‏ ‏علم‏ ‏او‏»‏ ‏یعنى‏ ‏على‏(‏ع‏) ‏به‏ ‏مردم‏ ‏مى‏ ‏رسید،‏ ‏با‏ ‏همان‏ ‏صیانت‏ ‏الهى‏ ‏که‏ ‏تضمین‏ ‏کننده‏ ‏سلامت‏ ‏پیام‏ ‏و‏ ‏ابلاغ‏ ‏صحیح‏ ‏و‏ ‏کامل‏ ‏آن‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏این‏ ‏یعنى‏ ‏علم‏ ‏و‏ ‏عصمت‏ ‏امام‏. ‏این‏ ‏است‏ ‏رمز‏ ‏آن‏ ‏که‏ ‏غدیر‏ ‏در‏ ‏قرآن‏ ‏مایه‏ ‏کمال‏ ‏دین‏ ‏و‏ ‏تمام‏ ‏نعمت‏ ‏الهى‏ ‏شمرده‏ ‏شده‏ ‏و‏ ‏هموزن‏ ‏تمام‏ ‏رسالت‏ ‏رسول‏ ‏خدا‏(‏ص‏) ‏محسوب‏ ‏گردیده،‏ ‏زیرا‏ ‏غدیر‏ ‏ضامن‏ ‏ادامه‏ ‏ابلاغ‏ ‏رسالت‏ ‏است‏. ‏ما‏ ‏در‏ ‏ادامه‏ ‏فرازهایى‏ ‏از‏ ‏خطابه‏ ‏سرنوشت‏ ‏ساز‏ ‏و‏ ‏خطیر‏ ‏رسول‏ ‏خدا‏(‏ص‏) ‏در‏ ‏غدیر‏ ‏خم‏ ‏را‏ ‏که‏ ‏روشنگر‏ ‏مطالب‏ ‏پیش‏ ‏گفته‏ ‏است،‏ ‏ذکر‏ ‏مى‏ ‏کنیم‏:
‏رسول‏ ‏خدا‏ (‏ص‏) ‏در‏ ‏فرازى‏ ‏از‏ ‏خطابه‏ ‏فرمود‏:
‏خداوند‏ ‏چنین‏ ‏وحى‏ ‏ام‏ ‏فرستاد‏: «‏به‏ ‏نام‏ ‏خداوند‏ ‏همه‏ ‏مهر‏ ‏مهرورز‏. ‏اى‏ ‏فرستاده‏ ‏ما‏! ‏آنچه‏ ‏از‏ ‏سوى‏ ‏پروردگارت‏ ‏درباره‏ ‏على‏ ‏و‏ ‏خلافت‏ ‏او‏ ‏بر‏ ‏تو‏ ‏فرود‏ ‏آمده،‏ ‏بر‏ ‏مردم‏ ‏ابلاغ‏ ‏کن‏ ‏وگرنه‏ ‏رسالت‏ ‏خداوندى‏ ‏را‏ ‏به‏ ‏انجام‏ ‏نرسانده‏ ‏اى‏ ‏و‏ ‏او‏ ‏تو‏ ‏را‏ ‏از‏ ‏آسیب‏ ‏مردمان‏ ‏نگاه‏ ‏مى‏ ‏دارد‏.»
‏هان‏ ‏مردمان‏! ‏آنچه‏ ‏بر‏ ‏من‏ ‏فرود‏ ‏آمده‏ ‏در‏ ‏تبلیغ‏ ‏آن‏ ‏کوتاهى‏ ‏نکرده‏ ‏ام‏ ‏و‏ ‏حال‏ ‏برایتان‏ ‏سبب‏ ‏نزول‏ ‏آیه‏ ‏را‏ ‏بیان‏ ‏مى‏ ‏کنم‏: ‏همانا‏ ‏جبرئیل‏ ‏سه‏ ‏مرتبه‏ ‏بر‏ ‏من‏ ‏فرود‏ ‏آمد‏ ‏از‏ ‏سوى‏ ‏سلام،‏ ‏پروردگارم‏ - ‏که‏ ‏تنها‏ ‏او‏ ‏سلام‏ ‏است‏ - ‏فرمانى‏ ‏آورد‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏این‏ ‏مکان‏ ‏به‏ ‏پا‏ ‏خیزم‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏هر‏ ‏سفید‏ ‏و‏ ‏سیاهى‏ ‏اعلام‏ ‏کنم‏ ‏که‏ ‏على‏ ‏بن‏ ‏ابى‏ ‏طالب،‏ ‏برادر،‏ ‏وصى‏ ‏و‏ ‏جانشین‏ ‏من‏ ‏در‏ ‏میان‏ ‏امت‏ ‏و‏ ‏امام‏ ‏پس‏ ‏از‏ ‏من‏ ‏بوده‏. ‏جایگاه‏ ‏او‏ ‏نسبت‏ ‏به‏

 

دانلود فایل

تحقیق انتی ویروس سیمانتک 21 ص

تحقیق انتی ویروس سیمانتک 21 ص

تحقیق-انتی-ویروس-سیمانتک-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 25 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏سیمانتک‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 1
‏آنتی ویروس سیمانتک
‏حفاظت‏ ‏ضد‏ ‏جاسوس‏ی‏ ‏جد‏ی‏د‏ ‏س‏ی‏مانتک‏ ‏تبــلیغـــات
‏س‏ی‏مانتک‏ ‏نمونه‏ ‏بتا‏ ‏از‏ ‏آخر‏ی‏ن‏ ‏محصول‏ ‏ضدجاسوس‏ی‏ ‏خود‏ ‏را‏ ‏عرضه‏ ‏م‏ی‏کند‏ ‏که‏ ‏بعدا‏ ‏بعنوان‏ ‏ی‏ک‏ ‏قسمت‏ ‏تکم‏ی‏ل‏ی‏ ‏در‏ ‏آخر‏ی‏ن‏ ‏بسته‏ ‏امن‏ی‏ت‏ی‏ ‏نورتن‏ ‏ارائه‏ ‏خواهد‏ ‏شد‏.
‏به‏ ‏گزارش‏ ‏بخش‏ ‏خبر‏ ‏شبکه‏ ‏فن‏ ‏آور‏ی‏ ‏اطلاعات‏ ‏ا‏ی‏ران،‏ ‏از‏ ‏سا‏ی‏ت‏ http://www.ComeToNet.com‏ ‏و‏ ‏به‏ ‏نقل‏ ‏از‏ ‏ن‏ی‏وزفاکتور،‏ ‏نمونه‏ ‏ضدجاسوس‏ی‏ 2005 ‏امن‏ی‏ت‏ ‏ا‏ی‏نترنت‏ ‏نورتن‏ (Norton Internet Security 2005 AntiSpyware Edition‏) ‏م‏ی‏تواند‏ ‏بصورت‏ ‏بلادرنگ‏ ‏جاسوسها‏ ‏ی‏ا‏ Spyware‏ ‏ها‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ ‏ی‏افته‏ ‏و‏ ‏آنها‏ ‏را‏ ‏پاک‏ ‏کند‏. ‏شرکت‏ ‏م‏ی‏گو‏ی‏د‏ ‏که‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏س‏ی‏ستم‏ ‏به‏ ‏نحو‏ی‏ ‏ساخته‏ ‏شده‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏بتواند‏ ‏جلو‏ی‏ ‏حملات‏ ‏آت‏ی‏ ‏را‏ ‏ن‏ی‏ز‏ ‏بگ‏ی‏رد‏.
‏بسته‏ ‏امن‏ی‏ت‏ی‏ ‏جد‏ی‏د‏ ‏س‏ی‏مانتک‏ ‏دارا‏ی‏ ‏سطوح‏ ‏اسکن‏ ‏چندگانه‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏م‏ی‏تواند‏ ‏جاسوس‏ ‏اسپا‏ی‏ور‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏مرحله‏ ‏ورود‏ ‏شناسا‏یی‏ ‏نما‏ی‏د‏. ‏تکنولوژ‏ی‏ ‏بروزرسان‏ی‏ ‏خودکار‏ ‏داخل‏ی‏ ‏س‏ی‏مانتک‏ ‏بصورت‏ ‏مرتب‏ ‏حفاظت‏ ‏را‏ ‏برا‏ی‏ ‏خطرات‏ ‏جد‏ی‏د‏ ‏تضم‏ی‏ن‏ ‏م‏ی‏نما‏ی‏د‏.
‏سیمانتک‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 2
‏فا‏ی‏روال‏ ‏شخص‏ی‏ ‏نورتن‏ ‏کار‏ ‏مراقبت‏ ‏از‏ ‏د‏ی‏تاها‏یی‏ ‏که‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ ‏را‏ ‏ترک‏ ‏م‏ی‏کنند‏ ‏بعهده‏ ‏دارد‏ ‏به‏ ‏نحو‏ی‏که‏ ‏اطلاعات‏ ‏بدون‏ ‏آگاه‏ی‏ ‏ی‏وزر‏ ‏ارسال‏ ‏نم‏ی‏شود‏.
‏ا‏ی‏ن‏ ‏لا‏ی‏ه‏ ‏امن‏ی‏ت‏ی‏ ‏اضاف‏ی‏ ‏باعث‏ ‏م‏ی‏شود‏ ‏تا‏ ‏بصورت‏ ‏خودکار‏ ‏جلو‏ی‏ ‏جاسوس‏ ‏اسپا‏ی‏ور‏ ‏و‏ ‏سا‏ی‏ر‏ ‏برنامه‏ ‏ها‏ی‏ ‏مخرب‏ ‏برا‏ی‏ ‏ا‏ی‏جاد‏ ‏ارتباط‏ ‏تخر‏ی‏ب‏ی‏ ‏به‏ ‏ا‏ی‏نترنت‏ ‏گرفته‏ ‏شود‏.
‏برخلاف‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏که‏ ‏سرانجام‏ ‏حضورش‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ ‏اعلام‏ ‏م‏ی‏کند،‏ ‏جاسوس‏ ‏اسپا‏ی‏ور‏ ‏خود‏ ‏را‏ ‏از‏ ‏د‏ی‏د‏ ‏ی‏وزر‏ ‏پنهان‏ ‏نگه‏ ‏م‏ی‏دارد‏. ‏به‏ ‏محض‏ ‏آنکه‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏جاسوس‏ ‏در‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ی‏ ‏نصب‏ ‏م‏ی‏شود‏ ‏کار‏ ‏ردگ‏ی‏ر‏ی‏ ‏فعال‏ی‏ت‏ ‏وب‏ ‏ی‏وزر‏ ‏را‏ ‏آغار‏ ‏م‏ی‏نما‏ی‏د‏ ‏و‏ ‏تمام‏ ‏ضربه‏ ‏ها‏ی‏ ‏ک‏ی‏بورد‏ ‏را‏ ‏برا‏ی‏ ‏بدست‏ ‏آوردن‏ ‏اطلاعات‏ ‏حساس‏ ‏شخص‏ی‏ ‏بررس‏ی‏ ‏م‏ی‏کند‏.
‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏س‏ی‏مانتک‏ ‏برا‏ی‏ ‏س‏ی‏مب‏ی‏ان‏ ‏سر‏ی‏ ۶۰ Symantec antivirous for mobile
‏هم‏ی‏شه‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏ها‏ ‏آزار‏ ‏دهنده‏ ‏بوده‏ ‏اند‏ ‏و‏ ‏هستند‏ . ‏و‏ی‏روس‏ ‏ها‏یی‏ ‏که‏ ‏با‏ ‏ورود‏ ‏س‏ی‏ستم‏ ‏عامل‏ ‏ها‏ی‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ی‏ ‏مانند‏ ‏و‏ی‏ندوز‏ ‏رشد‏ ‏ی‏افتند‏ ‏و‏ ‏شروع‏ ‏به‏ ‏تخر‏ی‏ب‏ ‏و‏ی‏ندوز‏ ‏و‏ ‏فا‏ی‏ل‏ ‏ها‏ی‏ ‏مهم‏ ‏کاربران‏ ‏م‏ی‏ ‏کردند‏ . ‏همان‏ ‏طور‏ ‏که‏ ‏م‏ی‏ ‏دان‏ی‏د‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏ها‏ ‏و‏ ‏تروجان‏ ‏ها‏ی‏ ‏ز‏ی‏اد‏ی‏ ‏برا‏ی‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ ‏وجود‏ ‏دارد‏ ‏اما‏ ‏شما‏ ‏فقط‏ ‏با‏ ‏نصب‏ ‏ی‏ک‏ ‏نرم‏ ‏افزار‏ ‏به‏ ‏اسم‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏از‏ ‏ب‏ی‏ن‏ ‏صدها‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏تول‏ی‏د‏ ‏شده‏ ‏از‏ ‏س‏ی‏ستم‏ ‏ها‏ی‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ی‏ ‏و‏ ‏اطلاعات‏ ‏خود‏ ‏محافظت‏ ‏م‏ی‏ ‏کن‏ی‏د‏ . ‏اما
‏سیمانتک‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 3
‏ ‏با‏ ‏تول‏ی‏د‏ ‏گوش‏ی‏ ‏ها‏ی‏ ‏س‏ی‏ستم‏ ‏عامل‏ ‏دار‏ ( ‏سر‏ی‏ ۶۰ ) ‏با‏ ‏کمال‏ ‏ناباور‏ی‏ ‏د‏ی‏ده‏ ‏شد‏ ‏که‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏ها‏یی‏ ‏هم‏ ‏برا‏ی‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏گوش‏ی‏ ‏ها‏ ‏پ‏ی‏دا‏ ‏شد‏ ‏که‏ ‏اطلاعات‏ ‏رم‏ ‏شما‏ ‏را‏ ‏تهد‏ی‏د‏ ‏م‏ی‏ ‏کنند‏ ‏و‏ ‏ممکن‏ ‏است‏ ‏آن‏ ‏ها‏ ‏را‏ ‏نابود‏ ‏کنند‏ . ‏پس‏ ‏برا‏ی‏ ‏امن‏ی‏ت‏ ‏گوش‏ی‏ ‏خود‏ ‏چه‏ ‏م‏ی‏ ‏کن‏ی‏د‏ ‏؟؟؟؟؟
‏خوب‏ ‏ی‏ک‏ی‏ ‏از‏ ‏شرکت‏ ‏ها‏ی‏ ‏خ‏ی‏ل‏ی‏ ‏معروف‏ ‏سازنده‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏شرکت‏ ‏س‏ی‏مانتک‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏با‏ ‏تول‏ی‏د‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ norton‏ ‏خود‏ ‏جا‏ی‏گاه‏ ‏و‏ی‏ژه‏ ‏ا‏ی‏ ‏را‏ ‏ب‏ی‏ن‏ ‏کاربران‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏ها‏ی‏ ‏کامپ‏ی‏وتر‏ ‏پ‏ی‏دا‏ ‏کرد‏ . ‏چند‏ی‏ ‏نگذشت‏ ‏که‏ ‏نسخه‏ ‏تحت‏ ‏موبا‏ی‏ل‏ ‏از‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏هم‏ ‏برا‏ی‏ ‏گوش‏ی‏ ‏ها‏ی‏ ‏سر‏ی‏ ۶۰ ‏نوشته‏ ‏و‏ ‏تول‏ی‏د‏ ‏شد‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏خاطر‏ ‏توانا‏یی‏ ‏آپد‏ی‏ت‏ ‏و‏ ‏بروز‏ ‏رسان‏ی‏ ‏را‏ی‏گان‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏نسخه‏ ‏از‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏هم‏ ‏جا‏ی‏گاه‏ ‏و‏ی‏ژه‏ ‏ا‏ی‏ ‏را‏ ‏ب‏ی‏ن‏ ‏کاربران‏ ‏موبا‏ی‏ل‏ ‏پ‏ی‏دا‏ ‏کرد‏ . ‏شما‏ ‏با‏ ‏ی‏ک‏ ‏عدد‏ ‏س‏ی‏م‏ ‏کارت‏ ‏ا‏ی‏رانسل‏ ‏که‏ ‏مجهز‏ ‏به‏ ‏ا‏ی‏نترنت‏ ‏است‏ ‏م‏ی‏ ‏توان‏ی‏د‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏آنت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏را‏ ‏بروزرسان‏ی‏ ‏کن‏ی‏د‏ .‏هم‏ ‏اکنون‏ ‏نسخه‏ ‏تحت‏ ‏موبا‏ی‏ل‏ ‏از‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏انت‏ی‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏برا‏ی‏ ‏گوش‏ی‏ ‏ها‏ی‏ ‏سر‏ی‏ ۶۰ ‏در‏ ‏اخت‏ی‏ار‏ ‏شماست‏ . ‏دانلود‏ ‏کن‏ی‏د‏ ‏و‏ ‏توسط‏ ‏ا‏ی‏ن‏ ‏نرم‏ ‏افزار‏ ‏از‏ ‏گوش‏ی‏ ‏ها‏ی‏ ‏س‏ی‏مب‏ی‏ان‏ ‏سر‏ی‏ ۶۰ ‏خود‏ ‏در‏ ‏برابر‏ ‏حملات‏ ‏و‏ی‏روس‏ ‏ها‏ ‏محافظت‏ ‏کن‏ی‏د‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏امن‏ی‏ت‏ ‏گوش‏ی‏ ‏خود‏ ‏لذت‏ ‏ببر‏ی‏د‏ .
‏نرم‏‌‏‏افزار‏ ‏آنتی‏‌‏‏ویروس‏ SYMANTEC‏ ‏با‏ ‏وجود‏ ‏چند‏ ‏عیب‏ ‏،‏ ‏چندان‏ ‏قابل‏ ‏اعتماد‏ ‏نیست‏.
‏سیمانتک‏........................‏..................................................‏.........‏............. &‏ 4
‏کارشناسان‏ ‏اینترنتی‏ ‏هشدار‏ ‏دادند‏ ‏؛‏ ‏نرم‏‌‏‏افزار‏ ‏آنتی‏ ‏ویروس‏ ‏تولیدی‏ ‏شرکت‏ SYMANTEC‏ ‏می‏‌‏‏تواند‏ ‏میلیون‏‌‏‏ها‏ ‏کامپیوتر‏ ‏را‏ ‏با‏ ‏احتمال‏ ‏هجوم‏ ‏ویروس‏ ‏تهدید‏ ‏کند‏.
‏محققان‏ EEYE DIGITAL SECURITY‏ ‏با‏ ‏کشف‏ ‏نقایص‏ ‏و‏ ‏معایب‏ ‏موجود‏ ‏در‏ ‏آنتی‏‌‏‏ویروس‏ SYMANTEC‏ ‏اعلام‏ ‏کردند‏: ‏با‏ ‏نصب‏ ‏این‏ ‏نرم‏‌‏‏افزار‏ ‏،‏ ‏ویروس‏‌‏‏ها‏ ‏می‏‌‏‏توانند‏ ‏کامپیوتر‏ ‏کاربر‏ ‏را‏ ‏تحت‏ ‏نفوذ‏ ‏خود‏ ‏درآورده‏ ‏و‏ ‏تمام‏ ‏فیلم‏‌‏‏ها‏ ‏و‏ ‏برنامه‏‌‏‏های‏ ‏موجود‏ ‏در‏ ‏آن‏ ‏را‏ ‏از‏ ‏بین‏ ‏ببرند‏.
‏این‏ ‏معایب‏ ‏بسیار‏ ‏جدی‏ ‏هستند‏ ‏،‏ ‏زیرا‏ ‏هکرها‏ ‏می‏‌‏‏توانند‏ ‏با‏ ‏پی‏ ‏بردن‏ ‏به‏ ‏این‏ ‏ضعف‏‌‏‏ها‏ ‏به‏ ‏راحتی‏ ‏به‏ ‏کامپیوترهای‏ ‏مورد‏ ‏نظر‏ ‏وارد‏ ‏شده‏ ‏و‏ ‏تمام‏ ‏برنامه‏‌‏‏های‏ ‏نصب‏ ‏شده‏ ‏روی‏ ‏آنها‏ ‏را‏ ‏حذف‏ ‏کنند‏.
‏مایک‏ ‏پوتر‏ ‏بورک‏ ‏،‏ ‏سخنگوی‏ EEYE‏ ‏،‏ ‏گفت‏: ‏از‏ ‏آنجایی‏ ‏که‏ ‏هکرها‏ ‏می‏‌‏‏توانند‏ ‏از‏ ‏این‏ ‏نقاط‏ ‏ضعف‏ ‏برای‏ ‏سیستم‏‌‏‏های‏ ‏شخصی‏ ‏کاربران‏ ‏استفاده‏ ‏کنند‏ ‏رفع‏ ‏آن‏ ‏از‏ ‏اهمیت‏ ‏بالایی‏ ‏برخوردار‏ ‏است‏.
‏از‏ ‏زمانی‏ ‏که‏ ‏کامپیوترها‏ ‏به‏ ‏شبکه‏‌‏‏های‏ ‏مختلف‏ ‏وصل‏ ‏می‏‌‏‏شوند‏ ‏،‏ ‏بسیاری‏ ‏از‏ ‏ویروس‏‌‏‏های‏ ‏کامپیوتری‏ ‏می‏‌‏‏توانند‏ ‏با‏ ‏فرستادن‏ ‏یک‏ ‏کپی‏ ‏از‏ ‏خود‏ ‏به‏ ‏شبکه‏ ‏،‏ ‏تمام‏ ‏کامپیوترها‏ ‏را‏ ‏آلوده‏ ‏کنند‏.
‏مشکلات‏ ‏جد‏ی‏د‏ ‏در‏ ‏س‏ی‏مانتک‏ ‏و‏ ‏مکاف‏ی

 

دانلود فایل

تحقیق انسان و کرامت او 21 ص

تحقیق انسان و کرامت او 21 ص

تحقیق-انسان-و-کرامت-او-21-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

2
2
‏ ‏انسان ‏و کرامت او
‏ ‏آفریده ها‏ ‏، همه کریم هستند ( 1 ) . کرامت هر پدیده به برخاستن از هستی و اتصال به هستی هوشمند است‏ .‏ (2 ) ‏ ‏بنا بر این اتصال، هر پدیده ای آزاد است و تا وقتی از ، خدا، از آزادی خویش، غافل نمی شود، کریم است . صفت کریم‏ ‏ که انسان جسته است، ‏به ورود در ابتلی (3 ) و به ‏تسلیم حکم زور نشدن است (‏4‏ ) ‏، به همه پدیده های هستی را کریم دانستن و کرامت هر آفریده را رعایت کردن است ( ‏5‏ ) . انسان کریم ‏می ماند ‏ ‏و اکرم می شود ‏به تقوی ‏(‏6‏ ) . ‏ ‏و تقوی تحقق پیدا می کند به « آزاد و آزادتر شدن از راه رشد » ( ‏7‏) ‏،‏ به پیشی گرفتن در علم ، در دادگری، در خدمتگزاری ، در دوستی ‏و... و به عمل به همه حقوق انسان (‏8‏ ) و ‏ ‏افزودن بر کرامت خویش به ‏تکریم ‏ همه پدیده ها ‏و بر انگیختن آفریده ‏ها ‏بر افزودن بر کرامت ‏، تحقق پیدا می کند‏. ‏از آن رو فرمود « در دین اکراه نیست » که ‏هم دین روش زور و خشونت زدائی است و هم ‏ ‏بکار بردن ‏هر ‏اکراهی ‏ ، کرامت را با خواری جانشین کردن است. به سخن دیگر، کریم صفت خداوند است و همچون صفات دیگر‏ش‏، در انسان ، هست ‏׃ حقوق و استعدادها‏ ذاتی انسانند. اما چنان نیست که اگر آدمی از آنها غافل شد، ‏اگر راه رشد را باز گذاشت و در بیراهه ویرانگری افتاد، استعدادهای او تباه نشوند و زندگی که نه عمل به حقوق شد، ویرانی بر ویرانی نیفزاید و زندگی انسان و محیط زیست او را تباه نگرداند.
‏ ‏کرم ‏خداوند‏ در حق انسان و همه آفریده ها ، آزاد و کریم آفریدن آنها است : او،‏ داستان آفرینش انسان را در قرآن ، این سان آغاز می کند : به فرشتگان می گوید قصد دارد بر روی زمین خلیفه ای قرار دهد . فرشتگان می پرسند آیا می خواهی کسی را قرار بدهی که در آن فساد کند و خونها را بریزد ؟ خداوند به آنها پاسخ می دهد آنچه را من می دانم شما نمی دانید (‏9‏) بدین‏ ‏سان انسان با حق خلیفة اللهی آفریده شد و بر زمین قرار گرفت ‏:‏
‏خلیفة الله :
‏ تاریخ از دیدگاه قرآن ، یک رشته جانشین شدنها است : هر نوبت قومی از خود بیگانه می شود و به ‏بی‏راه‏ه‏ تخریب خود و طبیعت می افتد . قومی دیگر به حق خلافت خویش عارف می شود و ، به بعثت، انسان را از بیراهه مرگ و ویرانی . به راه زندگی و رشد ‏در آزادی ‏باز می آورد . بدین قرار ، ‏جریان ‏ تاریخ ‏ هستی ، جریان رشد است. کرامت انسان به ایفای نقش رهبری در این جریان است. ‏اما‏، بسا انسانها از فطرت خویش غافل و‏،‏ در روابط قوا ، از خود بیگانه و آلت قدرت ویرانگر می شوند. ‏با وجود این‏ ، بنا بر فطرتی که انسان را است ، جریان تاریخ ‏ گذار از انحطاط به رشد است . چنانکه اگر قومی به بیراهه انحطاط افتاد ، قوم دیگری به انقلاب روی می آورد و راه رشد را بر انسانیت می گشاید . ( ‏10‏ ) حتی وقتی تمامت یک قوم به ‏بی‏راه‏ه‏ ستم می روند ، اندک شماری از آنها که راه هدایت جسته اند و به راه زیستن در آزادی و کرامت ‏افزائی‏ ‏از رهگذر‏ رشد ‏باز‏آمده اند ، ‏برحق و مقام ‏خلیف‏ة‏ ‏اللهی‏ بر روی زمین‏ ، عارف ‏ ‏( 11 ) ‏و‏ بانی انقلاب می شوند و ‏حیات انسان‏ها‏ در آزادی و رشد ‏ ادامه می یابد‏:
‏ جدا کننده ‏راه‏ زندگی از ‏بیراهه‏ مرگ ‏در ویرانگری ‏چیست ؟ ‏تکرار کنیم که ‏انسان‏ ‏ آزاد کریم ‏است‏. پس‏ کرامت ‏او‏ ‏در گرو تک‏ریم خو‏د‏ و همه پدیده های هستی است ‏.‏ غفلت از کرامت هر پدیده ای غفلت از کرامت خویش‏ است. اما ‏این غفلت ‏فرآورده ‏ تسلیم شدن به حکم زور‏ است‏ . ‏وقتی غفلت همگانی می شود، فساد جهان شمول ‏می گردد (‏12‏ ) . ‏به سخن دیگر ، ‏قهر و فقر زندگی اکثریت بزرگ انسانها ‏و‏ محیط زیست آفریده ها را تباه می کند. انسانها نه تنها هستی را شئی می گردانند که خود نیز جریان شئی شدن را شتابان به پیش می روند. بارز ترین نشانه آن جانشین کردن کر‏امت فطری با کرامت صوری است. ضابطه تکریم قدرت‏ مداری است .
2
2
‏ ‏لذا، ‏هر استکباری با استضعافی و هر بزرگ نمائی با تحقیری همراه می شو‏ن‏د. چون بدون تخریب قدرت نیست ، پس بدون تحقیر ، تکبیر نیست . نه تنها در این معنی که هرکس بزرگی جستن خویش را در‏ گرو خوار کردن ‏دیگری می بیند که‏، ‏ وخامت بارتر ، ‏ او در نمی یابد که ‏گم کردن کرامت ‏از ‏ بیمقدار شدن در جریان اینهمانی جستن با قدرت و آلت آن گشتن است ‏. او‏ تجسم خواری‏ ‏گشته‏ ‏و می پندارد ‏ بزرگی ‏جسته است‏. ‏رها شدن از خواری همگانی ‏و‏ از قهر و فقر بر خود افزا، موکول به باز شناختن فطرت خویش یا پیروی از قاعده « تغییر کن تا تغییر دهی » است. (‏13‏ )
‏ ‏ ‏بدین انقلاب ، انسان کرامت‏ی‏ را باز می یابد که ویژه ‏او ‏است : امانت خداوندی به همه آفریده ها پیشنهاد شد و تنها ا‏ن‏سان بود که آن را پذیرفت ( 1‏4‏ ) . این امانت مسئولیت امامت رشد در آزادی است ( ‏15‏ ) . نه تنها تصدی رشد خویش که رهبری ‏رشد آفریده ها و عمران طبیعت .‏ ‏بدین قرار، ‏ رشد ‏انسان و آفریده ها در آزادی - نه چون رشد قدرت که خشونت بر خشونت و ویرانی بر ویرانی و فقر بر فقر و نابرابری برنابر‏ابر‏ی می افزاید - ‏واقعیت پیدا می کند ‏: جریان رشد تمامی پدیده های هستی ، یک جریان است. ‏اگر بخشی غنی شد و بخشی دیگر فقیر گشت‏ ‏، اگر انسانها گمان بردند ثروت بر ثروت می افزایند‏ ‏ اما طبیعت ویران شد، جریان ، جریان رشد نیست، جریان بندگی قدرت را ‏ ‏به پیش رفتن است ‏. ‏پس‏، جدا کننده مشی زندگی ‏در آزادی ، ‏از مشی مرگ در ویرانگری، ‏لااکراه است‏ ‏:
‏ ‏ ‏ ‏در حقیقت،‏ ‏برای آنکه همه پدیده ها کرامت خویش ‏را ‏از دست ندهند و در جریان رشد، بر آن بیفزایند، بر انسان است که نقش خویش را ، بعنوان خلیفه خدا ، ایفا کند. غفلت از این حق و نقش، انسان را رهبر مشی مرگ در ویرانگری همه پدیده ها می کند. در جهان، خواری بر خواری افزوده می شود . لحظه مرگ، لحظه تهی شدن ‏از کرامت می گردد ‏׃ ‏ ‏انسانها بر فطرت آفریده می شوند و با صفت و حق خلیف‏ة‏ ‏اللهی ‏آفریده می شوند . اما آنکس که توحید را بمثابه اصل راهنما گم می کند و بر این یا آن ثنویت در بیراههِ ‏قدرتمداری ‏ می شود ، از فطرت بیرون می رود ، خلیفه اللهی را از دست می دهد و آلت کفر یا باورهایی می شود که ترجمان اصالت زور هستند‏. ‏ ‏ا‏و کرامت از دست می دهد ‏و خواری می یابد ‏( ‏16‏ )
‏" او شما را خلیفه بر روی زمین قرار داد . هر کس کفر می ورزد ، به کفر خویش تباه می شود .‏..‏کفر ‏کافران تنها زیانهای آنها را افزون می کند‏ ‏"
‏ بدین قرار، ‏ هشدار خداوند صریح است ‏׃ ‏کفر ورزیدن ، خلیفة اللهی را از یاد بردن ، از آزادی خویش غافل شدن ، صفت کریم را از دست دادن و خوار شدن ‏و زیان دیدن و ‏زیان رساندن ‏است (‏ ‏17‏ )
‏تاریخ با پیرو‏ز‏ی زورپرستان پایان نمی پ‏ذ‏یرد‏ :
‏جریان تاریخ ادامه می یابد . در پی هر انحطاطی ، قیامی به حق و برای حق روی می دهد . سر انجام توحید اصل راهنمای همه انسانها می شود . حق می آید و باطل می رود . و اهل توحید ، خلیفه های خدا بر روی زمین می شوند : ( ‏18‏ )
‏ " و خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و عمل صالح می کنند ، وعده کرده است آنها را خلیفه های روی زمین بگرداند . "
‏ ‏ این قاعده عمومی تنها ترجمان تجربهِ تاریخ نیست : هر چند قاعده نسبت به گذشته صدق می کند . توضیح اینکه اقوامی از میان رفته اند . اما انسانها ، به یمن بعثت ها ، به حیات خویش ادامه داده اند . حیات ادامه یافته است اما از کجا بدانیم که قاعده نسبت به آینده نیز صدق می کند . به سخن دیگر از کجا آدمیان طبیعت و انسانها بر جا بمانند ، تا مؤمنان نیکوکار خلیفه های خدا بگردند ؟
‏سرنوشت انسان و مسئولیت امانتی که پذیرفته است ؟ :
2
4
‏ انسان از گلی سرشته شد که مجموعه حیات پذیر کاملی بود . روح خدا در او دمیده شد ( ‏19‏ ) و فطرتی پیدا کرد که خدائی است ( ‏20‏ ) در متناسب ترین اندازه ها ساخت گرفت و زیباترین صورت را یافت ( ‏2‏1‏ ) و خدا آفرینش او را به خود تبریک گفت ( ‏2‏2‏ ) او را بر فطرت آفرید ، چرا که فطرت توحید است ( ‏23‏ ) و حیات بدون توحید در وجود نمی آید . در بهترین اندازه ها آفرید و آفرینش او را بخود تبریک گفت . زیرا تمامی هستی را در وجود کوچک او خلاصه کرد ( ‏24‏ ) و خلیفه خود بر روی زمین گرداند و هدایت شدن را در عهده خود او نهاد . ‏او و همه پدیده ها را کریم آفرید و او را به تکریم خویش و همه پدیده ها خواند. انسان خود داوطلب این مسئولیت شد. پدیده های دیگر تن به این مسئولیت ندادند ‏׃
‏ اما اگر قرار باشد در جریان زمان ، زمین از خلیفه های خدا - کسانی که به حق خلیفة اللهی عارف هستند - خالی نشود ، باید آفریده ها یی مسئولیت این امانت را بپذیرند . خدا امانت را به همه آفریده ها پیشنهاد کرد و انسان بود که آن را پذیرفت :
‏ " همانا امانت را به آسمانها و زمین و کوه ها پیشنهاد کرد . همه بیم کردند و از بر دوش گرفتن آن خود داری کردند . انسان بر دوش گرفت و همانا با نادانی و ستم "
‏ این " امانت " نوعی رهبری ( امامت ) ، ‏به یمن عقل ﺁزاد، است. ‏رهبری بیانگر خلیفة اللهی و تضمین کننده تداوم آن است . از آنجا که انسان عهده دار این رهبری و با تمام اعضای خویش مسئول ﺁن می شود ( ‏25‏ ) پس باید صفات خدائی و بعد معنوی داشته باشد . توانائی ‏های خویش را بپرورد ‏ و موجودی نسبی و فعال باشد که در پهنه ای گسترده تا بی نهایت ، در صیرورت است ‏. در این پهنه گسترده ، نقش امامت را برای همه پدیده ها بر عهده گرفتن، نیاز به داشتن استعدادها و حقوق دارد. استعدادهای او، صفات ثبوتیه خداوندند ‏:
‏ خدا به انسان اسماء آموخت ( ‏2‏6‏ ) بدو آنچه نمی دانست و بیان و کتابت آموخت ( ‏27‏ ) استعداد دانش جویی داد . به او هوش و عقل داد ‏و صاحب بصیرت بر خویشتن گرداند و قوه تمیز عمل نیک از عمل زشت داد‏. نشانه های خود را بر او بنمود تا ‏عقل‏ را بکار اندازد ( ‏18‏ ) . او را قوه ابداع و خلاقیت و صنعت و استعدادهای دیگر بخشید . اما از انسان ها، یکی کار پذیر ، دیگری فعال شدند . یکی استعدادها را در رشد بکار برد و دیگری، به ساختن دروغ و زور، استعدادهای خویش ‏را ‏تباه گرداند ( ‏29‏ ) . به انسان فطرت عدالت جو داد او را به عدالت و قسط خواند . ( ‏30‏ ) ‏بدو، استعداد رهبری داد و ‏او را امام و آزاد و هدف دار آفرید . ( ‏31‏ ) راه رشد را از راه سرکشی جدا کرد ( ‏32‏ ) و هدایت خویش را به مؤمن و کافر داد . به انسان هشدار داد اگر از راه رشد بیرون برود ، به بیراههِ زیادت طلبی ( ‏33‏ ) می افتد و آن را تا مرگ و ویرانی پیش میرود .
‏ با اینهمه این انسان کامل نیست . او می تواند از فطرت خویش بدر رود . انسانی است که ضعیف و بی قرار آفریده شده است ( ‏34‏ ) . اگر بر فطرت بماند از ضعف به قوت می رسد‏ و بر کرامت خویش می افزاید‏ . اما اگر‏، در پندار و گفتار و کردار‏ توحید را با ثنویت جانشین کند، ‏عقل او از ﺁزادی که دارد غافل می شود و با راهنما کردن ثنویت ، قدرتمدار می شود و ‏نیروهای حیاتی را به زور مرگ آور بدل می کند و ستمکار می شود و بیراههِ ضعف را تا مرگ و ویرانی می رود .
‏ قرآن در تشریح چگونگی از خود بیگانه شدن انسان ، واقعیتی را خاطر نشان می کند که انسانها همچنان از آن غفلت می کنند :

‏حقوق انسان ذاتی او و سلب نکردنی هستند‏ :
‏ هر انسانی خلیفهِ خدا ، امام و آزاد بدنیا می آید . پیش از آنکه به دینی یا مرامی در آید ، صاحب حقوق و مسئول دفاع از حقوق خویش و حقوق هر فرد دیگری با هر دین و مرام و هر نژاد و رنگ و ملت و قوم و قبیله‏ و مسئول کرامت خویش و تمامی پدیده ها‏ است . به سخن دیگر حقوقی که او دارد ، اعطائی نیستند . تابع در آمدن او به این یا آن دین نیستند . بهر دینی در آید ، این حقوق را از دست نمی دهد . چرا که در دین اکراه نیست (
2
4
‏35‏ ) و گرویدن به دین ، حقی از حقوق او است . همانطور که در حقوق بشر در قرآن می خوانید ، شرط برخورداری از این حقوق این نیست که مسلمان بشود و نیز نمی گوید اگر اسلام نپذیرفت یا بدان در آمد و سپس آن را ترک گفت ، حقوق خود را از دست می دهد .
‏ اما آن واقعیت که قرآن می آموزد و این آموزش را انسان ها از یاد میبرند ، اینست : تا وقتی انسان‏ها‏ بخواه‏ن‏د ‏ آزاد بمانند‏، هیچ قدرتی ‏پدید نمی آید تا بتواند‏ آزادی و حقوق ‏آنها‏ را سلب کند . ‏زمانی هم که بیشتر انسانها از خود بیگانه می شوند و آزاد‏ی‏ و حقوق و بنا بر این کرامت خویش را از یاد می برند و قدرت را پدید می آورند، این قدرت نمی تواند کسانی را ‏از‏ آزاد‏ی‏ و حقوق خویش ‏ محروم کند که آنها ‏را از یا‏د‏ نمی برند‏ ‏. ‏کرامت هر انسان را هیچ موجود دیگری‏، هیچ قدرتی ‏ نمی تواند از او بستاند. تنها خود او است که می تواند کرامت خویش را از یاد ببرد و خواری گزیند. ‏انسان خلیفهِ خدا و امام خلق شده است . وقتی از توحید بدر می رود ، خلیفه زور و امامِ شرک می شود و حقوق خویش و انسانهای دیگر را از یاد می برد ‏׃ خوار می شود و خوار می کند.‏ ‏
‏ بدین قرار هیچ انسانی نمی تواند خود را از مسئولیت رعایت نشدن حقوق خویش مبری کند . و نیز ، به این عذر که تنها است و بر جهان قدرتهای ستمگر حاکمند ، نمی تواند وظیفهِ خویش را در دفاع از حقوق خو‏د‏ و حقوق فرد فرد انسانها ‏و همه پدیده های هستی ‏بر زمین بگذارد .( ‏36‏ ) وقتی انسانی به دفاع از حقوق بر می خیزد ، خلیفهِ خدا در روی زمین می شود و چون فطرت انسان را باز می گوید ، بگونه ابراهیم ( ‏37‏ ) ، سخنگوی تمامی انسانیت می ‏شو‏د . و چون خلیفهِ خدا است ، تنها نیست ، خدا با اوست و سر انجام پیروز می شود . ‏خدا با او است وقتی او از بیان آزادی غافل ‏ن‏شود و بدین غفلت، بیان آزادی را در بیان قدرت از خود بیگانه نکند و راهبر ‏عقل خود نگرداند و ‏پندار و گفتار و کردار خویش ‏ترجمان قدرت نسازد . ‏
‏ اما چرا آزادی و حقوق ذاتی انسان هستند ؟ زیرا آزادی و حق را جز بر اصل توحید نمی توان در تصور آورد و تعریف کرد . بر اصل ثنویت ، حق و آزادی به لباس باطل در می آیند . برای مثال بر اصل ثنویت می گویند : آزادی هر کس آنجا تمام می شود که، از ﺁنجا، آزادی دیگری شروع می شود . اما آیا دانش هر کس ‏هم ‏آنجا تمام می شود که دانش دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ آیا ابداع و خلاقیت هر کس ‏هم ‏جائی تمام می شود که ابداع و خلاقیت دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ آیا خدمتگزاری ، عدالتخواهی ، دوستی و عشق و ... هر کس ‏هم ‏آنجا تمام می شود که خدمتگزاری ، عدالتخواهی ، دوستی و عشق و ... دیگری، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ پس تعریف آزادی باید در برگیرنده زور و بکار بردن آن نیز باشد ، تا بتوان گفت : آزادی هر کس آنجا تمام می شود که آزادی دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود . اما زور نبود آزادی است و با جبر ملازمه دارد . اگر آزادی عبارت شود از بکار بردن زور ، پس هر فرد در زندانی که «آزادی» فردهای دیگر است ، زندانی می شود . رابطه ها ، رابطه قوا می گردند و بدیهی است ، که قوی ترها وارد قلمرو "آزادی " ضعیف ترها می شوند . بر اصل روابط قوا ، آزادی و حقوق انسانی و حیات انسان و طبیعت هستند که قربانی می شوند .
‏ آزادی و حقوق بر اصل توحید تعریف دقیق خویش را پیدا می کنند : ‏آن آزادی که به تعریف نمی آید اما چون نسیم می توان حس‏ش‏ کرد،‏ آزادی است که ‏ ‏عقل ، در لحظه خلق، در لحظه اینهمانی جستن به هستی ، می یابد. از این رو، ‏اندیشه و عمل خالی از زور ، ‏صفت‏ آزاد ‏می جویند‏ ( ‏38‏ ) ‏. از این رو، آزادی حدگذار نیست ، حد و مرز بردار است : آزای هرکس مرز آزادی دیگری نیست ، ‏ فراخنای آزادی دیگر ‏است‏. بدین قرار ، وقتی هستی بر فطرت آفریده شده است و فطرت توحید است ، آزادی و حقوق ترجمان توحید و بنا بر این ذاتی انسان و غیر قابل سلب هستند .

 

دانلود فایل